شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

qāleb
format  |

قالب

معنی: قالب . [ ل َ / ل ِ ] (معرب ، اِ) معرب از کالبد. کالبد. (منتهی الارب ). شکل و هیأت .پیکر. هیکل . کالب . کلوب . (ناظم الاطباء). || آلت و ابزاری برای شکل دادن به مواد :
قالب این خشت بر آتش فکن
خشت نو از قالب دیگر بزن .
نظامی .
ترکیبات : قالب خشت . قالب کفش . قالب چکمه . قالب کلاه . قالب لباس (آلتی که بدان لباس را هموار سازند).
- بر قالب زدن ؛ در قالب آمدن :
خنده ها دارد ز روزن خانه ٔ معماریت
تا چه بر قالب زند بهرتو قالب کاریت .
محسن تأثیر (از آنندراج ).
- به قالب زدن ؛ ساختن . جعل کردن . سخن بیهوده به قالب زدن یا دروغ به قالب زدن ؛ یعنی گفتن . رجوع به این کلمه شود.
- از قالب بیرون (برون ) آمدن ؛ درست وآماده شدن :
که کار آمد برون از قالب ننگ
کلیدت را گشادند آهن از سنگ .
نظامی .
|| بوته . بوتقة. || یک قطعه ٔ بریده ٔ معین و معلوم از چیزی : قالب صابون . قالب یخ . قالب کره . قالب پنیر :
خام است نقره با بدن نازنین او
در قالب پنیر کند جا سرین او.
محسن تأثیر (از آنندراج ).
- قالب نان :
قالب نانی بدست آرم چه خون ها میخورم
دست کوته را تنور رزق چاه بیژن است .
صائب .
|| تن . بدن : قالب بی جان . یک جان در دو قالب :
جانی که ترا یافت به قالب چه نشیند
مرغی که ترا شد ز نشیمن چه نویسد.
خاقانی .
آن قابل امانت در قالب بشر
و آن عامل ارادت در عالم جزا.
خاقانی .
سر برکشد کرم چوکف شه مسیح وار
بر قالب کرم دم احیا برافکند.
خاقانی .
شعبده ای تازه برانگیختم
هیکلی از قالب نو ریختم .
نظامی .
تا من سگ تو شدم نمانده ست
از قالب من جز استخوانی .
عطار.
چار طبع مخالف سرکش
چند روزی بیکدگر شده خوش
چون یکی زین چهار شد غالب
جان شیرین برآید از قالب .
سعدی .
نجوید جان از آن قالب جدائی
که باشد خون جامش در رگ و پی .
حافظ.
- قالب از روان پرداختن ؛ قالب تهی کردن . کنایه از مردن :
روز آمد و بردوختم از دم لب را
پرداخته از روان و جان قالب را
اکنون که مرا زنده همی دارد شمع
شاید که چو روز زنده دارم شب را.
کمال اسماعیل .
رجوع به قالب تهی کردن شود.
|| آلتی است که آن را قالب گویند بواسیر که بخواهند برید بدان بگیرند و این آلت از بهر برداشتن دیوچه (زالو) سخت شایسته است . (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ).
... ادامه
883 | 0
مترادف: 1- شكل، طرح، فرم، هيئت، 2- ، بدن، تن، كالبد 3- ، قطع 4- بوته زرگري
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) [عربی، جمع: قوالب] ‹کالب›
مختصات: (علم عروض )
الگوی تکیه: WS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: qAleb
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 133
شمارگان هجا: 2
دیگر زبان ها
انگلیسی
format | template , mold , cast , model , case , cake , mandrel , size , standard , mandril , pat , ingot , mould
ترکی
biçim
فرانسوی
format
آلمانی
format
اسپانیایی
formato
ایتالیایی
formato
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "قالب" در زبان فارسی به چند معنی و کاربرد مختلف به کار می‌رود. برای استفاده صحیح از این کلمه در نوشتار فارسی، لازم است به نکات زیر توجه کنید:

  1. نحوه نوشتار:

    • کلمه "قالب" به صورت "قالب" و با اعراب (به عنوان یک اسم) نوشته می‌شود و باید از نوشتن آن به صورت‌های غلط مانند "قالب" بدون حروف صحیح حذر کرد.
  2. معانی:

    • قالب فیزیکی: به معنی شکل یا مدل خاصی که برای ریختن مواد استفاده می‌شود (مثلاً قالب کیک).
    • قالب ادبی: به معنی ساختار و فرم یک اثر ادبی (مانند قالب شعر، قالب داستان).
    • قالب فکری: به معنای الگو یا ساختاری از افکار و عقاید.
  3. نحوه به کارگیری:

    • در جملات می‌توان از "قالب" به‌عنوان اسم استفاده کرد: «او کیک را در قالب ریخت.»
    • همچنین می‌توان آن را به صورت مجازی به کار برد: «نویسنده در تلاش است تا از قالب‌های قدیمی خارج شود.»
  4. قواعد نگارشی:

    • از جداسازی "قالب" از اسامی دیگر خودداری کنید مگر در موارد خاص (مانند ترکیبات).
    • در نوشتار رسمی، سعی کنید از کاربردهای غیررسمی و افراطی اجتناب کنید.
  5. نکات مربوط به صرف و تصریف:
    • "قالب" می‌تواند جمع بسته شود: "قالب‌ها".
    • در صورت نیاز به نسبت دادن، می‌توانید بگویید: "قالب این کار".

این نکات به شما کمک می‌کند تا از کلمه "قالب" به درستی استفاده کنید و نگارشی صحیح داشته باشید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. برای ساختن کیک، بهتر است از یک قالب مناسب استفاده کنیم تا شکل آن درست در بیاید.
  2. طراحان گرافیک معمولاً از قالب‌های آماده برای ایجاد پوسترهای زیبا و جذاب استفاده می‌کنند.
  3. در هنرهای دستی، می‌توان با استفاده از قالب‌های مختلف، اشکال متنوعی را خلق کرد.

واژگان مرتبط: قطع، اندازه شکل، هیئت، نسبت، الگو، کپک، کپک قارچی، کالبد، کپرک، گچ گیری، مهره ریزی، طاساندازی، مدل، نمونه، طرح، سرمشق، پیکر، مورد، پرونده، حالت، محفظه، قضیه، کیک، قرص، سنبه، مرغک، اندازه، سایز، مقدار، میزان، قد، استاندارد، معیار، شعار، نمونه قبول شده، چونه، دست زدن اهسته، شمش، خشت

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری