شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

farjām
end  |

فرجام

معنی: فرجام . [ ف َ ] (اِ) بر وزن و معنی انجام است که به معنی انتها و آخر باشد. (برهان ). عاقبت . (غیاث ). خاتمه . ختام . (یادداشت به خط مؤلف ). در زبان پهلوی فرژام و فرجام و فرجامینیتن ، از پارسی باستان ظاهراً فرجامه از ریشه ٔ گم به معنی رفتن . (از حاشیه ٔ برهان چ معین ) :
ابله و فرزانه را فرجام خاک
جایگاه هر دو اندر یک مغاک .
رودکی .
که چون باشد انجام و فرجام جنگ
که را بیش خواهد بد اینجا درنگ .
دقیقی .
چنین است فرجام آوردگاه
یکی خاک یابد یکی فر و جاه .
فردوسی .
شما هیچ دل را مدارید تنگ
چنین است آغاز و فرجام جنگ .
فردوسی .
چرا به هم نکنی زر و سیم خویش به جهد
چرا نگه نکنی کارخویش را فرجام .
فرخی .
زمستان رابود فرجام نوروز
چنان چون تیره شب را عاقبت روز.
فخرالدین اسعد.
همین است و یک رزم مانده ست سخت
بکوشیم تا چیست فرجام بخت .
اسدی .
فرجام کار خویش نگه کن چو عاقلان
فرجامجوی روی ندارد به رود و جام .
ناصرخسرو.
همه فردای تو به از امروز
همه فرجام تو به از آغاز.
مسعودسعد.
با خود گفت غفلت کردم و فرجام کار غافلان چنین باشد. (کلیله و دمنه ).
خاقانیا منال که غم را چو تو بسی است
کاول نشست جفت و به فرجام فرد خاست .
خاقانی .
که شیرین انگبینی بود در جام
شهنشه روغن او شد به فرجام .
نظامی .
پیر میخانه همی خواند معمایی دوش
از خط جام که فرجام چه خواهد بودن .
حافظ.
- بدفرجام ؛ بدعاقبت : گدایی نیک سرانجام به از پادشاهی بدفرجام . (گلستان ).
- بدفرجامی ؛ بدعاقبتی :
وفاداری کن و نعمت شناسی
که بدفرجامی آرد ناسپاسی .
سعدی (صاحبیه ).
- خوب فرجام ؛ آنکه عاقبت کارش نیک باشد. خوش فرجام . خوشبخت :
برش تنگدستی دو حرفی نوشت
که ای خوب فرجام نیکوسرشت .
سعدی (بوستان ).
- فرخنده فرجام ؛ خوب فرجام . خوشبخت :
هم از بخت فرخنده فرجام تست
که تاریخ سعدی در ایام تست .
سعدی (بوستان ).
- نافرجام ؛ بدعاقبت . (غیاث ) :
هیچ دانی که چیست دخل حرام
یا کدام است خرج نافرجام ؟
سعدی (صاحبیه ).
- نیک فرجام ؛ خوب فرجام . عاقبت به خیر:
بخواند هوشمند نیک فرجام
نشاید کرد ضایع خیره ، ایام .
سعدی .
... ادامه
973 | 0
مترادف: آخر، آخرالامر، اختتام، انتها، انجام، پايان، پسين، خاتمه، ختم، سرانجام، عاقبت الامر، عاقبت، غايت، نهايت، واپسين
متضاد: آغاز، ابتدا، اول، بدايت، شروع
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) [پهلوی: fražam]
مختصات: (فَ رْ) [ په . ] (اِ.)
الگوی تکیه: WS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: farjAm
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 324
شمارگان هجا: 2
دیگر زبان ها
انگلیسی
end | conclusion , ending , finish , appeal
ترکی
çekici
فرانسوی
appel
آلمانی
appellieren
اسپانیایی
apelar
ایتالیایی
appello
عربی
نهاية | حد , غاية , طرف , توقف , هدف , غرض , هلاك , نتيجة , كيس , بقية , وضع حد , انتهى , أنهى , فرغ , قتل , قصد , قطع
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

"فرجام" در زبان فارسی به معنای "پایان" یا "نتیجه" است و در متون مختلف به اشکال مختلفی کاربرد دارد. برای به کارگیری صحیح این کلمه و رعایت قواعد نگارشی، نکات زیر را مد نظر داشته باشید:

  1. استفاده در جمله:

    • فرجام یک کلمه رسمی و ادبی است، بنابراین بهتر است در متونی که درجه رسمی‌بودن آن‌ها بالا است، مانند مقالات علمی، ادبیات، یا نوشته‌های رسمی به کار رود.
    • مثال: "فرجام این پروژه موفقیت‌آمیز بود."
  2. نکات نگارشی:

    • "فرجام" به صورت مستقل و بدون علامت خاص نگارشی قابل استفاده است، اما اگر در ترکیب‌های دیگر به کار رود، باید به قواعد جمله‌سازی دقت شود.
    • مثال: "فرجام کار" یا "فرجام زندگی".
  3. تلفظ:

    • تلفظ صحیح این کلمه به صورت "farjâm" است و باید در هنگام گفتار به این نکته توجه داشت.
  4. معنی و مصداق‌ها:

    • استفاده از "فرجام" در متون فلسفی و ادبی به معنای نتیجه یا پایان یک رویداد یا داستان کاربرد دارد.
    • مثال: "فرجام داستان نشان دهندهٔ درس‌هایی است که باید از آن آموخت."
  5. هم‌نشینی با سایر واژه‌ها:
    • این کلمه می‌تواند با افعال و صفت‌های مختلف ترکیب شود، مانند "تعیین فرجام" یا "تحلیل فرجام".

با رعایت این نکات، می‌توانید به کاربری صحیح و مؤثر از کلمه "فرجام" در نوشته‌های خود دست یابید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. فرجام تلاش‌های او پس از سال‌ها با دستیابی به موفقیت‌های بزرگ مشخص شد.
  2. در نهایت، فرجام این داستان تلخ و شیرین درس‌های ارزشمندی برای نسل‌های آینده به همراه داشت.
  3. او همیشه امیدوار بود که فرجام این پروژه، تغییرات مثبتی در جامعه به همراه آورد.

واژگان مرتبط: پایان، استنتاج، نتیجه، انعقاد، پرداخت، پرداخت رنگ وروغن، فرج

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری