کردار کردن
licenseمعنی کلمه کردار کردن
معنی واژه کردار کردن
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
آواشناسی:
منبع:
لغتنامه دهخدا
معادل ابجد:
699
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
to act
عربی
مثل | خدم , نفذ , أدى دور , حدث أثرا , أصلح للتمثيل , للعمل
