جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: فعال . [ ف َ ] (ع اِ) دسته ٔ تبر و تیشه و جز آن . ج ، فُعُل . || کرم و جوانمردی . || کردار نیکو یا در خیر یا در شر هر دو استعمال کنند. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). بفتح اول برای فاعل مفرد است و اگر فاعل بیش از یک باشد بکسر اول آید: هم حسان الفعال . (از اقرب الموارد) : فعالش مایه ٔ خیر و جمالش آیت خوبی جلالش نزهت خلق و کمالش زینت دنیا. منوچهری . نفرین کنم ز درد فعال زمانه را کو داد کبر و مرتبه این گو فسانه را. شاکر بخاری . آن را که ندانی نسب و نسبت و حالش وی را نبود هیچ گواهی به فعالش . ناصرخسرو. کس از من سیه نامه تر دیده نیست که هیچش فعال پسندیده نیست . سعدی (بوستان ). - بدفعال ؛ بدفعل . بدکار. گناهکار : خداوند جهان به آتش بسوزد بدفعالان را بر این قائم شده ست اندر جهان بسیاربرهانها. ناصرخسرو. - خورشیدفعال ؛ درخشان . آنکه نورو بهره اش بهمه میرسد، مانند خورشید : ای نه جمشید و به صدر اندر جمشیدسیر ای نه خورشید و به بزم اندر خورشیدفعال . فرخی . - دشمن فعال ؛ آنکه کارش بدشمنان ماند. دشمن کردار. ماننددشمن : ندانم چون تو در عالم دگر دوست اگرچه دوستی دشمن فعالی . سعدی . || (مص ) نیکویی یا بدی کردن . (منتهی الارب ). پركار، ساعي، سخت كوش، كارآمد، كارآ، كاري، كوشا، مجد تن آسا active, energetic, acting, strenuous, cracking, smart, snappy, spiriting, peppy, pushful, spirited, go-ahead, hot-shot aktif actif aktiv activo attivo کاری، معلوم، کنشگر، کنشی، ساعی، جدی، دارای انرژی، پرتکاپو، کارمایهای، عامل، کفالت کننده، فاعل، شدید، بلیغ، مشتاق، با حرارت، زرنگ، زیرک، با هوش، شیک، جلوه گر، با روح، تند، سرزنده، گاز گیر، سرحال، چالاک، پر نیرو، متهور، خود نما
کلمه «فعال» در زبان فارسی به معنای «فعال» و «پویاتر» است و در موارد مختلفی به کار میرود. برای استفاده صحیح از این کلمه و نگارش آن، چند نکته و قاعده مهم وجود دارد:
۱. تلفظ و نوشتار: کلمه «فعال» باید به صورت صحیح و به همین شکل نوشته شود. از نوشتن آن به روشهای نادرست مانند «فعل» یا «فعّال» پرهیز کنید.
۲. قسمتهای گفتاری: این کلمه میتواند به عنوان صفت (مثلاً: «یک فرد فعال») و همچنین به عنوان اسم در بعضی از ترکیبات به کار رود (مثلاً: «فعالیت»).
۳. نوع جملات: هنگام استفاده از «فعال» در جملات، باید به کلمهای که در جمله به کار میرود توجه کنید. به عنوان مثال:
«او فردی فعال و پویا است.»
«فعالیتهای اجتماعی میتواند تأثیر مثبتی بر جامعه داشته باشد.»
۴. قید و صفت: «فعال» میتواند به عنوان قید نیز به کار برود:
«او بهصورت فعال در پروژهها شرکت میکند.»
۵. ترکیبات و عبارات مربوط: کلمات مرتبط شامل «فعالیت»، «فعالسازی» و «فعالساز» هستند که باید به تناسب با «فعال» به کار روند.
۶. خودداری از اشتباهات نگارشی: از اشتباهاتی نظیر «فعل» به جای «فعال» یا ترکیبهای نادرستی که ممکن است مفهوم آن را تغییر دهند، پرهیز کنید.
با رعایت این نکات میتوانید به درستی از کلمه «فعال» در نوشتار و گفتار خود استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
او همیشه در کلاس درس بسیار فعال است و به سوالات پاسخ میدهد.
گروههای محیطزیستی برای حفظ منابع طبیعی بهطور فعال تلاش میکنند.
ورزش کردن بهطور منظم به حفظ سلامتی و فعال نگهداشتن بدن کمک میکند.
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: کاری، معلوم، کنشگر، کنشی، ساعی، جدی، دارای انرژی، پرتکاپو، کارمایهای، عامل، کفالت کننده، فاعل، شدید، بلیغ، مشتاق، با حرارت، زرنگ، زیرک، با هوش، شیک، جلوه گر، با روح، تند، سرزنده، گاز گیر، سرحال، چالاک، پر نیرو، متهور، خود نما
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر