شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

fart
excess  |

فرط

معنی: فرط. [ ف َ ] (ع اِمص ) اسم است افراط را. (منتهی الارب ). اسم است افراط را: ایاک والفرط فی الامر؛ بپرهیز از تجاوز از حد در کار خود. (از اقرب الموارد) : فرط اکرام ملک بدو این بطر راه داده است . (کلیله و دمنه ). || (اِ) کوه خرد. (منتهی الارب ). کوه کوچک . (اقرب الموارد). || سر پشته . (منتهی الارب ). رأس الاکمة. (اقرب الموارد). || نشان و علامت راه . ج ، اَفْرُط، اَفْراط. (منتهی الارب ). نشانه ٔ استوار از نشانه های زمین که بدان راهروان هدایت شوند. (از اقرب الموارد). || هنگام ، و ابوعبیده گوید که فرطزیاده از پانزده روز و کمتر از سه روز نباشد. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || حین چنانکه گوئی : آتیک بعد فرط؛ أی بعد حین و لقیته فی الفرط بعدالفرط؛ أی الحین بعد الحین . (اقرب الموارد). || (اِمص ) چیرگی . (منتهی الارب ). غلبه و زیادتی .(غیاث ) : ...که صدق مناصحت و فرط اخلاص برزویه دانسته . (کلیله و دمنه ). چون فضل قوت و فرط شوکت لشکر سلطان دیدند برمیدند. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ).
- از فرط ؛ در نتیجه ٔ فراوانی و بسیاری و کثرت . (یادداشت به خط مؤلف ). معمولاً به حالت مضاف بر کلمه ٔ دیگر آید :
از فرط عطای او زند آز
پیوسته زامتلا زراغن .
بوسلیک .
ببندد دهان خود از فرط بخل
که برناید از سینه ٔ او رچک .
طیان .
امیر ناصرالدین از فرط کرم و کمال مکارم ، بر خود واجب ساخت که این دعوت را اجابت کند. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ).
قوت شاعره ٔ من سحر از فرط ملال
متنفر شده از بنده گریزان میرفت .
حافظ.
|| (مص ) سستی کردن در کاری . (منتهی الارب ). تقصیر در کاری . (از اقرب الموارد). || فوت نمودن کاری را. (منتهی الارب ). ضایع گذاشتن کاری تا فوت شود. (اقرب الموارد). || شکافتن . || بر کسی تعدی کردن . (ترجمان جرجانی ). اذیت کردن . || غلبه کردن . (از اقرب الموارد). || بی تیمار گذاشتن کار را. (منتهی الارب ). || از دست رفتن چیزی کسی را. (از اقرب الموارد). || درگذشتن در کاری . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || پرگویی کردن و پیشدستی کردن در سخن . (از اقرب الموارد). پیشدستی کردن و از حد درگذشتن در گفتار. (منتهی الارب ). پیشدستی کردن در گفتار بدون فکر. (از اقرب الموارد). || فرزند نارسیده مردن کسی را. (منتهی الارب ). کسی را فرزندان خرد مردن . (اقرب الموارد). || شتاب کردن . عجله کردن . (از اقرب الموارد). || پیشی کردن و فرستادن پیغامبر خود را. (منتهی الارب ). پیش افتادن و فرستادن به کسی . (از اقرب الموارد). || گشنی داده نشدن خرمابن چندانکه خشک و درشت گردد طلع آن . || پیش از قوم رفتن بر آب تا درست کند اسباب آبخور را از دلو و چاه و رسن و جز آن . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).
... ادامه
528 | 0
مترادف: 1- بسياري، زيادي، فراواني، فزوني، كثرت 2- افراط، زياده روي
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم مصدر) [عربی] [قدیمی]
مختصات: (فَ رْ) [ ع . ]
الگوی تکیه: S
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: fart
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 289
شمارگان هجا: 1
دیگر زبان ها
انگلیسی
excess
ترکی
aşırı
فرانسوی
excès
آلمانی
überschuss
اسپانیایی
exceso
ایتالیایی
eccesso
عربی
فائض | شطط , تجاوز الحدود , زيادة , إفراط , فرط , مفرط , إسراف , انغماس
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "فرط" در زبان فارسی به معنی افراط یا زیاده‌روی است و معمولاً در متون ادبی و رسمی به کار می‌رود. در اینجا به برخی از قواعد و نکات نگارشی مرتبط با این کلمه اشاره می‌کنیم:

  1. نقطه گذاری: کلمه "فرط" باید در جملات به درستی نقطه‌گذاری شود. مثلاً اگر در پایان جمله‌ای قرار گیرد، باید با نقطه تمام شود.

    مثال: "افراط در هر چیزی می‌تواند مضر باشد."

  2. معنای کلمه: در متن‌هایی که به توضیحات بیشتری نیاز دارند، بهتر است قبل از استفاده از کلمه "فرط"، معنای آن توضیح داده شود تا خواننده دچار ابهام نشود.

    مثال: "فرط به معنای زیاده‌روی است."

  3. تنوع نوشتاری: در نگارش غیررسمی و محاوره‌ای، ممکن است به جای "فرط" از معادل‌های دیگری مانند "افراط" و "زیاده‌روی" استفاده شود. در نوشتار رسمی بهتر است از "فرط" استفاده کنیم.

  4. ترکیب‌های رایج: این کلمه معمولاً در ترکیب‌هایی مانند "فرط محبت"، "فرط عشق"، یا "فرط خشم" به کار می‌رود. این ترکیبات می‌توانند هم معنای افراط را تداعی کنند و هم تأکید بر شدت یک احساس.

  5. استفاده در ادبیات: در متون ادبی، استفاده از "فرط" اغلب با بار معنایی خاصی همراه است و می‌تواند تأثیر عمیق‌تری بر خواننده بگذارد.

با رعایت این نکات می‌توانید به درستی از کلمه "فرط" در نوشتار خود استفاده کنید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. او در فرط شادی نمی‌توانست خنده‌هایش را کنترل کند.
  2. فرط استرس باعث شد که او نتواند به درستی تصمیم بگیرد.
  3. با وجود فرط خستگی، او هنوز هم به ورزش کردن ادامه می‌داد.

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری