جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: فسانه . [ ف َ /ف ِ ن َ / ن ِ ] (اِ) مخفف افسانه است . (از حاشیه ٔ برهان چ معین ). افسانه و حکایت بی اصل . (برهان ). حکایت وسرگذشت بی اصل بود که زنان گویند. (صحاح الفرس ). مثل . داستان . افسانه . (یادداشت بخط مؤلف ) : شاد زی با سیاه چشمان شاد که جهان نیست جز فسانه و باد. رودکی . و دیگر که گیتی فسانه ست و باد چو خوابی که بیننده دارد به یاد. فردوسی . تو این را دروغ و فسانه مدان بی کسان روش در زمانه مدان . فردوسی . بما نمودی آن چیزها که یاد کنیم گمان بریم که این در فسانه بود مگر. فرخی . ز ما ماند در این گیتی فسانه در آن گیتی جزای جاودانه . فخرالدین اسعد. تنش گردد شقاوت را فسانه روانش تیر خذلان را نشانه . فخرالدین اسعد. بشنو سخن این کبود گنبد فتنه چه شوی خیره بر فسانه . ناصرخسرو. حقیقت بجوی از سخنهای عامی فسانه چو دیوانه چون گوش داری ؟ ناصرخسرو. ره زین شب تاریک نبردند برون گفتند فسانه ای و در خواب شدند. خیام . ای آنکه از حکایت جود تو در جهان اخبار «معن زائده » شد چون فسانه خوار. عبدالواسع جبلی . جان خاتون عالم است چنانک پرصدا عالم از فسانه ٔ اوست . خاقانی . فرومیخواند ازاین مشتی فسانه در او تهدیدهای مادگانه . نظامی . ترکیب ها: - فسانه پرداز . فسانه خواندن . فسانه سرای . فسانه سگالیدن . فسانه شدن . فسانه گشتن . فسانه گوی . رجوع به این مدخل ها در ردیف خود شود. || (ص ) شهرت یافته و مشهورشده . (برهان ) : خاقانی شد فسانه ٔ عشقت در دست تو این فسانه بایستی . خاقانی . فسانه بود خسرو در نکویی فسونگر بود وقت نغزگویی . نظامی . fable خرافة، أسطورة، حكاية رمزية، كذب، مثل قول، بهتان، اختلق masal fable fabel fábula favola
کلمه "فسانه" در زبان فارسی به معنای داستان یا افسانه خیالی است. اگر بخواهیم نکات قواعدی و نگارشی پیرامون این کلمه را بررسی کنیم، چند نکته را میتوان در نظر گرفت:
نگارش صحیح: کلمه "فسانه" باید به همان شکل ذکر شده نوشته شود و از اشتباهاتی مانند "فسانه" غلطی دیگر دوری کنید.
جنس کلمه: "فسانه" یک اسم مؤنث است و در جملات به صورت مؤنث مورد استفاده قرار میگیرد. برای مثال: "این فسانه زیباست."
جمعسازی: جمع این کلمه "فسانهها" است. به عنوان مثال: "این فسانهها احساسات قوی را منتقل میکنند."
کاربرد در جملات: میتوان این کلمه را در جملات مختلف به کار برد، مثلاً: "کتابهای او پر از فسانههای جذاب است."
استفاده از ترکیبها: این کلمه میتواند در ترکیب با دیگر کلمات نیز مورد استفاده قرار گیرد، مانند "فسانههای کودکانه" یا "فسانههای سنتی."
با رعایت این نکات، میتوانید به طور صحیح و مؤثر از کلمه "فسانه" در نوشتار و گفتار خود استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
در داستانهای قدیمی، فسانهها همواره نماد کشورهای دور و تیره بودهاند.
این فسانه با روایتهای جادویی و افسانهای از قهرمانان بزرگ پر شده است.
او به دنبال فسانههای ناپیدا در دل جنگلهای انبوه بود.