فروخوردن
licenseمعنی کلمه فروخوردن
معنی واژه فروخوردن
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(مصدر متعدی) [مجاز]
مختصات:
آواشناسی:
منبع:
لغتنامه دهخدا
معادل ابجد:
1146
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
to sink
عربی
غرق | غوص , خفض , غور , انهار , غاص , غطس , غرق سفينة , فور , تدنى , خسر , اخترق , استغرق , أضعف المعنويات , نزل , حطم , هزم , أطاح , أثر , حفر , سدد دين , سجل هدفا , دمر سمعته , نسى , اختفى , دخل , وظف مالا , غرز , أضعف , إستثمر أموالا , لتغرق
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "فروخوردن" در زبان فارسی به معنی بلعیدن یا بلع میباشد و به قسمتهای زیر تقسیم میشود:
- فرو: پسوند حرکتی که به معنای پایین یا داخل میباشد.
- خوردن: فعل اصلی به معنای بلعیدن.
قواعد نگارشی مرتبط با "فروخوردن":
-
نحوه نوشتار:
- "فروخوردن" به صورت جداگانه نوشته نمیشود و بهعنوان یک کلمه مرکب تلقی میگردد.
- در جملات استفاده میشود به شکل فعلی، مثلاً: "او دارو را فروخورد."
-
صرف فعل:
- "فروخوردن" از لحاظ صرفی به شکلهای مختلفی قابلاستفاده است، مثلاً:
- من فروخوردم
- او فروخورد
- ما فرو خواهیم خورد
- "فروخوردن" از لحاظ صرفی به شکلهای مختلفی قابلاستفاده است، مثلاً:
-
استفاده در جملات:
- میتوان برای ایجاد جملات توصیفی از این کلمه استفاده کرد:
- "کودک دارو را به راحتی فروخورد."
- "او به آرامی غذا را فروخورد."
- میتوان برای ایجاد جملات توصیفی از این کلمه استفاده کرد:
- نکات نگارشی:
- بهعنوان یک فعل، باید توجه داشت که در جملات فعلهای دیگر میتواند به صورت فعل مرکب یا اصلی به کار رود.
- توجه به زمان فعل و تطابق آن با موضوع جمله ضروری است.
با رعایت این نکات، میتوانید از "فروخوردن" بهدرستی در نوشتار و مکالمات خود استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- او به دلیل عصبانیت، احساساتش را در خودش فروخورد.
- برای موفقیت در زندگی، باید گاهی سختیها را فروخورد و به جلو پیش رفت.
- وقتی با مشکلات روبرو میشد، به جای ابراز احساساتش، همه چیز را فروخورد و به تنهایی با آنها دست و پنجه نرم کرد.
