جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: کرد. [ ک َ / ک ِ ] (اِ) شاخی را گویند که در وقت پیراستن از درخت بریده باشند. (برهان ) (از ناظم الاطباء). || آبگیرو آب انبار و تالاب هم هست که به عربی شمر گویند. (برهان ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). || سبزی زار. تره زار. (ناظم الاطباء). || زمین زراعت کرده را گویند عموماً و زراعت شالی و برنج و سبزی خوردنی و مانند آن را خصوصاً. (برهان ). قطعه زمین را گویند که کناره های آن را بلند کرده باشند و در میان آن سبزی بکارند یا زراعت دیگر کنند. (برهان ) (از ناظم الاطباء) . کَرت . (ناظم الاطباء). زمینی را گویند که برای کاشتن سبزی یا میوه درست کنند و در آن چیزی کارند. (آنندراج ) : سر برکشیده شاخ سپرغم ز کرد خویش چون قبه ٔ زمرد بر شاخکی نزار. ابوالحسن بهرامی . کردمت پیدا که بس خوب است قول آن حکیم کاین جهان را کرد ماننده به کرد گندنا. ناصرخسرو. درمکن در کرد شلغم پوز خویش تا نگردد با تو او هم طبعو کیش توبه کردی او به کردی مودعه زآنکه ارض اﷲ آمد واسعه . مولوی . هر یکی با جنس خود درکردخود از برای پختگی نم می خورد تو که کرد زعفرانی زعفران باش و آمیزش مکن با دیگران . مولوی . did, Kurd فعل، بذل، نفذ، نظف، اهتم، انتهى، ارتكب، قدم خدمة، أنهى، نجز، أنتج، خدع، احتال، زخرف، جمل بمستحضرات تجميل، وضع، رتب، قام ب، أدى، أعد للطبخ yaptı a fait tat hizo fatto انجام داد، اهل کردستان، کردن
فعل|بذل , نفذ , نظف , اهتم , انتهى , ارتكب , قدم خدمة , أنهى , نجز , أنتج , خدع , احتال , زخرف , جمل بمستحضرات تجميل , وضع , رتب , قام ب , أدى , أعد للطبخ
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "کرد" در زبان فارسی میتواند معانی و کاربردهای مختلفی داشته باشد که بسته به سیاق جمله، باید به آن توجه کرد. در زیر به برخی از اصول و قواعد نگارشی مربوط به این کلمه اشاره میشود:
استفاده به عنوان اسم:
"کرد" به عنوان اسم، معمولاً به معانی خاصی چون قوم کرد یا ویژگیهای فرهنگی و اجتماعی این قوم اشاره دارد.
مثال: "کردها یک قوم با تاریخ غنی هستند."
استفاده به عنوان فعل:
"کرد" به شکل گذشتهٔ فعل "کردن" نیز به کار میرود و به معنی انجام دادن کاری است.
مثال: "او کارش را به خوبی کرد."
نکات نگارشی:
در نوشتن، همیشه لازم است که کلمه "کرد" به صورت صحیح و در مکان مناسب خود قرار گیرد تا از ابهام دوری شود.
توجه به جایگاه فعل در جمله مهم است؛ مثلاً، فعل "کرد" معمولاً باید بعد از فاعل بیاید.
اگر "کرد" در انتهای جمله بیاید، باید دقت شود که جملات به صورت کامل و بدون ابهام خوانده شوند.
اجتناب از تکرار:
در نوشتار، سعی کنید از تکرار مکرر "کرد" بپرهیزید و به جای آن از ترکیبات یا مترادفهای دیگر استفاده کنید.
مثال: بهجای "او این کار را کرد و سپس کار دیگری را کرد"، میتوان گفت: "او این کار را انجام داد و سپس به کار دیگری روی آورد."
لطافت در جملات:
سعی کنید جملات را با تنوع فعل و بهکارگیری جملات توصیفی و تحلیلی زیبا کنید تا اثرگذاری بیشتری داشته باشد.
با رعایت این نکات، میتوانید از کلمه "کرد" به درستی و به صورت مؤثر در نوشتارهای خود استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
او تصمیم کرد که در مسابقه دو شرکت کند.
باران به شدت بارید و باعث شد که خیابانها لیز شود.
معلم با تلاش زیاد، درس را برای دانشآموزان جذاب کرد.
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر