شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

[kar']
butter  |

کرع

معنی: کرع . [ ک َ رَ ] (ع اِ) آب باران ایستاده . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). آب آسمان . (مهذب الاسماء). آب آسمان که به دهان بردارند. (از اقرب الموارد). || دست و پای ستور. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || باریکی پیش ساق . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || ساق . (مهذب الاسماء). || (ص ) مردم فرومایه ٔ دونان طبیعت دنی النفس . (منتهی الارب ). مردم فرومایه ٔ پست طبع. (ناظم الاطباء). فرومایه از مردم و فی حدیث علی : «غلب علی هذا الامر الکرع و الاغراب »؛ یعنی سفله و فرومایه از مردم که به دست و پای ستورمانند. (از اقرب الموارد). || مکان و جای . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). واحد و جمع در وی یکسان است . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). یقال : رجل کرع و رجلان کرع و رجال کرع . || آنچه مواشی با دست و پای خود در آن فرومی رود. (از اقرب الموارد).
... ادامه
389 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم مصدر) [عربی] [قدیمی]
مختصات:
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 290
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
butter | sphere , globe , butterfat , korea
عربی
زبدة | تملق , مربى , دهن , دهن الزبدة , سمنة
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "کرع" در زبان فارسی به معنی "کرع کردن" یا "کرع گداخته" نیست و معمولاً به عنوان یک واژه مستقل یا معانی دیگر به کار نمی‌رود. اما اگر به دنبال قواعد نگارشی و انشاء برای کلمات مشابه یا ساختارهای مرتبط هستید، می‌توان به نکات زیر اشاره کرد:

  1. تلفظ صحیح: اطمینان حاصل کنید که کلمات به درستی تلفظ می‌شوند و املا آن‌ها صحیح است.

  2. جایگاه کلمات: در جملات فارسی، فاعل معمولاً در ابتدا، فعل بعد و مفعول در انتهای جمله قرار می‌گیرد.

  3. استفاده از علائم نگارشی: استفاده صحیح از ویرگول، نقطه، علامت سوال و سایر علائم نگارشی می‌تواند به وضوح و وضوح متن کمک کند.

  4. سازگاری جنس و عدد: در جملات فارسی توجه به توافق جنس (مؤنث و مذکر) و عدد (مفرد و جمع) ضروری است.

  5. سبک نوشتاری: بسته به نوع متن (رسمی، غیررسمی، علمی، ادبی و ...) از زبان و لحن متناسب استفاده کنید.

اگر سوال خاصی درباره قاعده یا نکته‌ای دیگر دارید، لطفاً بیشتر توضیح دهید تا کمک بیشتری ارائه شود.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. کرع یکی از سنت‌های قدیمی در زندگی روستاییان است که در آن خانواده‌ها به دور هم جمع می‌شوند.
  2. در فصل برداشت محصول، مردم با خوشحالی در مراسم کرع شرکت می‌کنند و جشن می‌گیرند.
  3. یادم می‌آید زمانی که بچه بودم، در کرع عمویم همیشه شیرینی‌های خوشمزه‌ای می‌آورد.

واژگان مرتبط: روغن، روغن زرد، کره مالیدن روی، حوزه، قلمرو، محیط، گوی، فلک، زمین، حباب، کره خاک، قطره، روغن شیر

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری