شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

[karbās]
canvas  |

کرباس

معنی: کرباس . [ ک َ ] (اِ) کرپاس . (آنندراج ). جامه ٔ سفید معروف . (غیاث اللغات ). پارچه ٔ سفید. (آنندراج ). بمعنی جامه که از پنبه ساخته شود. (غیاث اللغات ) (آنندراج ). پارچه ٔ پنبه ای سفید درشت . (ناظم الاطباء). جامه ٔ سفید از پنبه ٔ خشن . پارچه ٔ پنبه ای خشن که غالباً جامه ٔ مردان و زنان روستایی است . جامه ٔ نخین درشت . (یادداشت مؤلف ): و از بم کرباس و جامه و دستاری و خرمای خیزد. (حدود العالم ). و از او [ از بست ] ... کرباس و صابون خیزد. (حدود العالم ). و از ری کرباس و برد وپنبه و عصاره و روغن و نبیذ خیزد. (حدود العالم ).
همه بوم و بر زیر نعل اندرون
چو کرباس آهار داده بخون .
فردوسی .
نامه ٔ صاحب با نامه ٔاو باشد
همچو کرباس حلب با قصب مقرن .
فرخی .
مانک آچارهای بسیار و کرباسها از دست رشت زنان پارسا پیش آورد. (تاریخ بیهقی ).
از تو درویشان کرباس نیابند و گلیم
مطربان را جز دیبای سپاهان ندهی .
ناصرخسرو.
بسیاربدین و بدان به حیلت
کرباس بدادی به نرخ بیرم .
ناصرخسرو.
با نبوت چه کار بود او را
چون برفت از پس رسن کرباس .
ناصرخسرو.
چون نپوشی چه خز و چه کرباس
چون نبویی چه نرگس و چه پیاز.
ناصرخسرو.
و پنبه ٔ بسیار خیزد [ از جهرم ] و برد و کرباس آرند از آنجا. (فارسنامه ٔ ابن البلخی ص 131).
فرق کن فرق کن خداوندا
گوهر از سنگ و دیبه از کرباس .
مسعودسعد.
سایه ٔ زلف سیه بر روی کرباس سفید
چون منقش کرده روی لوح کافوری به قار.
سوزنی .
حال مقلوب شد که بر تن دهر
ابره کرباس و دیبه آستر است .
خاقانی .
نمدها و کرباسهای ستبر
ببندند بر پای پویان هزبر.
نظامی .
سیم بربایند زین گون پیچ پیچ
سیم از کف رفته و کرباس هیچ .
مولوی .
یا تو بافیدی یکی کرباس تا
خوش بسازی بهر پوشیدن قبا.
مولوی .
مدتی جولاهه دربارت کشید
عاقبت کرباس گشتی توله دار.
نظام قاری (دیوان ص 27).
ابر کرباس و شفق خسقی و شامست سمور
صبح قاقم شمر و حبر پر از موج بحار.
نظام قاری (دیوان ص 11).
قلمی فوطه وکرباس و ندافی و قدک
یقلق و طاقیه و موزه و کفش و دستار.
نظام قاری (دیوان ص 15).
تویی آراسته بی آرایش
چه به کرباس و چه به خز یکسون .
بوشعیب .
|| پارچه ٔ سفیدی که ململ نیز گویند. (ناظم الاطباء). || کفن . رجوع به کرپاس شود.
- با شمشیر و کرباس آمدن یا شمشیر و کرباس برداشتن یا برگرفتن ؛ به علامت تسلیم و عذرخواهی و تضرع شمشیر و کرباس (کفن ) به گردن افکندن و نزد کسی رفتن : چون سلطان برسید سیدفخرالدین سالاری به تضرع با شمشیر و کرباسی پیش سلطان آمد. (جهانگشای جوینی ). و خویشتن شمشیر و کرباسی برداشت . (جهانگشای جوینی ). و خویشتن شمشیر و کرباسی برگرفته و به خدمت سلطان آمد. (تاریخ جهانگشا).
- سر و ته (سر ته ) یک کرباس بودن ؛ مساوی هم بودن . معادل هم بودن . (فرهنگ فارسی معین ) :
راحتی نیست نه در مرگ و نه در هستی ما
کفن وجامه هم از سر ته یک کرباسند.
صائب .
... ادامه
873 | 0
مترادف: متقال
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) [معرب، مٲخوذ از هندی، جمع: کرابیس]
مختصات: (کَ) [ هند. ] (اِ.)
الگوی تکیه: WS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: karbAs
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 283
شمارگان هجا: 2
دیگر زبان ها
انگلیسی
canvas | burlap , canvass , toile , sackcloth
ترکی
tuval
فرانسوی
toile
آلمانی
leinwand
اسپانیایی
lienzo
ایتالیایی
tela
عربی
خيام | قماش كتاني , شراع , أشرعة , الكنفا نسيج غليظ , لوحة زيتية على قماش , لوحة زيتية , قماش
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "کرباس" در فارسی به معنای نوعی پارچه است و درباره آن می‌توان چند نکته نگارشی و قواعدی را ذکر کرد:

  1. تهجیه و نوشتار: کلمه "کرباس" به صورت خاص نوشته می‌شود و نیازی به تغییر یا اصلاح ندارد. حروف آن به این صورت است: ک، ر، ب، ا، س.

  2. کاربرد علمی و ادبی: در متن‌های علمی و ادبی می‌توان از کرباس به عنوان نمونه‌ای از پارچه‌های سنتی یا محلی یاد کرد و برای توصیف آن می‌توان به ویژگی‌هایی مانند ضخامت، بافت و رنگ آن اشاره کرد.

  3. نقطه‌گذاری: اگر کرباس در وسط جمله قرار گیرد، باید با علامت‌های نگارشی مناسب مانند ویرگول، نقطه و ... متناسب با ساختار جمله مواجه شود. به عنوان مثال: "این کرباس بسیار زیباست، اما قیمت آن کمی بالا است."

  4. جمع‌سازی: جمع کرباس به صورت "کرباس‌ها" یا "کرباس‌ها" نوشته می‌شود.

  5. مفاهیم مرتبط: در متون ادبی ممکن است از کرباس به عنوان نمادی از فرهنگ و هنر استفاده شود، پس در تحلیل‌های فرهنگی می‌توان به بررسی آن پرداخت.

اگر سوال خاص‌تری درباره کلمه کرباس دارید یا نیاز به توضیحات بیشتری هست، لطفاً بفرمایید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. کرباس نوعی پارچه‌ی محکم و ضخیم است که در بافت آن از الیاف طبیعی استفاده می‌شود.
  2. در گذشته مردم برای دوختن لباس‌های کار و روستایی از کرباس بهره می‌بردند.
  3. با استفاده از کرباس، می‌توان صنایع دستی جذابی مانند پرده و کیف تهیه کرد.

واژگان مرتبط: نقاشی، بوم نقاشی، پرده نقاشی، پارچه برزنت، پارچه مخصوص نقاشی، پارچه کیسهای، کف رینگ بوکس یا کشتی، خمار، پارچه کتان نازک، پارچه کیسه دوزی، خرقه، پارچه گونی

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری