شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

[kāz]
cause  |

کاز

معنی: کاز. (اِ) کازه .(جهانگیری ). زمین کنده که چهارپایان را آنجا کنند. (فرهنگ اسدی نخجوانی ). موضعی باشد که در کوه و بیابان برکنند تا بشب مردم و چهارپایان در آنجا باشند. (صحاح الفرس ). جای بر زمین فروکنده در بیابانها و کوهها که بشب چهارپایان اندر آن کنند و کاروان نیز در رود و به تازی آن را مغاره گویند. (تحفة الاحباب حافظ اوبهی ). خانه ای را گویند که از چوب و نی و علف و مانند خانه ای که مزارعان و پالیزبانان بر کنار زراعت و پالیز سازند. و بعضی جاییرا گفته اند که در کوه و بیابان در زیر زمین بجهت گوسفند و خر و گاو و غیره بکنندو آن را به عربی مغاره خوانند و بعضی گویند صومعه ای باشد که بر سر کوه ساخته باشند و به این معنی با کاف فارسی هم آمده است و اصح این است و صومعه در عربی خلوت خانه ٔ نصاری را گویند که سر آن را بلند و باریک سازند. (برهان ). خانه ای از چوب و نی چون خانه ٔ فالیزبانان . کوخ . آغل : و همه [ صقلابیان ] بزمستان اندر کازها و زیرزمینها باشند. (حدود العالم ).
شهریاری که خلاف تو کند زود فتد
از سمن زار بخارستان وز کاخ به کاز.
فرخی (از صحاح الفرس ).
|| شاخهایی باشد از درخت که صیادان کهنه ولته و چیزها بر آن آویزند و بر یکطرف دام در زمین نصب کنند تا جانوران از آن رمیده بجانب دام و دانه آیند. (برهان ). || بمعنی بادپیچ هم آمده است و آن ریسمانی باشد که در ایام عید و نوروز از شاخ درخت و امثال آن آویزند و زنان و کودکان بر آن نشینندو در هوا آیند و روند. (برهان ). تاب . بازپیچ . ارجوحه . (بحر الجواهر). || درخت صنوبر بود که ستون کنندش . (حاشیه ٔ فرهنگ اسدی نخجوانی ) (تحفة الاحباب حافظ اوبهی ). درخت صنوبر صغار را نیز گویند و به اینمعنی با زای فارسی هم آمده است . (برهان ) :
یکی چادری جوی پهن و دراز
بیاویز چادر ببالای کاز.
ازرقی (از حاشیه ٔ فرهنگ اسدی نخجوانی - تحفة الاحباب حافظ اوبهی ).
کاج . کاژ. || لگد. سیلی . (حاشیه ٔ فرهنگ اسدی نخجوانی ). سیلی و قفا زدن و گردنی . (برهان ) :
همی نیارد نان و همی نخّرد گوشت
زند برویم مشت و زند به پشتم کاز.
قریع الدهر (حاشیه ٔ فرهنگ اسدی نخجوانی ).
کورس تو از خوردنی هر روز کاز اندر منه
باز بر پشت و قفا[ و ] سفت سیلی و عصا.
عسجدی .
|| ناخن پیرای زر بود. (تحفة الاحباب حافظ اوبهی ). || آلتی باشد که باغبانان درخت را بدان پیرایش دهند یعنی شاخهای زیادتی را با آن ببرند. (برهان ). || دندان و مقراض که برای جامه و کاغذ بریدن باشد یا برای طلا و نقره قطع کردن یا برای گل گرفتن شمع که آن را گلگیر نیز گویند. || بمعنی علف و گیاه که بزبان هندی آن را «گهاس » گویند. های مخلوط التلفظ را که بر غیر هندی تلفظ آن دشوار است حذف کردند و سین را بزای معجمه بدل کردند و توافق این دو زبان بسیار است کذا فی سراج اللغات و رشیدی و اللطایف . (غیاث ).
... ادامه
244 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) ‹کاژ›
مختصات: (اِ.)
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 28
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
cause
عربی
سبب | قضية , القضية , داع , علة سبب , موجه , دافع باعث , دعوى قضائية , أيد فكرة ما , قاضى , ضم جهده
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "کاز" در زبان فارسی به عنوان یک اسم خاص یا عام به کار می‌رود و معانی مختلفی دارد. در ادامه، به برخی قواعد نگارشی و دستوری مربوط به این کلمه اشاره می‌کنم:

  1. رسم‌الخط: کلمه "کاز" به همین صورت نوشته می‌شود و نیازی به تغییر در نگارش ندارد.

  2. پنهان‌نویسی: در متون ادبی یا غیررسمی که در آنها نگارش به صورت غیرمستقیم انجام می‌شود، احتمالاً این کلمه به صورت کنایه‌آمیز یا به عنوان نماد یا استعاره استفاده می‌شود.

  3. نوع کلمه: "کاز" می‌تواند به عنوان اسم، فعل یا صفت به کار رود، بسته به نوع جملاتی که در آنها استفاده می‌شود.

  4. جملات تعبیری: هنگام استفاده از کلمه "کاز" در جملات، نکته‌های زیر را در نظر بگیرید:

    • اگر به عنوان اسم خاص استفاده شود، معمولاً با حرف بزرگ شروع می‌شود (مانند نام‌افراد یا مکان‌ها).
    • در جملات توصیفی می‌تواند به عنوان صفت به کار رود.
  5. توجه به معنای کلمه: بستگی به سیاق و متن، معنای "کاز" ممکن است متفاوت باشد. بنابراین در هر مورد دقت کنید تا معنای صحیح را بر اساس کلمات و عبارات دیگر به کار ببرید.

در نهایت، اگر سوال خاصی درباره کاربردهای خاص یا معنای کلمه "کاز" دارید، می‌توانید سوالات بیشتری بپرسید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. کاز مانند یک دوستی وفادار است که همیشه در کنارت می‌ماند.
  2. ما در سفر به کاز، تجربیات جدیدی کسب کردیم و لحظات شادی را سپری کردیم.
  3. کاز می‌تواند به عنوان یک منبع الهام برای خلق آثار هنری و ادبیات باشد.

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری