جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: کاج . (اِ) چک . تپانچه . قفا. سیلی . سیلی و گردنی . (برهان ). پس گردنی . پشت گردنی . کشیده . لت : گوئی که منم مهتر بازار نمدها بس کاج خورد مهتر بازار و زبگر. منجیک . مرد را گشت گردن و سر و پشت سر بسر کوفته به کاج و به مشت . عنصری . چون رشوه بزیر زانویش در شد صد کاج قوی بتارکش بر زن . ناصرخسرو. گر میان پیش میر بگشایند حق ایشان بکاج بگذارند. ناصرخسرو. از پیت کوس خورده کوه به تیر وز تکت کاچ خورده باد شمال . مسعودسعد. همچو دزدان به کتف بسته آونگ دراز. دزد نی ، چوب خورد کاج خورده مسخره نی . سوزنی . نهاده دام قوافی ز بهر صید صلت سزای آنکه قفاشان شود بکاج ادیم . سوزنی . ما را دو مهتر است که ار کاج درخوهیم بی رنج و منت تو برسانند بی شمار. سوزنی . ز چاکاچاک کاج حاجب بوم قفا گه سرخ کرده راست استاد بدان تا کاج خوردن پیشه گیرد چو شاگردان پذیرد زخم استاد. سوزنی . گُه گربه شود چون گربه غوشه کند از آرزوی کاج فریاد. سوزنی . اگر صبوح کند کاج باشد و مطراق همی زنندش چندانکه بشکند سر و تار. سوزنی . تحفه ٔ تست و عطای تو عطیه بر ما ما همه ساله ورا کاج بیاد تو خوریم . سوزنی . نی چون تو کسی که آب تتماج خورد در مصطبه ها بغل زندکاج خورد. سوزنی . او بوق من به هار مزعفر همی کند من یال او بکاج معصفر همی کنم . سوزنی . چو جلق زد بحریفان زبان دراز کند ز بهر کاج حریفان کند دراز قفا. سوزنی . کز در کاج باشی ار ناری خط نان و رساله و خط چاچ بسخا و بزرگواری خویش ببر از یال من چکاچک کاج کاج صمصام را سزد بر یال سوزنی را ترانه بر ره چاج . سوزنی . از قاضی کفندره دستار برگرفت وز من همین و آنگه کاجی میان تار. سوزنی . کسی کو گردن تسلیم دارد ز کرّمنای ما دارد دو صد تاج اگر هستی فروشد عقل سرکش بزن بر گردنش آنگه دو صد کاج . مولوی (از آنندراج ). 1- احول، كاژ، لوچ
2- تپانچه، سيلي، كشيده
3- كاش pine, pinon çam pin kiefer pino pino چوب کاج، نگرانی، تخم خوراکی کاج
کلمه "کاج" در زبان فارسی به معنای نوعی درخت است که معمولاً به خاطر چوبش و زیبا بودنش مورد استفاده قرار میگیرد. برای نگارش این کلمه و بهکارگیری آن در جملات، چند نکته و قاعده وجود دارد:
نگارش صحیح: کلمه "کاج" بدون علامت خاصی نوشته میشود و به صورت "کاج" درست است.
حروف اضافه: برای اتصال کلمه "کاج" به دیگر کلمات، میتوان از حروف اضافه استفاده کرد، مانند "درخت کاج"، "چوب کاج" و غیره.
جمعبندی: اگر بخواهیم جمع "کاج" را بسازیم، میتوانیم از "کاجها" استفاده کنیم. بهعنوان مثال: "در پارک، کاجها بسیار بلند و زیبا هستند."
نشانههای نگارشی: در جملات، از ویرگول و نقطه و سایر نشانههای نگارشی بهدرستی استفاده کنید. مثال: "دو درخت کاج در حیاط خانه، سایهای دلپذیر ایجاد کردهاند."
بهکارگیری توصیفی: میتوانید کلمه "کاج" را با صفات توصیفی به کار ببرید. مثلاً: "کاج سبز و سرسبز"، "کاج بلند و تنومند".
استفاده در متون ادبی: کلمه "کاج" میتواند در شعر یا نثر زیبایی داشته باشد و مناسب است در متون ادبی از توصیفهای نوین و متنوع بهره ببرید.
بهاینترتیب، با رعایت این نکات میتوانید از کلمه "کاج" بهخوبی در نگارشهای خود استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
در جنگل های شمال، درختان کاج به خاطر بوی خوش و سرسبزیشان شناخته شدهاند.
در فصل زمستان، درختان کاج با برف پوشیده شده و منظرهای زیبا و دلفریب خلق میکنند.
من هر سال در تعطیلات، درخت کاج را تزیین میکنم تا فضای خانهام به جشن کریسمس بیفزاید.
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر