جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: کاهلی . [ هَِ ] (حامص ) تن آسانی . (یادداشت مؤلف ). تنبلی . سستی . کاهل قدمی : نه از کاهلی بد نه از بددلی که از جنگ بددل کند کاهلی . فردوسی . اگر کاهلی پیشه گیرد دلیر نگردد ز آسایش وگاه سیر. فردوسی . همان کاهلی مردم از بددلیست هم آواز با بددلی کاهلی است . فردوسی . بخت اگر کاهلیی کرد و زمانی بغنود گشت بیدار و به بیداری نو گشت و جوان . فرخی . گنه و کاهلی خود به قضا بر چه نهی که چنین گفتن بی معنی کار سفهاست . ناصرخسرو. مکن خو به پرخفتن اندر نهفت که با کاهلی خواب و شب هست جفت . اسدی . یکی خیره رایی ، دوم بددلی سوم زفتی و چارمین کاهلی . اسدی . بسی بردباری که از بددلی است بسی نیز خرسندی از کاهلی است . اسدی . هر که او تخم کاهلی کارد کاهلی کافریش بار آرد. سنایی . بتر از کاهلی ندیدم چیز کاهلی کرد رستمان را حیز. سنائی . امیر ماضی وی را بخواند و در رفتن کاهلی وسستی نمود. (تاریخ بیهقی ). کار امروز به فردا افکندن از کاهلی تن است . (تاریخ بیهقی ). پیغام فرستادند بر زبان معتمدان خویش و بنالیدن از کاهلی لشکریان . (تاریخ بیهقی ). و در عموم احوال از غفلت و کاهلی تجنب واجب شناسد. (کلیله و دمنه ). و آن اینست که یاد کرده می آید: ضایع گردانیدن فرصت و کاهلی در موضع حاجت . (کلیله و دمنه ). هر که ماند از کاهلی بی شکر و صبر او همین داند که گیرد پای جبر. مولوی . گرچه بیرون ز رزق نتوان خورد در طلب کاهلی نشاید کرد. سعدی . بيكارگي، تنبلي، تن پروري، سستي، سهل انگاري، ناتواني تلاشگري، زرنگي sloth, lazy كسل، الكسلان حيوان، تراخ tembel paresseux faul perezoso pigro تنبلی، سستی، تنبل بودن، بی کاری
... ادامه
826|0
مترادف:بيكارگي، تنبلي، تن پروري، سستي، سهل انگاري، ناتواني
کلمه "کاهلی" در زبان فارسی به معنای تنبلی، بیخیالی و عدم فعالیت است. در نگارش و استفاده از این کلمه، توجه به چند نکتهی نگارشی و قواعد زبان فارسی اهمیت دارد:
نقطهگذاری: پس از استفاده از کلمه "کاهلی" و در پایان جملات، از نقطه یا ویرگول بهدرستی استفاده کنید.
مثال: "کاهلی باعث نرسیدن به اهداف میشود."
استفاده در جملات: میتوانید این کلمه را بهطور فعال در جملات بهکار ببرید و از آن برای بیان مفاهیم مختلف استفاده کنید.
مثال: "باید از کاهلی پرهیز کنیم تا به موفقیت برسیم."
هماهنگی با سایر کلمات: از لحاظ نحوی، کاهلی میتواند بهعنوان اسم یا صفت استفاده شود و باید با دیگر کلمات جمله هماهنگ باشد.
مثال: "کاهلی او موجب عدم پیشرفت در کارش شد."
نکات دستوری: توجه به جنس کلمه و رعایت قواعد دستور زبان فارسی برای جمع بستن و صرف فعلها نیز مهم است.
جمع: "کاهلیها"
مثال: "کاهلیها در زندگی ما تأثیر منفی دارند."
قیدها و ترکیبها: میتوان از قیدهای مختلف برای توصیف احساسات یا شکلهای مختلف کاهلی استفاده کرد.
مثال: "او به خاطر کاهلیاش نتوانست پروژه را به موقع تحویل دهد."
با رعایت این نکات میتوانید از کلمه "کاهلی" بهطور مؤثر و صحیح در نوشتههای خود استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
کاهلی در انجام کارها میتواند باعث از دست رفتن فرصتهای مهم شود.
او به خاطر کاهلی در مطالعه، در امتحان نمره خوبی کسب نکرد.
برای موفقیت در زندگی، باید از کاهلی دوری کنیم و همیشه تلاش کنیم.