شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

[kebrit]
matches  |

کبریت

معنی: کبریت . [ ک ِ ] (ع اِ) چوب کوچک و باریکی که در نوک آن گوگرد باشد. (ناظم الاطباء). فارسیان خسی را گویند که به آب گوگرد تر کرده خشک سازند و به اندک گرمی آتش گیرد و برای افروختن شمع و چراغ بکار آیدو در عرف هند آن را یاسلائی خوانند و این مجاز است از عالم تسمیة الشی ٔ باسم مادته ، مثل شمع که بمعنی موم است و بر فتیله ٔ موم اطلاق کنند. (آنندراج ). در قدیم کبریت از تکه چوبهای باریک یا چوب شاهدانه ساخته می شد که یک یا دو سر آن را در گوگرد مذاب برده بودند و افروخته نمی شد مگر در تماس با جسمی مشتعل . نخستین کبریت شیمیائی در حدود 1809 م . پیدا شد. این کبریت عبارت از چوبهای باریکی بود که سرهای آن را گوگردی کرده و سپس در کلرات پتاسیم و رصن (Lycopode) و گوگرد اکسیژنه می آغشتند و در محلول اسید سولفوریک فرو می بردند. بعد این کبریت به کبریتی که در اثر مالش مشتعل میگردید تبدیل شد که خمیر آن از کلرات پتاسیم ، سولفورآنتیمون و آب صمغ بود و با مالیدن به قطعه ای کاغذ شیشه ای روشن میشد. در سال 1731 م . شارل سوریای فرانسوی کبریت فسفری را اختراع کرد که با فسفر سفید ساخته می شد. چون بکار بردن فسفر سفید خطرناک بود کارل فرانس و لوندسترم مخلوطی از فسفر سفید و قرمز بکار بردند که فسفر بی شکل نامیده می شد. این مطلب درخور ذکر است که آلمانها عزت و شکوه این اختراع را برای کامرر قائلند در حالی که وی کاری جز تأسیس کارخانه ٔ کبریت سازی در 1832 م . نکرد. اطریشیها و هنگریها هم این اختراع را از اتین رومر و پرشل می دانند (از لاروس ).
- جعبه ٔ کبریت ؛ قوطی کبریت . جعبه مانندی از چوب نازک سطح خارجی آن را کاغذی نازک چسبانند. طول این جعبه در حدود 5 سانتی متر و عرضش در حدود 3 سانتی متر و ارتفاعش در حدود یک سانتی متر و نیم است و چوبهای کبریت را که به خمیر کبریت آغشته شده در آن می چینند. دو پهلوی این جعبه به ماده ٔمخصوص آغشته است و سمباده مانند و زبر است ، سر آغشته به خمیر چوب کبریت را برای مشتعل شدن به آن کشند.
- چوب کبریت ؛ قطعه چوب باریک کوتاه که طولش بطور متوسط در حدود چهارسانتی متر است و معمولا از چوب یا مقوا یا کاغذ آمیخته یا شمع و مانند آنها ساخته می شود و یک سرش آغشته به خمیر کبریت است .
- قوطی کبریت ؛ جعبه ٔ کبریت . رجوع به جعبه ٔ کبریت شود.
- کبریت فرنگی ؛ کبریتی که نوک گوگردی آنرا در خمیری از خمیر فسفر و کلرات پتاس فرو برده اند و بواسطه ٔ اصطکاک آتش می گیرد. (ناظم الاطباء).
... ادامه
1372 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) [معرب، مٲخوذ از اکدی]
مختصات: (کِ) (اِ.)
الگوی تکیه: WS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: kebrit
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 632
شمارگان هجا: 2
دیگر زبان ها
انگلیسی
matches | match , light , lighter , a match
ترکی
bir maç
فرانسوی
un match
آلمانی
eine übereinstimmung
اسپانیایی
un partido
ایتالیایی
una partita
عربی
ثقاب | مباريات
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "کبریت" در زبان فارسی به چندین شکل مورد استفاده قرار می‌گیرد و برخی قواعد و نکات نگارشی آن به شرح زیر است:

  1. نحوه‌ی نوشتن: "کبریت" به صورت یک کلمه واحد نوشته می‌شود و نیازی به فاصله یا جدا کردن آن نیست.

  2. حد و مرز معنایی: "کبریت" به معنای چوب کبریت یا جرقه زدن هم استفاده می‌شود. در متون علمی یا ادبی، باید به دقت به کاربرد آن توجه کنیم.

  3. فرق بین "کبریت" و "کبریت‌زنی": "کبریت‌زنی" به عملی اشاره دارد که در آن کبریت را برای ایجاد آتش می‌زنیم و باید در نوشتار به دقت این دو کلمه را تفکیک کنیم.

  4. نکات گرامری: "کبریت" یک اسم است و می‌تواند در جمله به عنوان فاعل، مفعول و... به کار رود. مثال: "کبریت را روشن کن."

  5. جمع‌بندی: در نوشتن متون رسمی یا غیررسمی، باید از نوشتن "کبریت‌ها" به عنوان جمع آن نیز استفاده شود.

با رعایت این نکات می‌توانیم از کلمه "کبریت" به درستی در جملات فارسی استفاده کنیم.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. او کبریت را با احتیاط در جیبش گذاشت تا از آتش گرفتن آن جلوگیری کند.
  2. در شب سرد زمستانی، با یک کبریت آتش کوچکی روشن کردیم و دور آن نشسته بودیم.
  3. هنگام خواب، یادم آمد که کبریت را کنار شعله شمع گذاشته‌ام و سریع برگشتم تا آن را خاموش کنم.

واژگان مرتبط: تطابق، مسابقه، تطبیق، حریف، جفت، نور، چراغ، پرتو، تابش، فانوس، فندک، گیرانه، قایق باری

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری