فخمنده
licenseمعنی کلمه فخمنده
معنی واژه فخمنده
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(صفت) [قدیمی]
مختصات:
(فَ مَ دِ) (ص فا.)
آواشناسی:
منبع:
لغتنامه دهخدا
معادل ابجد:
779
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
magnificent
عربی
مهيب | رائع , عظيم , جميل , فخم , كبير , جليل , بديع
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "فخمنده" در زبان فارسی به معنای "فخرآور" یا "مغرور" است و معمولاً به عنوان صفت به کار میرود. برای استفاده صحیح از این کلمه و رعایت قواعد نگارشی، میتوانید به نکات زیر توجه کنید:
-
استفاده از واژه: "فخمنده" بیشتر در متون ادبی و شعر استفاده میشود. در متون عامیانه کمتر دیده میشود.
-
جایگاه کلمه: این کلمه به عنوان صفت میتواند قبل یا بعد از اسم بیاید. به عنوان مثال:
- "او فخمنده است."
- "فخمندهای که در مهمانی حضور داشت."
-
نحوه نوشتن: دقت کنید که حروف و نشانهها صحیح و کامل نوشته شوند و از الفاظ مجازی و غیررسمی خودداری شود.
-
ترکیب با دیگر واژهها: میتوانید این کلمه را با دیگر واژهها ترکیب کنید تا جملات زیباتری بسازید. مثلاً:
- "با چهره فخمندهاش به جمع وارد شد."
- "او در موقعیتهای مختلف، فخرمندانه رفتار کرد."
- فعلهای مناسب: برای توصیف حالات و رفتار اشخاصی که این صفت را دارا هستند، فعلهایی نظیر "افتخار کردن"، "فخر کردن" و "مغرور بودن" میتوانند مناسب باشند.
با رعایت این نکات، میتوانید از کلمه "فخمنده" به درستی و به شکل مؤثری در نوشتار فارسی استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- در جشن تولدش، همه مهمانان فخمنده بودند و لحظاتی فراموش نشدنی را تجربه کردند.
- آنجا یک فخمنده بزرگ با دکوراسیونی زیبا و رنگارنگ وجود داشت که نظر همه را جلب کرد.
- فخمندهای که در میدان اصلی شهر قرار دارد، نمادی از فرهنگ و هنر محلی محسوب میشود.
