شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

[ketmān]
reservation  |

کتمان

معنی: کتمان . [ ک ِ ] (ع مص ) پنهان شدن . (فرهنگ فارسی معین ). || پنهان داشتن . (از منتهی الارب ). پنهان کردن . (آنندراج ). پوشیدن و پنهان کردن چیزی . (ترجمان القرآن جرجانی ص 81). پوشیدن راز.(دهار) (تاج المصادر بیهقی ). پوشیدن گواهی و جز آن .(غیاث اللغات ). پوشیدگی . نگاهداری . نهان داشت . (ناظم الاطباء) : و هر راز که ثالثی در آن محرم نشود هر آینه از اشاعه مصون ماند و باز آنکه به گوش سیمی رسید بی شبهت در افواه افتد و بیش امکان کتمان آن صورت نبندد. (کلیله و دمنه ). و عقل مرد را به هشت خصلت بتوان شناخت ... پنجم مبالغت در کتمان راز خویش و از آن دیگران . (کلیله و دمنه ). پرده ٔ کتمان در سر صورت واقعه می کشیدند. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 298).
جنون سرشار و حسن از پرده بیرون تاز از شوخی
چسان دارند جز رسوا شدن کتمان یکدیگر.
درویش واله هروی (از آنندراج ).
- کتمان سر ؛ نگهداری راز. (ناظم الاطباء). پوشیده داشتن راز : برزویه گفت قویتر رکنی بناء مودت دوستان را کتمان اسرار دوستان است . (کلیله و دمنه ). ابوعلی گفت چون نبض و تفسره بدیدم مرا یقین گشت که علت عشق است و از کتمان سر حال بدینجا رسیده است . (چهارمقاله از فرهنگ فارسی معین ).
- کتمان شهادت ؛ امتناع از گواهی دادن . (ناظم الاطباء).
|| درگرفتن مشک شیر یا شراب را. (از منتهی الارب ). درگرفتن و نگاه داشتن مشک شیر یا شراب را. (از ناظم الاطباء) . || یقال للفرس اذا ضاق منخره عن نفسه قد کتم الربو و کذا منخر واسع لایکتم الربو. (منتهی الارب ). و چون منخر اسب تنگ باشد که نفس آن تنگی کند گویند قد کتم الربو و اگر منخر وی گشاد باشد گویند لایکتم الربو. (ناظم الاطباء).
... ادامه
778 | 0
مترادف: پرده پوشي، پنهانكاري، خفيه كاري، كتم
متضاد: افشا
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم مصدر) [عربی]
مختصات: (کِ) [ ع . ] (مص م .)
الگوی تکیه: WS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: ketmAn
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 511
شمارگان هجا: 2
دیگر زبان ها
انگلیسی
reservation | to hide
ترکی
saklamak
فرانسوی
cacher
آلمانی
verstecken
اسپانیایی
esconder
ایتالیایی
nascondere
عربی
حجز | تحفظ , حفظ , احتياط , إضمار , حشمة , أرض تفرد لإستعمال خاص
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه «کتمان» در زبان فارسی به معنی پنهان کردن یا نگه‌داشتن چیزی به دور از چشم دیگران است. در نگارش و استفاده از این کلمه، نکات زیر می‌تواند به شما کمک کند:

  1. معنی و مفهوم: «کتمان» به معنای امتناع از بیان یا نشان دادن حقیقت است. لازم است که در متن به وضوح منظور خود را با این کلمه بیان کنید.

  2. جایگاه کلمه: «کتمان» معمولاً به عنوان اسم استفاده می‌شود. می‌توانید آن را در جملات به همراه فعل و صفت‌های مختلف به کار ببرید. مثلاً: «او از بیان حقیقت کتمان کرد.»

  3. نگارش صحیح: دقت کنید که کلمه «کتمان» به صورت صحیح نوشته شود و از بکار بردن اشکالات املایی خودداری کنید.

  4. استفاده از مترادف‌ها: در برخی مواقع می‌توانید از مترادف‌های «کتمان» مانند «پنهان کردن» یا «نهان‌داشتن» استفاده کنید تا تنوع بیشتری به متن بدهید.

  5. قیدهای مقید: می‌توانید از قیدهای اضافه مانند «عمدی» یا «غیرعمدی» در کنار کتمان استفاده کنید: «کتمان عمدی حقایق».

با رعایت این نکات می‌توانید به خوبی از کلمه «کتمان» در نوشتار خود استفاده کنید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. او تصمیم گرفته بود احساساتش را کتمان کند تا مبادا دیگران را ناراحت کند.
  2. کتمان حقیقت در برخی مواقع ممکن است عواقب جدی به همراه داشته باشد.
  3. او به دلیل کتمان اطلاعات مهم، در موقعیت دشواری قرار گرفت.

واژگان مرتبط: شرط، ذخیره، تقیه، احتیاط، قید، کت

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری