جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: کالسکه . [ ل ِ ک َ / ک ِ ] (روسی ، اِ) ازکلمه ٔ کالسکای روسی گرفته شده است و اصل آن شاید از«کاررزا» یا «کاررُزا»ی ایتالیایی و کالُش آلمانی است . (یادداشت مؤلف ): ترجمه ٔ گاری که بانگریزی فیئن خوانند و کالسکه و چاپاری داک گاری که برای سواری ،مابین راه گذارند و کالسکه ٔ اسبی معروف و کالسکه ٔ بخار ریل گاری را گویند. (از سفرنامه ٔ شاه ایران از آنندراج ). گردونی که اطرافش بسته است و از پهلو یا ازپشت سر برای دخول در دارد و دو دریچه از برای ورود هوا در آن تعبیه شده است . این لفظ در فارسی جدید است و گویا از زبان روسی است . (از فرهنگ نظام ). مأخوذ از روسی ، گردون چهارچرخه ٔ اطاق دار. (ناظم الاطباء). ارابه، درشكه، دليجان، گاري، گردونه carriage, coach, brougham, stagecoach, stroller نقل، حمل، حافلة، مركبة، حامل، حاملة، أجرة الحمل، مرصد، النقل bebek arabası poussette kinderwagen paseante passeggino نورد، مربی، اتوبوس، مربی ورزش، واگن راه اهن، خانه متحرک، دلیجان
کلمه "کالسکه" در زبان فارسی به معنای وسیلهای برای حمل و نقل کودکان استفاده میشود. قواعد و نکات نگارشی مرتبط با این کلمه شامل موارد زیر است:
نوشتن صحیح: کلمه "کالسکه" به همین شکل و با همین املاء نوشته میشود. املای آن باید بهطور صحیح در متن به کار رود.
نقطهگذاری: اگر این کلمه در وسط یک جمله قرار گیرد، نقاط و علائم نگارشی دیگر باید به درستی قبل و بعد از آن قرار گیرند. مثلاً: "من برای کودک خود یک کالسکه خریداری کردم."
تعداد: در صورت استفاده از این کلمه در حالت جمع، به شکل "کالسکهها" تبدیل میشود. مانند: "کالسکهها در پارک دیده میشوند."
قید و وصف: میتوان این کلمه را با صفات و قیدهای مختلف توصیف کرد. مثلاً "کالسکه زیبا" یا "کالسکه جدید".
نحوه استفاده: در متنها، میتوان از این کلمه در قالبهای مختلف استفاده کرد، مثلاً در نوشتار توصیفی، بیانی، یا داستانی.
با رعایت این نکات، میتوانید کلمه "کالسکه" را بهدرستی در نوشتار خود به کار ببرید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
مادر با کالسکهی نوزادش در پارک قدم میزد و از هوای تازه لذت میبرد.
بچهها در حیاط با کالسکههای رنگارنگ خود بازی میکردند و خوشحال بودند.
کالسکهای که خریداری کرده بودیم، به راحتی در صندوق عقب ماشین جا شد.
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: نورد، مربی، اتوبوس، مربی ورزش، واگن راه اهن، خانه متحرک، دلیجان
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر