شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

[kat[t]ān]
linen  |

کتان

معنی: کتان . [ ک َت ْ تا / ک َ ] (ع اِ) نباتی است بقدر ذرعی ، ساق و برگش باریک و گلش لاجوردی است و پوست وی را همچون پنبه ریسند و جامه اش معتدل است در گرمی و سردی و خشکی و به اندام نچسبد و رافع حرارت و باعث تقلیل خوی است . (از منتهی الارب ). اعشی الف آن را بضرورت حذف کرده و (کتن ) آورده است . (از اقرب الموارد). نباتی است بقدر ذرعی ، ساق و برگش باریک و گلش لاجوردی و قبه های او قریب به جوزی و پر از تخم و پوست او را مانند پنبه تابیده لباس ترتیب می دهند. (تحفه ٔ حکیم مؤمن ). بوته ٔ معروفی است که بنی نوع بشر با زحمت فوق العاده فواید کلیه از آن برده اند کتان نازک و لطیف مصر که از این گیاه ساخته می شد از حیث خوبی و لطافت در نوشتجات مقدسه مذکور است . (قاموس کتاب مقدس ). کتان از تیره ٔ کتانیان می باشد و گلهای آبی رنگ آن پنج قسمتی و دارای پنج کاس برگ و ده پرچم و تخمدان پنج خانه است که هر یک دارای رشته های بافتنی بسیار مفید است و دانه های آن دارای ماده ٔ لعابی و روغنی مخصوص است که بسرعت در هوا خشک می شود و در نقاشی به نام روغن بزرک به کار می رود. (گیاه شناسی گل گلاب ص 215). گیاهی است از تیره ٔ کتانیان که یکی از تیره های نزدیک به سدابیان است . برخی از گونه های این گیاه بصورت درختچه نیز در می آیند. برگهایش متناوب و کامل و باریک و بشکل سر نیزه است . گلهایش دارای تقسیمات پنج تایی و زردیا آبی سفید است . گل کتان صبح زود شکفته می گردد و بعد از ظهر بسته می شود. گل آذینش خوشه یی است . میوه اش بشکل کپسول است و حامل ده دانه ٔ بیضی شکل صاف قهوه یی رنگ میباشد. ساقه ٔ کتان دارای الیافی است که از آنها در نساجی استفاده می کنند و پارچه های براق و مرغوب از آنها تهیه می نمایند. از دانه ٔ کتان روغنی میگیرندکه در هوا زود خشک می شود و در نقاشی مورد استعمال دارد و به نام روغن بزرک در بازار عرضه میگردد. کتان از گیاهان بومی نواحی بحرالرومی و قفقاز و خاور نزدیک و خاور میانه است و از بیش از 5 هزار سال قبل الیافش مورد استفاده ٔ بشر قرار گرفته است این گیاه بیشتر در آب و هوای مرطوب می روید (سواحل بحر خزر در ایران بهترین نقطه جهت پرورش کتان است ). در حدود صد گونه از این گیاه شناخته شده است . (فرهنگ فارسی معین ).
- کتان ابریشم نما؛ کتان زلاند جدید. (از فرهنگ فارسی معین ). رجوع به کتان زلاند جدید شود.
- کتان زلاند جدید ؛کتان ابریشم نما. گیاهی است از تیره ٔ سوسنی ها که زیبا و پایا و دارای ریشه های ستبر و محتوی اندوخته های گیاهی و برگهای منشعب از ریشه است . مجموعه ٔ برگها منظره بادبزن را دارند. گلهایش زرد رنگ و نسبةً درشت است . درازی برگهای این گیاه گاهی تا دو متر هم می رسد. از برگهای آن الیاف بسیار ظریفی حاصل می شود که در تهیه ٔ منسوجات ظریف بکار می رود ولی عیب الیاف این گیاه آن است که بسیار زود فاسد می شود و بنابراین منسوجات حاصل از آنها کم مقاومت و بی دوام است بطوری که از نام این گیاه پیداست خاص جزایر زلاند جدید است . (فرهنگ فارسی معین ). || نوعی از جامه باشد که آن را از علف بافند طبیعت آن سرد و خشک است و پوشیدنش نشف رطوبت و عرق از بدن می کند. گویند اگر کسی خواهد که بدن او لاغر شود در زمستان جامه ٔ کتان نو پوشد و در تابستان جامه ٔ کتان شسته و اگر خواهد که لاغر نشود بر عکس یعنی در زمستان جامه ٔ کتان شسته بپوشد و در تابستان نو. (برهان ). نوعی از جامه باریک که از پوست گیاهی بافند. (غیاث اللغات ). جامه ای است معروف که شاعران پاره شدن آن به سبب نور ماه گفته اند و بعضی گویند که مکرر آزموده شده که این معنی را اصل نیست و بعضی گویند که جامه ٔ مذکور را از پوست ساق درخت کتان بافند چنانکه در شرح نصاب نوشته شده است که در بعضی بلاد پوست ساق درخت کشیده و ریشه ریشه کرده مثل پشم و پنبه ریسند و از آن جامه می بافند و آن جامه در مهتاب قوت ندارد. (آنندراج ). نوعی پارچه که از کتان سازندبدین معنی که ساقه های کتان را در آب می خیسانند و ازآن رشته های سفید حاصل می کنند و آنها را بافته پارچه های کتان بدست می آورند. (فرهنگ فارسی معین ) : و از بصره نعلین خیزد و فوطه های نیک و جامه های کتان . (حدود العالم ). و جامه ٔ ایشان (صقلابیان ) بیشتر کتان است . (حدود العالم ).
ز کتان و ابریشم و موی و قز
قصب کرد پر مایه دیبا و خز.
فردوسی .
ز کین او دل دشمن چنان شود که شود
ز نور ماه درخشنده جامه ٔ کتان .
فرخی .
و این سینیز شهرکی است نزدیک ساحل دریا و کتان بسیار باشد و از آنها جامه ٔ سینیزی خیزد. (فارسنامه ٔ ابن البلخی ).
از ماه درفش تو مه چرخ
سوزان چو ز مه کتان ببینم .
خاقانی .
اگر چراغ بمیرد صبا چه غم دارد.
وگر بریزد کتان چه غم خورد مهتاب .
سعدی .
ترا که گفت که برقع برافکن ای فتان
که ماه روی تو ما را بسوخت چون کتان .
سعدی .
گر در نظرت بسوخت سعدی
مه را چه غم از هلاک کتان .
سعدی .
فکر کتان چه کنی چون به زمستان برسی
پوستین را چه کنی غم چو رسد فصل بهار.
نظام قاری .
نگشت مخفی و پوشیده این که بی حجت
جفای ماه ز کتان بعدل کردی دور.
نظام قاری .
صاحبی را که ز کتان هوس کیسه است
کیسه از سیم بپرداز بگو در بازار.
نظام قاری (دیوان ص 13).
- رنگ کتان ؛ رنگ شکری . (ناظم الاطباء).
- کتان مثقالی ؛ نوعی از کتان بغای
ت نازک و لطیف . (از آنندراج ) :
ز کتان مثقالی خانه باف
زده کوهه برکوهه چون کوه قاف .
نظامی (از آنندراج ).
|| دانه ای را نیز گویند که از آن روغن چراغ گیرند و بعضی گویند به این معنی بکسر اول باشد و بی تشدید (برهان ). تخمی است که روغن چراغ از آن حاصل کنند و به هندی السی نامند. (آنندراج ). ابن السکیت گوید که بفتح کاف بود و به کسر کاف خطاست و گوید او را زیز هم گویند و عمرو از پدر خود روایت کند که او را شریع گویند و مشانه و اصطبه دانه را گویند که به شبه سنگ در میان کتان بود. ابن الاعرابی گوید شریع، کتان نیکو را گویند. و بپارسی تخم کتان بود و دربعض مواضع کوش دانگ گویند. و گفته اند بعض تخم او رابذر گویند و به کسر و به فتح افصح باشد. و سغد و سمرقند و فرغانه زغیر گویند و زغیره هم گویند و به هندی الس گویند. (از ترجمه ٔ صیدنه ). بَزرَک . کشدانک . تخم کتان . یانه . (یادداشت مؤلف ). و رجوع به بزرک شود. || چغزلاوه . (منتهی الارب ). رجوع به چغزلاوه و چغزاوه شود. || سیل آورد. کف آب . (منتهی الارب ).
... ادامه
710 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) [اکدی] (زیست‌شناسی)
مختصات: (کَ یا کِ تّ) [ ع . ] (اِ.)
الگوی تکیه: WS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: katAn
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 471
شمارگان هجا: 2
دیگر زبان ها
انگلیسی
linen | bombast , wild flax
ترکی
keten
فرانسوی
lin
آلمانی
leinen
اسپانیایی
lino
ایتالیایی
biancheria
عربی
كتان | ملابس كتانية , الورق الكتاني , كتاني , الكتان
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "کتان" در زبان فارسی به معنای نوعی الیاف طبیعی است که از گیاه کتان (یا کتان‌زار) به دست می‌آید و معمولاً برای تهیه پارچه استفاده می‌شود. در نگارش و استفاده از این کلمه، باید به چند نکته توجه کرد:

  1. نحوه نوشتن: کلمه "کتان" به صورت "کتان" نوشته می‌شود و آوای آن با "ک" شروع می‌شود و با "ان" ختم می‌شود.

  2. نکات املایی: املای این کلمه ثابت است و هیچ تغییر خاصی در حروف آن وجود ندارد. این کلمه همیشه به همین شکل نوشته می‌شود.

  3. استفاده در جملات: در جملات، "کتان" می‌تواند به عنوان اسم و ماده در ساختارهای مختلف مورد استفاده قرار گیرد. به‌عنوان مثال:

    • "این پیراهن از کتان تهیه شده است."
    • "کتان یکی از مواد اولیه مهم در صنعت نساجی به شمار می‌رود."
  4. توجه به صفت‌ها و قیدها: می‌توان از صفت‌ها و قیدهای مختلف برای توصیف کتان استفاده کرد. به عنوان مثال: "کتان مرغوب"، "پارچه کتان نرم" و غیره.

  5. استفاده در متون علمی و ادبی: در متون تخصصی و علمی، این کلمه ممکن است در بحث‌های مربوط به نساجی و الیاف، یا در متون ادبی به عنوان عنصر تصویرسازی کارایی داشته باشد.

با رعایت این نکات، می‌توان استفاده صحیح و موثری از کلمه "کتان" در نوشتار داشت.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. پارچه‌های کتان به دلیل تنفس‌پذیری و سبکی‌شان، در فصل تابستان بسیار محبوب هستند.
  2. او لباس‌های خود را از کتان تهیه کرده بود تا در روزهای گرم راحتی بیشتری داشته باشد.
  3. تولیدکنندگان پارچه کتان همیشه به دنبال بهبود کیفیت و دوام محصولات خود هستند.

واژگان مرتبط: پارچه کتانی، جامه زبر، جنس پنبهای گزافه گویی، مبالغه، سخن بزرگ یا قلنبه، عبارت سازی

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری