شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

qāsem
qasim  |

قاسم

معنی: قاسم . [ س ِ ] (اِخ ) ابن محمدبن ثانی مشهور به ابن ثانی (1236 - 1331 هَ . ق . / 1821 - 1913 م .) از تمیم و از طائفه ٔ بنی حنظله و مؤسس حکومت آل ثانی در قطر خلیج فارس است . در آن شهر تولد یافت و در زمان پدر خود به جای او ریاست آن سامان را به عهده گرفت و شورشی را که بر پا شده بود فرونشاند. مردم دور او گرد آمدند و او سرپرستی و ریاست آنان را در قریه ٔ دوحه که از قراء قطر و تابع بحرین بود به عهده گرفت ، وآن را پس از جنگهائی به سال 1290م . از بحرین جدا ساخت و چیزی نمانده بود که بر بحرین نیز دست یابد و انگلستان هم در این جنبش دخالت داشت و قاسم با آن کشورپیمان بست و کوشید که بر احساء مسلط گردد. ترکهای عثمانی در برابر او مقاومت کردند. وی در ضمن جنگی بر آنان پیروز گشت ولی سرانجام کارش بسستی گرائید. خاندان امام عبدالرحمن بن فیصل سعود و فرزندش عبدالعزیزبن عبدالرحمن که مطرود آل رشید بودند به سال 1308 هَ . ق . 1890/ م . پیش از آنکه به کویت وارد شوند در حدود دو ماه نزد وی ماندند. قاسم کوشش خود را به بازرگانی و معاملات لؤلؤ بکار انداخت و بیش از 20 کشتی برای استخراج لؤلؤ در دست داشت و تعداد فراوانی از بندگان خریداری کرد و آزاد ساخت و برای آنان در قطر دهی بنا کردند و آن را سودان نام گذاردند. وی مردی دلاورو جنگجو و بزرگوار بود. و مذهب حنبلی داشت و شیوا سخن میگفت . برخی از مورخان درباره ٔ وی گویند: وی حاکم قطر و خطیب روزهای جمعه و قاضی و مفتی و امیر آن سامان بود و اشعار عامیانه ٔ (نبطی ) نیز دارد که بخشی از آن را در دیوان کوچکی چاپی گرد آورده است . عمری دراز یافت به طوری که میگفتند که وی در یکصدوپانزده سالگی وفات یافت و بیش از نود زن گرفت و فرزندان و نوادگان او بزرگ شدند و در سالهای آخر زندگانیش هنگامی که سوار میشد شصت نفر از فرزندان و فرزندزادگانش با وی سوار میشدند. چون کار ابن سعود (ملک عبدالعزیز) قوت گرفت و شعاع حکومت خود را در نجد گسترش داد قاسم از وی بترسید و پیامی تهدیدآمیز به وی فرستاد. ابن سعود به سوی وی حرکت کرد و قاسم پیش از رسیدن ابن سعود وفات یافت و پس از آن میان آل سعود و آل ثانی صلح برقرار گردید. اهل قطر و بحرین قاف را بین یاء و جیم تلفظ میکنند و قاسم را جاسم میگویند. رجوع به مجله ٔ لغةالعرب ج 3 ص 161 و 274 و قلب جزیرة العرب ص 133 و تاریخ نجد الحدیث ص 90 و 91 و 100 و 190 و عمان و الساحل الجنوبی الخلیج الفارسی ص 227 و 300 و 306 و دیوان النبط ج 1 ص یج و الاعلام زرکلی چ 2 ج 6 ص 20 شود.
... ادامه
678 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم، صفت) [عربی] [قدیمی]
مختصات: (س ) [ ع . ] (اِفا.)
الگوی تکیه: WS
نقش دستوری: اسم خاص اشخاص
آواشناسی: qAsem
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 201
شمارگان هجا: 2
دیگر زبان ها
انگلیسی
qasim
ترکی
kasım
فرانسوی
qassim
آلمانی
qasim
اسپانیایی
qasim
ایتالیایی
qasim
عربی
قاسم
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

قاسم یک اسم عربی مردانه است که در زبان فارسی نیز کاربرد دارد. در زیر به برخی از قواعد و نکات نگارشی مرتبط با کلمه "قاسم" اشاره می‌کنیم:

  1. خط نگارش:

    • "قاسم" با حرف "ق" شروع می‌شود و به حرف "م" ختم می‌گردد. در نوشتار فارسی، از حروف فارسی استفاده می‌شود.
  2. حروف بزرگ و کوچک:

    • در متون فارسی استندارد، اسم‌ها معمولاً با حرف بزرگ شروع می‌شوند، اما در متن‌های غیررسمی و در میان جملات، این قاعده ممکن است به طور کامل رعایت نشود. به عنوان مثال: "قاسم به مدرسه رفت."
  3. صوتی‌ شدن:

    • هنگام خواندن اسم "قاسم"، باید توجه داشت که "ق" به صورت "قاف" و "س" به صورت "سین" خوانده می‌شود.
  4. ترکیب‌ها:

    • "قاسم" می‌تواند به عنوان نام یا در ترکیب با دیگر واژه‌ها به کار رود؛ به عنوان مثال: "قاسمِ خوب"، "قاسم عزیز".
  5. نحوه‌ی جمع بستن:

    • اسم‌های خاص معمولاً جمع نمی‌بندند. بنابراین "قاسم‌ها" به طور عمومی کاربرد ندارد، مگر در موارد خاص یا غیررسمی.
  6. قید و وصف:

    • کلمه "قاسم" می‌تواند به راحتی در جملات به عنوان فاعل یا مفعول به کار رود. مثلاً: "قاسم فوتبال بازی می‌کند."
  7. معنی و مفهوم:
    • در زبان عربی، "قاسم" به معنای تقسیم‌کننده است، و در فرهنگ فارسی نیز نامی محبوب به شمار می‌آید.

این نکات به یادگیری و استفاده بهتر از کلمه "قاسم" در متون فارسی کمک می‌کند.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. قاسم همیشه در مدرسه بهترین نمره‌ها را می‌گرفت و باعث افتخار خانواده‌اش بود.
  2. در روز تولد قاسم، دوستانش برای او یک جشن Surprise در پارک ترتیب دادند.
  3. قاسم به همراه دوستانش تصمیم گرفتند تا برای حفظ محیط زیست درخت بکارند.

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری