جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: قطار. [ ق ِ ] (ع اِ) یک رسته شتر. (منتهی الارب ). القطار من الابل ، قطعة علی نسق واحد. ج ، قُطُر، قُطُرات . تقول : رأیت قطاراً من الابل و قُطُراً. (اقرب الموارد).شتران قطارشده و بر یک نسق رونده ، و در اصطلاحات الشعرا ده شتر فراهم آمده . (آنندراج ). || و حالااطلاق آن بر جمعی از هر چیز کنند، و با لفظ بودن و کشیدن و بستن استعمال نمایند. (آنندراج ) : از گوزنان هست بر هامون گروه اندر گروه وز کلنگان هست بر گردون قطار اندر قطار. امیرمعزی (از آنندراج ). نبوده ست در کوچه ٔ لاله زار شقایق بدین رنگ هرگز قطار. ملا طغرا (در تعریف نی ، از آنندراج ). کاردلم به کودک شوخی فتاده است کو همچو بیضه میشکند صد قطار دل . ملاطغرا (از آنندراج ). به تار موی ببندد هزار زیبا را چو گل فروش که گل را قطار می بندد. امیرخسرو (از آنندراج ). ز شرزه شیران افکنده شد سپاه سپاه ز زنده پیلان آورده شد قطارقطار. ؟(از آنندراج ). || مجموعه ٔ اطاقهایی که با لوکوموتیو پشت سر هم روی خطّ آهن حرکت کند. ترن . (از فرهنگ فارسی معین ). || ج ِ قطرة. (منتهی الارب ). 1- راسته، رده، رديف، صف
2- ترن train, row, tandem, file, rank, string قطار، قافلة، سلسلة، قطار سريع، قطار الأنفاق، تسلل أفكار، بطانة، سلسلة مسننات، خط البارود، طاقم، تدرب، درب، سحب، روض، جر، سافر بالقطار، يدرب tren former zug tren treno سلسله، رشته، دنباله، تله، دم، ردیف، سطر، خط، رج، دوپشته، جفت، دو اسبه، درشکه یا دوچرخه دو نفری، پرونده، سوهان، صورت، ضبط، رتبه، مقام، ترتیب، ریسمان، نخ، سیم
قطار|قافلة , سلسلة , قطار سريع , قطار الأنفاق , تسلل أفكار , بطانة , سلسلة مسننات , خط البارود , طاقم , تدرب , درب , سحب , روض , جر , سافر بالقطار , يدرب
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "قطار" یکی از واژگان پرکاربرد در زبان فارسی است و دارای قواعد خاصی در نگارش و کاربرد است:
املا: کلمه "قطار" به صورت زینتی و صحیح نوشته میشود و از حروف "ق"، "ط"، "ا" و "ر" تشکیل شده است.
تلفظ: تلفظ صحیح این کلمه به صورت /qætɒːr/ است، که در آن "ق" به صورت غنایی و "ط" به صورت تماسی ادا میشود.
نقطهگذاری: در جملات فارسی، اگر لازم باشد کلمه "قطار" در انتهای جمله بیاید، باید به آن نقطه گذاشته شود:
مثال: ما با قطار به سفر رفتیم.
آرایههای ادبی: در ادبیات فارسی، "قطار" میتواند به عنوان سمبل سفر، حرکت یا گذر زمان استفاده شود. به همین خاطر در اشعار و نثرها ممکن است کاربردهای ویژهای پیدا کند.
توافقهای جمع: برای جمع بستن کلمه "قطار" از "ها" استفاده میشود:
مثال: قطارها به موقع رسیدند.
کاربرد در جملات معمولی: کلمه "قطار" میتواند در جملات مختلف به کار رود، بهطور مثال:
"قطار ساعت 8 صبح حرکت میکند."
"من به خاطر تأخیر قطار، دیر رسیدم."
نکات فوق نشاندهندهی برخی از قواعد نگارشی و زبانی مرتبط با کلمه "قطار" در زبان فارسی هستند.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
دیروز با خانوادهام به سفر روی قطار رفتیم و مناظر زیبای طبیعت را تماشا کردیم.
قطار سریعالسیر جدید به سرعت و راحتی مسافران کمک میکند.
صدای زنگ قطار در ایستگاه باعث شد که مسافران به سمت سکوها بروند.
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: سلسله، رشته، دنباله، تله، دم، ردیف، سطر، خط، رج، دوپشته، جفت، دو اسبه، درشکه یا دوچرخه دو نفری، پرونده، سوهان، صورت، ضبط، رتبه، مقام، ترتیب، ریسمان، نخ، سیم