شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

fe(a)riz
freeze  |

فریز

معنی: فریز. [ ف َ / ف ِ ] (اِ) گیاهی است در نهایت سبزی وتازگی که از خوردن آن دواب فربه شوند. (برهان ). مَرغ . چمن . پرند. (یادداشت بخط مؤلف ). فرزد. فرزه . فریز. فریج . فرز. فرژ. (فرهنگ فارسی معین ) :
ای که در بستان جانم شاخ مهر
دست در هم داده چون شاخ فریز.
نزاری قهستانی .
|| نوعی گیاه خوشبوی را نیز گویند. || سجاف و فراویز جامه را هم گفته اند. (برهان ) :
جاودان در ملک دولت زی که باشد بی تو ملک
همچو تن بی جان و جان بی عقل و جامه بی فریز.
قطران .
|| گوشت قدید و کباب گوشت قدید را نیز میگویند، یعنی گوشتی که آن را خشک کرده باشند. (برهان ). رجوع به فریس شود. || کندن و ستردن موی و پشم باشد خواه از سر و خواه از عضو دیگر، چنانکه هرگاه گویند فلانی سر را فریز کرد، مراد آن باشد که سر را تراشید و پوست رافریز کرد یعنی پشم آن را کند. (برهان ). فریز کردن . رجوع به فریز کردن و فرهنگ جهانگیری ذیل فریز شود.
... ادامه
528 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) ‹پریز، فریج، فریژ، فریس، فرز، فرزد، فرزه› (زیست‌شناسی) [قدیمی]
مختصات: (فَ) (اِ.)
الگوی تکیه: WS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: fereyz
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 297
شمارگان هجا: 2
دیگر زبان ها
انگلیسی
freeze
ترکی
dondurucu
فرانسوی
congélateur
آلمانی
gefrierschrank
اسپانیایی
congelador
ایتالیایی
congelatore
عربی
تجمد | صقيع , الصقيع المتجمد , جمد , تجلد , إستشعر بردا شديدا , تخثر , سلك سلوكا باردا , انسد , إنقطع عن الحركة , عامل ببرودة , برد الطعام , مات من البرد , تمسك , جمد القروض المصرفية , فتر , تجميد
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "فریز" در زبان فارسی به معنای یخ‌زدن یا منجمد کردن چیزی است و عمدتاً در زمینه‌های مربوط به غذا و ذخیره‌سازی مواد مورد استفاده قرار می‌گیرد. در نگارش این کلمه، موارد زیر باید مدنظر قرار گیرد:

  1. املا: کلمه "فریز" به همین صورت نوشته می‌شود و از حروف فارسی استفاده می‌کند.

  2. نشانه‌گذاری: هنگام استفاده از این کلمه در جمله، باید توجه شود که به نحو صحیح و متناسب با ساختار جمله، از آن استفاده شود. به‌عنوان مثال:

    • "من مواد غذایی را فریز می‌کنم تا برای مدت طولانی‌تر تازه بمانند."
    • "قبل از فریز کردن غذاها، باید آن‌ها را به خوبی شست و آماده کرد."
  3. تقسیم کلمات: اگر در متن نیاز به واژه‌گذاری باشد، می‌توان "فریز" را به دو قسمت "فری" و "ز" تقسیم کرد، اما معمولاً در زبان گفتاری و نوشتاری به‌طور کلی به صورت واحد به کار می‌رود.

  4. استفاده از واژه‌های مترادف: هرچند "فریز" یک واژه تخصصی است، در برخی از متن‌ها ممکن است به معادل‌های دیگر مانند "منجمد کردن" یا "یخ زدن" اشاره شود.

  5. تلفظ: تلفظ درست این کلمه به صورت "فریز" است و باید از هر گونه تلفظ اشتباه خودداری شود.

استفاده صحیح و مناسب از کلمات در نگارش و گفتار می‌تواند به روشن شدن پیام و مفهوم کمک کند.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. من همیشه میوه‌ها را بعد از خرید در فریز قرار می‌دهم تا تازه بمانند.
  2. فریز کردن غذاها یکی از بهترین راه‌ها برای حفظ تازگی و طعم آن‌هاست.
  3. وقتی به خانه برگشتم، متوجه شدم که یخچال فریز کرده و همه چیز یخ زده است.

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری