جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: کتم . [ ک َ ] (ع مص ) پنهان داشتن چیزی را. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). پوشیدن و پنهان کردن چیزی . (ترجمان القرآن جرجانی ص 81). پوشیدن راز. (دهار) (تاج المصادر بیهقی ). کِتمان . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) : نی ز بخل سیم و مال و زر خام از برای کتم آن سر از عوام . مولوی . و رجوع به کتمان شود. || (اِ) سخن . (یادداشت مؤلف ). کَتمَة : در کتم همه اول گفتار تو بودی گفتار هنر را همه کردار تو بودی . منوچهری . و رجوع به کَتمَة شود. || (اِمص ) پوشیدگی . اختفا. اخفای سر. || امتناع . || (اِ) پرده . (ناظم الاطباء). - کتم عدم ؛ جهان نیستی (که در پرده ٔ اختفاء است ). (از فرهنگ فارسی معین ) : ز آغازبودش به داد آورید خدای این جهان را ز کتم عدم . ناصرخسرو. وز بهر آنکه نیست شود هر چه هست او خیمه ٔ وجود بر سر کتم عدم زند. خاقانی . عبدالغفارکز کمانش در کتم عدم گریخت نقصان . خاقانی . مقبلی از کتم عدم ساز کرد سوی وجود آمد و در باز کرد. نظامی . دگر ره به کتم عدم در برد وزانجا به صحرای محشر برد. سعدی (بوستان ). تا چنین صورتی عجیب از کتم عدم به عرصه ٔ وجود آید. (انوار سهیلی ). - کتم غیب ؛ جهان پوشیده . عالم غیب . (فرهنگ فارسی معین ) : حرصهای رفته اندرکتم غیب تاختن آورد و سر برزد ز جیب . مولوی . اگر که رأی تو شمعی براه دیده نهاد به کتم غیب توان دید راه پنهانی . وحشی . 1- اختفا، پنهان، پوشيده، نهان
2- پوشيدن، نهان كردن، نهان داشتن
3- وسمه
4- شمشاد معطف، طبقة، سترة، تلبيس، غطاء، لحاء الشجر، كسا، طلى، ستر، غطى kaban manteau mantel abrigo cappotto
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر