جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: قبول . [ ق َ ] (ع مص ) پذیرفتن . || دلو را از ساقی گرفتن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). || (اِمص ) پذیرائی . (منتهی الارب ). || (اِ) مام ناف . (منتهی الارب ) (آنندراج ). || باد صبا از آن جهت که ضد دبور است . یا آن که مقابل در کعبه شرفهااﷲ میوزد. یا آن که مقبول طبایع و نفوس است . (منتهی الارب ) (آنندراج ). || (ص ) در فارسی اکثر به معنی مقبول آید و با لفظ افتادن و کردن استعمال نمایند. (آنندراج ) : ای کز کمال حسن تو حیران شده عقول در سینه ها عزیزی و در دیده ها قبول . میرحسن دهلوی (از آنندراج ). نیست غیر از ناقبولی سازگار راستان میخورم خون همچو تیر از دل پسندیهای خویش . ملا مفیدبلخی (از آنندراج ). || زیبا. خوب . || (اِمص ) خوبی . (منتهی الارب ). || جمال . (منتهی الارب ) (آنندراج ). || (اِ) هیأت و لباس .(منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). اجابت، استجابت، باور، پذيرش، پسند، تاييد، تراضي، تصديق، تصويب، تقبل، توافق، رضا، رضامندي، رضايت، صوابديد رد admission, compliance, adoption, acknowledgment, ratification, reception, intromission, agreement, imprimatur, accept قبول، اعتراف، إدخال، رسم الدخول، سماح بالدخول، تسليم بقضية، حق الدخول أو الإذن به kabul etmek accepter akzeptieren aceptar accettare پذیرش، اعتراف، ورودیه، تصدیق، دخول، موافقت، بر اوردن، اتخاذ، اقتباس، اختیار، قبول به فرزندی، فرزند خوا ندگی، سپاسگزاری، اقرار، خبر وصول، تشکر، تصویب، انعقاد، قبولی، پذیرایی، دریافت، مهمانی، برخورد، تو رفتگی، درج، ارسال، قرارداد، پیمان، معاهده، اجازه چاپ
قبول|اعتراف , إدخال , رسم الدخول , سماح بالدخول , تسليم بقضية , حق الدخول أو الإذن به
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "قبول" در زبان فارسی دارای معانی و کاربردهای متعددی است، و بنابراین قواعدی که بر آن حاکم است نیز متنوع است. در ادامه به برخی از نکات نگارشی و قواعد مربوط به این کلمه پرداخته میشود:
1. معانی و کاربردها:
به معنای پذیرفتن: "او پیشنهاد را قبول کرد."
به معنای پذیرش: "قبول شدن در دانشگاه"
به معنای تأیید: "قبول این موضوع برای من دشوار است."
2. اشتقاقات:
قابلیت: به معنای پذیرش و یا توانایی در انجام کاری.
قبولنامه: نامهای که نشاندهنده پذیرش یا تأیید چیزی است.
قبول کردن: فعل مرکب (به معنی پذیرفتن).
3. نکات نگارش:
رنگ و تأکید: در نوشتار غیررسمی، میتوان برای تأکید بر "قبول" از Italic یا Bold استفاده کرد.
نقطهگذاری: پس از جملهای که "قبول" در آن به کار رفته است، معمولاً از نقطه (.) استفاده میشود.
زبان محاورهای و رسمی: در زبان محاورهای ممکن است استفاده از "قبول" به شکل غیررسمی نیز فراوان باشد.
4. قواعد صرفی:
صرف فعل: "قبول کردن" به عنوان فعل باید با توجه به زمان و شخص مناسب صرف شود، مثلاً: "او قبول کرد"، "ما قبول کردیم" و غیره.
5. نکات خاص:
توجه به همایندیهای معنایی: در جملاتی که "قبول" به کار میرود، باید دقت کنید که همایندیهای معنایی حفظ شود. به عنوان مثال در جملاتی مانند "من این موضوع را قبول ندارم"، باید دقت شود که طرف گفتوگو یا موضوع به وضوح مشخص باشد.
6. مثالهای بیشتر:
"حضور شما در این جلسه را قبول داریم."
"این پیشنهاد به سرعت توسط مدیران قبول شد."
با توجه به موارد فوق، استفاده از کلمه "قبول" باید با دقت و در بافت مناسب صورت گیرد تا مفهوم به درستی منتقل شود.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
او تصمیم گرفت که پیشنهاد همکاری را قبول کند، چون فرصت خوبی برای پیشرفت بود.
بعد از بررسی شرایط، تیم مدیریت بالاخره درخواست تبدیلی را قبول کرد.
مهم است که در زندگی برخی از حقایق را قبول کنیم تا بتوانیم به رشد و پیشرفت ادامه دهیم.
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: پذیرش، اعتراف، ورودیه، تصدیق، دخول، موافقت، بر اوردن، اتخاذ، اقتباس، اختیار، قبول به فرزندی، فرزند خوا ندگی، سپاسگزاری، اقرار، خبر وصول، تشکر، تصویب، انعقاد، قبولی، پذیرایی، دریافت، مهمانی، برخورد، تو رفتگی، درج، ارسال، قرارداد، پیمان، معاهده، اجازه چاپ