جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: قبض . [ ق َ ] (ع مص ) به پنجه گرفتن : قبضه قبضاً؛ به پنجه گرفت آن را. قبض علیه بیده ؛ بدست گرفت او را و بند کرد. (منتهی الارب ). || دست کشیدن و بازایستادن از گرفتن . (منتهی الارب ). و این در صورتی است که به واسطه ٔ عن معمول گیرد، گویند قبض یده عن الشی ٔ؛ دست کشید و بازایستاد از گرفتن آن چیز. (ناظم الاطباء). ترنجیده کردن . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). || مردن . گویند: قُبِض َ فلان ؛ بمرد. || بشتاب پریدن و رفتن مرغ و جز آن . (منتهی الارب ). و از این معنی است قول خدای تعالی : او لم یروا الی الطیرفوقهم صافات و یقبضن . (از منتهی الارب ). || (اِمص ) ملک : صار الشی ٔ فی قبضک ؛ ای فی ملکک . (منتهی الارب ). تصرف . تملک . || گرفتاری . (ناظم الاطباء) : در این مدت در قبض و اندوه بودم . (انیس الطالبین ص 117). || بندکردگی . (ناظم الاطباء). گرفتگی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). مقابل بسط و اطلاق : چونکه قبضی آیدت ای راهرو آن صلاح تست آیس دل مشو. مولوی . || زمختی و انقباض . || کوتاهی . || تعدی و زبردستی . || (اِ) رسید. ترده ٔ رسید. سند رسید. (ناظم الاطباء). نوشته برای مالی . سند که دریافت مالی را حکایت کند. ج ، قبوض . 1- رسيد
2- انقباض، فشردگي، يبوست
3- اخذ، گرفتگي، گرفتن، گيرش
4- تصرف، تملك
5- اندوه، ملالت 1- بسط، رسيد
2- گشايش فاتورة، مشروع قانون، منقار، كشف حساب، إعلان، مزكرة، ضرب من السلاح، منجل، رسالة، شكوى مقدمة، برنامج، وثيقة، ورقة نقدية، أعلن، أدخل fatura facture rechnung factura conto
فاتورة|مشروع قانون , منقار , كشف حساب , إعلان , مزكرة , ضرب من السلاح , منجل , رسالة , شكوى مقدمة , برنامج , وثيقة , ورقة نقدية , أعلن , أدخل
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "قبض" به معنای دریافت، قبض یا سندی است که نشاندهنده دریافت وجه یا کالا میباشد. در زبان فارسی، استفاده صحیح از این کلمه و نگارش آن قواعد خاص خودش را دارد. در زیر به برخی از نکات مهم درباره نحوه استفاده و نگارش "قبض" اشاره میشود:
نگارش: کلمه "قبض" باید بهصورت صحیح و بدون نقص نگارش شود. بهعنوان مثال:
"قبض آب"
"قبض برق"
"قبض پرداخت"
تطابق با واژههای دیگر: در جملات، باید توجه داشت که "قبض" با دیگر واژهها به طور صحیح ترکیب شود:
"قبض فروش" (برای مدارک مالی)
"قبض رسید" (برای تأیید دریافت)
مفاهیم مرتبط: واژههای مرتبط با "قبض" نیز باید بهدرستی بکار گرفته شوند:
"پرداخت قبض"
"دریافت قبض"
نقطهگذاری: در نوشتار، استفاده از علائم نگارشی مانند ویرگول، نقطه و غیره در جملهها باید رعایت شود. مثلاً:
"لطفاً قبض را پس از پرداخت امضا کنید."
نحوه بیان: در جملات، باید توجه داشت که مفهوم بهطور واضح بیان شود:
"من قبض را پرداخت کردم." (در جملات اجتناب نکنید از ابهام)
استفاده در متنهای رسمی: در متون رسمی، باید از زبان خاص و رسمی استفاده شود:
"لطفا قبض مربوطه را در تاریخ مقرر تسلیم نمایید."
این قواعد میتواند به شما کمک کند تا کلمه "قبض" را بهطور صحیح و مؤثر در متون خود به کار ببرید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
من هر ماه قبض آب و برق را به موقع پرداخت میکنم تا از قطع خدمات جلوگیری شود.
برای تأیید پرداخت قبض، باید رسید را نگهداری کنیم تا در صورت بروز مشکل بتوانیم آن را به شرکت ارائه دهیم.
در پایان هر دوره، قبض تلفن همراه من افزایش یافته و باید دلایل آن را بررسی کنم.