جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: کارآگاه . (ص مرکب ) کارآگه . منهی باشد که اخبار باز رساند. (صحاح الفرس ). کسی را گویند که از حقیقت کار آگاه و باخبر باشد و مردم صاحب فراست و منهی را نیز گویند یعنی مردمی که اخبار باطراف برسانند و قاصد و جاسوس رانیز گفته اند. (برهان ). هوشیار و آگاه از کار و بمعنی منهی که اخبار باز رساند. (انجمن آرای ناصری ). منهی . خبره . پلیس مخفی . (فرهنگستان ) . مشرف . بازرس آگاهی . پلیس خفیه : در فضای شرق و غرب از حزم او سال و مه منهی و کارآگاه باد. ابوالفرج رونی . سوی جاهش سهم غیرت تیز تاز چون خرد منهی و کارآگاه باد. سنائی . || منجم را نیز کارآگاه میگویند. (برهان ) (ناظم الاطباء). || مورخ . (ناظم الاطباء). || صیرفی . (یادداشت بخط دهخدا). || اصحاب فراست و اهل تجربه . (برهان ). 1- بازرس، جاسوس، مفتش، منهي
2- باخبر، مطلع detective, sleuth, bloodhound, beagle, eye, gumshoe, informer dedektif détective detektiv detective investigatore کاراگاه، کارگاه، تازی شکاری پاکوتاه، چشم، بینایی، دیده، عین، باجه، خبرچین، اگاهگر، خبر رسان، خبر بر
کلمه «کارآگاه» در زبان فارسی به معنای شخصی است که به تحقیق و بررسی جرائم و مسائل مرتبط با آنها میپردازد. استفاده از این کلمه و نگارش صحیح آن شامل چند نکتهی مهم است:
نوشتن صحیح: کلمه «کارآگاه» باید به صورت حروف جدا از هم نوشته شود و به شکل «کارآگاه» (با «آ» در وسط) در نظر گرفته شود.
نقش کلمه در جمله: «کارآگاه» معمولاً به عنوان اسم معین در جملات استفاده میشود، مثلاً: «کارآگاه پروندههای پیچیده را بررسی کرد.»
قواعد صرفی و نحوی: این کلمه قابل جمع شدن است و میتوان از آن به صورت «کارآگاهان» (جمع) نیز استفاده کرد. مثلاً: «کارآگاهان در محل جرم حاضر شدند.»
استفاده در متون رسمی و غیررسمی: در متون رسمی و قانونی، تأکید بر استفاده صحیح از این کلمه و انطباق با قواعد زبان فارسی مهم است.
مخالف و مترادف: برای این کلمه واژههایی مانند «کارشناس» یا «مامور» نیز میتوانند به عنوان مترادف یا نزدیک به آن در برخی context ها مورد استفاده قرار بگیرند.
به طور کلی، نگارش و استفاده از «کارآگاه» در جملات به قواعد دستوری و نگارشی زبان فارسی وابسته است و باید دقت شود که در سیاق مناسب خود به کار رود.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
کارآگاه ماهر با دقت تمام شواهد را بررسی کرده و سرنخهای جدیدی پیدا کرد.
در فیلمهای جنایی، کارآگاه همیشه به دنبال حل معماهای پیچیده و عجیب است.
کارآگاه به کمک تکنولوژیهای نوین، موفق شد پروندهای که سالها حل نشده بود را به نتیجه برساند.