شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

qara'
lottery  |

قرع

معنی: قرع . [ ق َ ] (ع اِ) کدو. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). به فارسی کدو و به ترکی قباق نامند و دو قسم میباشد، یکی را کدوی سبز و دیگری را رومی گویند، مجموع آن در دوم سرد وتر و ملین و مفتح و مدرّ بول و عرق و مسکن تشنگی و قلیل الغذاء و آب مطبوخ او در آنچه به خمیر گرفته یک شب در آتش تون و تنور گذاشته باشند با عسل و اندکی نطرون مسهل به اعتدال صفرا و با فلوس خیارشنبر و ترنجبین و خمیره ٔ بنفشه جهت تبهای صفراوی و دموی و با تمر هندی و شکر جهت اخراج صفرای سوخته و حرارت دماغ و وسواس و جنون و رمد و دردسری که از بخارات حارّه باشد مفید و قدر شربتش تا 45 مثقال است و خوردن کدو با مزوّرات جهت تبهای حارّه و سرفه و جگر گرم و ترطیب بدن و دماغ مؤثر و مرق خروس بچه که با کدو طبخ یافته باشد و با مغز تخم آن جهت رفع غشی تبهای حاره و سمیّت اخلاط بی عدیل است و مربای آن جهت مواد سوداوی و تقویت دماغ و تولید خلط صالح مؤثر و ترشی آن ملطف و هاضم ، و مسکن حدّت خون و صفرا است ، و اقسام کدو مولد نفخ و مضعف معده و مُسقط اشتها و مضر مواد بلغمی و سوداوی که از احتراق بلغم باشد و باعث قولنج و به تنهایی سریعالاستحاله به خلط موجود در معده و با اغذیه منقلب به طبع غالب او میگردد و هرگاه در معده فاسد شود مانند خیار مولد خلط سمی است و مصلحش زیره و ادویه ٔ حارّه و در مزاج صفراوی غوره و سرکه و امثال آن و ضماد کوبیده ٔ او جهت اورام حاره و التهاب معده و احشاءو دردسر حار و رفع بیخوابی و خشکی دماغ و قطور او با روغن گل جهت درد گوش و ورم حاره ٔ آن و سعوط او با شیر دختران جهت سرسام و هذیان و بیخوابی و غرغره به آب او جهت خناق مفید و سائیده ٔ خشک او جهت سرفه و درد سینه و التهاب صفرا و درد گلو و اکتحال به آب گل وآب تمر گل دار او جهت رمد و زردی یرقان که در چشم باشد به غایت مؤثر است و پوست خشک سوخته ٔ او در قطع نزف الدم جراحات و رفع آکله و زخمها مجرب است و با روغن تازه جهت سوختگی آتش و با سرکه جهت بهق و برص و خوردن آن جهت بواسیر و نزف الدم احشاء نافع است . مغز تخم کدو در دوم سرد و در اول تر به جهت حرقةالبول و لاغری گرده و قرحه ٔ مثانه و خشونت سینه و نفث الدم ریه و تبهای حارّه و تشنگی و سرفه و قرحه ٔ امعاء مفید و روغن تخم او جهت رفع بیخوابی و یبوست دماغ و مغص صفراوی و سبل و تبهای حارّه بی عدیل و قدر شربتش از مغز تخم او و روغن او تا هفت مثقال و بدلش مغز تخم هنداونه است و روغن کدو که جوف آن را کوبیده آب آن را با ربعآن روغن کند بجوشانند تا روغن صرف بماند سرد و تر ومرطب بدن و جهت صاحب دق و مالیخولیا و حرارت و یبوست دماغ و تشنج یابس و سرفه ٔ حار و نرم کردن صلابات بسیار مفید است ، و چون کدو را پوست جدا کرده با دنبه وپیه گرده ٔ بز بکوبند و بجوشانند تا مهرا شود و چربی او را جمع کنند در ترطیب قویتر از روغنی است که با روغن کنجد ترکیب دهند. (تحفه ٔ حکیم مؤمن ). || پاتیله ٔ مدور مانند کدو که برای تقطیر عطرها به کار برند. قرع و انبیق . رجوع به قرع و انبیق شود.
... ادامه
871 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (مصدر) [عربی] [قدیمی]
مختصات: (قَ رْ) [ ع . ] (مص م .)
الگوی تکیه: S
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: qar'
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 370
شمارگان هجا: 1
دیگر زبان ها
انگلیسی
lottery
ترکی
piyango
فرانسوی
loterie
آلمانی
lotterie
اسپانیایی
lotería
ایتالیایی
lotteria
عربی
يا نصيب | مسألة حظ , اليانصيب
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "قرع" در زبان فارسی به معنای گلابی یا کدو است. این کلمه در جملات و متون مختلف می‌تواند کاربردهای متفاوتی داشته باشد. در زیر به چند نکته‌ی نگارشی و قواعد مرتبط با این کلمه اشاره می‌شود:

  1. تلفظ و نوشتار:

    • "قرع" با قاف شروع می‌شود و به صورت "قَرع" تلفظ می‌شود. در نوشتار دقت کنید که "ق" و "ر" در کنار هم به وضوح و صحیح نوشته شوند.
  2. نکات نگارشی:

    • کلمه‌ی "قرع" می‌تواند به عنوان اسم در جملات مورد استفاده قرار گیرد. به عنوان مثال: "قرع به رنگ زرد و سبز در بازار پیدا می‌شود."
    • در جملات توصیفی، می‌توان از صفات برای توصیف قرع استفاده کرد: "قرع بزرگ و خوش‌طعم واقعاً لذیذ است."
  3. جمع‌ساز:

    • جمع این کلمه "قرع‌ها" یا "قرع‌های" است. مثال: "قرع‌های تازه در فصل تابستان به وفور یافت می‌شود."
  4. استفاده در عبارات و اصطلاحات:

    • در برخی از عبارات و ضرب‌المثل‌ها ممکن است "قرع" به کار رود. به عنوان مثال: "هر قرع و کدویی دلی دارد."
  5. نکات دستوری:
    • کلمه "قرع" می‌تواند در جمله به عنوان فاعل، مفعول، یا مضاف الیه مورد استفاده قرار گیرد. مثال: "من یک قرع خریدم." در اینجا فاعل جمله "من" و مفعول "یک قرع" است.

به طور کلی، کلمه "قرع" با دقت در نوشتار و کاربرد در جملات بر اساس قواعد زبان فارسی و نگارش صحیح می‌تواند به خوبی استفاده شود.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. صدای دلنشین قرع در جشنواره موسیقی فضا را پر کرده بود.
  2. در بزم ما، هنرمندان با اجرای قرع، شور و هیجان خاصی به جمع آوردند.
  3. دوست دارم هنگام تماشای فیلم‌های تاریخی، صداهای زیبای قرع را بشنوم.

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری