شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

[kāriz]
canal  |

کاریز

معنی: کاریز. (اِ) آب باشد که در زیر زمین از چاه بچاه برند. (لغت فرس اسدی چ مرحوم اقبال ).آبی باشد که در زمین به جایی برون برند و به تازی قنات خوانند. (لغت فرس اسدی چ پل هرن ). (اوبهی ). آب روان باشد زیر زمین که بجایها برند. (صحاح الفرس ). جوی آبی را گویند که در زیر زمین بکنند تا آب از آن روان شود. (برهان ). راه آب روان بزیر زمین که به عربی قنات گویند در اصل کاه ریز بود که برای امتحان جریان آب کاه میریخته اند تا معلوم شود. (انجمن آرا) (آنندراج ). قنات . (دهار) (منتهی الارب ). رجوع به قنات شود. خالی . خاک . قطابه . سَرَب . سَرِب . آن نقبی است که در زیر زمین کنند و از چاهی به چاهی آب برند تا آنجا که آب به روی زمین جاری گردد : چون هفت سال سپری شد خدای تعالی باران فرستاد و چشمه ها و کاریزها آب گرفت و از زمین نبات برست . (ترجمه ٔ طبری بلعمی ).
سزد که دو رخ کاریز آب دیده کنی
که ریزریز بخواهدت ریختن کاریز.
کسائی .
و رجوع به احوال و اشعار رودکی ص 1210 شود. و او را [ شهر خواش را ] آبهای روان است و کاریزها. (حدود العالم ). و آبشان [ آب مردم سیرگان ] از کاریز است . (حدود العالم ). و آب شهر طبسین از کاریز است . (حدود العالم ).
کارزاری کاندر او شمشیر تو جنبنده گشت
سر بسر کاریز خون گشت آن مصاف کارزار.
فرخی .
کسانی که شهرها و دیهها و بناها و کاریزها ساختند... بگذاشتند و برفتند.(تاریخ بیهقی چ ادیب ص 339). کاریز مشهد که خشک شده بود باز روان کرده . (تاریخ بیهقی ، ایضاً ص 549). امیر شهاب الدوله از دامغان برداشت و به دهی رسید در یک فرسنگی دامغان که کاریزی بزرگ داشت . (تاریخ بیهقی ). و آب آن (ابر قویه ) هم آب روان باشد و هم آب کاریز. (فارسنامه ٔ ابن البلخی ص 124). ابتداء حد کوره اصطخراست و آب آن همه از کاریزها باشد و هواء آن معتدل است . (ایضاً فارسنامه ص 122).
به کارزار به کاریز خون گشادن خصم
بنفشه ٔ سمن آمیغ لاله کار تو باد.
سوزنی .
بختی است مر این طائفه را کز گل ایشان
گر کوزه کنی آب شود خشک به کاریز.
سوزنی .
چشمه ٔ صلب پدر چون شد بکاریز رحم
زان مبارک چشمه زاد این گوهرین دریای من .
خاقانی .
کاریز برده کوثر در حوضهای ماهی
پیوند کرده طوبی با شاخهای عرعر.
خاقانی .
شهره کاریزیست پر آب حیات
آب کش تا بردمد از تو نبات .
مولوی .
حبذا کاریزاصل چیزها
فارغت آرد از آن کاریزها.
مولوی .
کاریز درون جان تو می باید
کز عاریه ها تو را دری نگشاید.
(از عناوین مثنوی ).
هان بیاور سیخهای تیز را
امتحان کن حفره و کاریز را.
(مثنوی ).
|| خزان . برگریزان :
خونریز شاخدار خوش آمد بروز عید
در موسمی که باشد کاریز شاخسار
از شاخسار باد نگونسار دشمنت
خونریز او فریضه چو خونریز شاخدار.
سوزنی .
و بسالی دو هزار کاریز خواجگان شیعی و سادات علوی در بسیط عالم بیشترآورند که همه منفعت مسلمانان باشد. (کتاب النقض ص 473).
... ادامه
560 | 0
مترادف: آب رو، قنات، كهريز
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) ‹کهریز›
مختصات: (اِ.)
الگوی تکیه: WS
نقش دستوری: اسم خاص مکان
آواشناسی: kAriz
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 238
شمارگان هجا: 2
دیگر زبان ها
انگلیسی
canal | drainpipe , flume , gully , caries
ترکی
çürük
فرانسوی
carie
آلمانی
karies
اسپانیایی
caries
ایتالیایی
carie
عربی
قناة | شق قناة
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "کاریز" در زبان فارسی به معنای راه یا مجرای آب زیرزمینی است که در مناطق خشک برای آبیاری استفاده می‌شود. در مورد قواعد فارسی و نگارشی برای این کلمه، نکات زیر را می‌توان ذکر کرد:

  1. نحوه نگارش: کلمه "کاریز" با حروف «ک»، «ا»، «ر»، «ی» و «ز» نوشته می‌شود و باید دقت شود که به شیوه صحیح املایی آن توجه شود.

  2. تلفظ: تلفظ صحیح کلمه "کاریز" به شکل /kɒːriz/ است و در برخی مناطق ممکن است به شکل‌های دیگری نیز تلفظ شود.

  3. جنس و تعداد: کلمه "کاریز" یک اسم مذکر و جمع آن "کاریزها" است. در جملات می‌توانید از هر دو شکل مفرد و جمع استفاده کنید.

  4. استفاده در جملات: این کلمه معمولاً در متن‌های مرتبط با کشاورزی، مدیریت آب و فرهنگ و تاریخ مناطق خشک استفاده می‌شود. مثال: "کشاورزان از کاریز برای آبیاری مزارع خود استفاده می‌کنند."

  5. نکات نگارشی:
    • در نوشتار عمومی از کلمات دیگر به صورت صحیح و در مفهوم درست استفاده کنید.
    • در متون رسمی و ادبی، به دقت و سادگی در بیان توجه کنید.

به طور کلی، رعایت قواعد املایی، نحوه صحیح تلفظ و توجه به متن و زمینه استفاده از کلمه "کاریز" می‌تواند به نگارش و گفتار صحیح کمک کند.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. در دوران باستان، مردم برای تأمین آب در مناطق خشک از سیستم‌های کاریز استفاده می‌کردند.
  2. جریان آب در کاریزها به صورت زیرزمینی و بدون نیاز به پمپ انجام می‌شود.
  3. با بازسازی کاریزهای قدیمی، می‌توان به احیای منابع آب و کشاورزی در مناطق بیابانی کمک کرد.

واژگان مرتبط: مجرا، ترعه، ابراه، زه اب، مجراي فاضلاب، زه کشی، چرک کش، اب گذر، دره تنگ، ناودان، جوی اسیاب، راه آب، ابکند، دره کوچک، کارد

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری