فرانمودن
licenseمعنی کلمه فرانمودن
معنی واژه فرانمودن
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(مصدر متعدی) [قدیمی]
مختصات:
(فَ نُ یا نِ دَ) (مص م .)
آواشناسی:
منبع:
لغتنامه دهخدا
معادل ابجد:
431
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
making
عربی
عمل | تحضير
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "فرانمودن" در زبان فارسی به معنای "فرمودن به طور غیرمستقیم" است و به نوعی از شکلهای بیانی اشاره دارد که در آن افراد از گفتن مستقیم مطلبی خودداری میکنند. این کلمه بیشتر در متون ادبی و رسمی به کار میرود. در ادامه به برخی از قواعد و نکات نگارشی مرتبط با این کلمه اشاره میشود:
-
نحو و ساخت:
- "فرانمودن" یک فعل است و به صورت مصدر کار میرود.
- میتوان آن را در زمانهای مختلف صرف کرد: "فرانمودم"، "فرانمودی"، "فرانمودند" و ...
-
قید و مکان:
- این فعل میتواند به همراه قیدهای مختلف به کار رود. مثلاً: "او به آرامی فرانمود" یا "من در جلسه فرانمود که...".
-
ناحیه منفی:
- میتوان این کلمه را به صورت منفی نیز به کار برد: "او فرانمود که این کار را نکنید".
-
تناسب با بافت:
- این واژه بیشتر در بافتهای رسمی و ادبی مورد استفاده قرار میگیرد، بنابراین در مکالمات روزمره کمتر شنیده میشود.
-
هممعنیها:
- واژههای مشابه مانند "فرمودن"، "گفتن" و "بیان کردن" میتوانند در مواقع مختلف جایگزین این کلمه شوند، اما هر کدام دلالتهای متفاوتی دارند.
- تأکید و تفصیل:
- برای تأکید بر جملهای که "فرانمودن" در آن استفاده شده، میتوان از جملات توصیفی یا توضیحی استفاده کرد: "او در آن جلسه فرانمود که ما باید به اهدافمان برسیم، زیرا..."
استفاده از "فرانمودن" نیازمند آشنایی با بافتهای رسمی و ادبی است و باید توجه داشت که در محاورات روزمره ممکن است کمتر کاربرد داشته باشد.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- او در تلاش بود تا احساسات واقعیاش را از دیگران پنهان کند و به همین خاطر به خوبی فرانسود.
- معلم از دانشآموزان خواسته بود تا در داستانهایشان شخصیتها را به گونهای فرانسوند که احساسات آنها واقعاً منتقل شود.
- وقتی برادرش از او پرسید که چه احساسی دارد، به طور ناخودآگاه فرانسود که همه چیز خوب است، در حالی که در درونش نگران بود.
