جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: کرم . [ ک َ رَ ] (ع اِمص ) جوانمردی . مردمی . عزیزی . ضد لؤم . (ناظم الاطباء). جوانمردی و همت باشد. (برهان ). مروت وسخاوت و عزیزی و بزرگواری . (غیاث اللغات ). همت و مروت و سخاوت . ضد لاَّمت . (از ناظم الاطباء) : میر اجل مظفر عادل قطب کرم و نتیجه ٔ حری . منوچهری . امروز خوشم بدار و فردا با من آنچ از کرم تو می سزد آن می کن . خیام . قضیت کرم عهد آن است که بردن مرا وجهی اندیشید و حیلتی سازید. (کلیله و دمنه چ مینوی ص 111). شیر گفت : این اشارت از کرم و وفا دور است . (کلیله و دمنه ). آنچه از روی کرم بر شما واجب بود بجای آرید. (کلیله و دمنه ). و اعتماد بر کرم عهد وحصافت رای تو مقصور داشته ام . (کلیله و دمنه ). همه بگذار کدامین گنه است که فزون از کرم یزدان است . انوری . بر اهل کرم لرز خاقانیا که بر کیمیا مرد لرزان بود. خاقانی . اگر ثلثی از ربع مسکون بجویی وفا و کرم هیچ جایی نیابی . خاقانی . هرکه یقین را به توکّل سرشت بر کرم الرزق علی اﷲ نوشت . نظامی . در کرم آویز و رها کن لجاج از ده ویران که ستاند خراج . نظامی . و او به یکی دانه ز راه کرم حله درانداخته و حله هم . نظامی . چون کرم این کرم را بیدار کرد اژدهای جهل را این کرم خورد. مولوی . ماند خواهم تا رسیده یا رسم حق کند با من غضب یا خود کرم . مولوی . درویشی در آتش فاقه می سوخت ... کسی گفتش چه نشینی که فلان در این شهر طبعی کریم دارد و کرمی عمیم . (گلستان ). پادشاه را کرم باید تا خلق بر او گرد آیند. (گلستان ). کرم بین و لطف خداوندگار گنه بنده کرده ست و او شرمسار. سعدی (گلستان ). هرکه با ابر کرم کرد چو دریا صائب در حقیقت بهمه روی زمین احسان کرد. صائب (از آنندراج ). - باکرم ؛ سخی . بخشنده . کریم : تو خداوندگار باکرمی گرچه ما بندگان بی هنریم . سعدی . - بکرم ؛ از روی کرم . باکرم : کار لوزینه ٔ ما را بکرم ساخته کن که نخستین سخن از تنگ شکرانبازی . سوزنی . 1- بخشش، بخشندگي، بذل، جود، سخا، سخاوت
2- بزرگواري، جوانمردي كريم، قشدة، كريمة، مرهم، صفوة، اللون الأصفر الشاحب، زبدة الشيئ، حيوان بلون الكريم، شىء قشدي القوام، تقشد، زبد، أخذ صفوة الشىء، رغا، فصل القشدة عن اللبن، مزج بالقشدة krem crème creme crema crema
كريم|قشدة , كريمة , مرهم , صفوة , اللون الأصفر الشاحب , زبدة الشيئ , حيوان بلون الكريم , شىء قشدي القوام , تقشد , زبد , أخذ صفوة الشىء , رغا , فصل القشدة عن اللبن , مزج بالقشدة
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
در زبان فارسی، کلمه "کرم" میتواند به معانی مختلفی به کار رود و قواعد مختلف نگارشیای برای آن وجود دارد. در اینجا به چند نکته و قاعده مهم پیرامون این کلمه اشاره میکنم:
تعریف و معانی: "کرم" میتواند به چند معنا اشاره داشته باشد:
یک نوع حشره که برخی از آنها میتوانند در باغها آسیب رسان باشند.
به معنای نرم بودن یا لطیف بودن (مانند "کرم نرم").
در مصطلحات علمی، به معنی انگل یا موجودات زندهای که در بدن دیگر موجودات زندگی میکنند.
استفاده در جملات:
میتوان در جملات مختلف با توجه به معنای مورد نظر از کلمه "کرم" استفاده کرد. مثلاً:
"کرم شب تاب در تاریکی میدرخشد."
"این کرم خاکی به رشد گیاهان کمک میکند."
قواعد علامتگذاری:
در متنهای رسمی، اگر "کرم" در ابتدا یا وسط جمله باشد، به هیچ علامتگذاری خاصی نیاز ندارد.
اگر در میان جملات پیچیده یا با اصطلاحات فنی به کار رود، نگارش باید واضح و بدون ابهام باشد.
نکات دستوری:
"کرم" یک اسم است و میتواند به صورت مفرد و جمع (مثل "کرمها") به کار رود.
برای توصیف یا اشاره به نوع یا ویژگی خاص، میتوان از صفتها استفاده کرد (مثلاً "کرم سبز" یا "کرمهای بزرگ").
این نکات کلی و قواعد نگارشی و دستوری برای کلمه "کرم" در زبان فارسی هستند. اگر سوال خاصی در مورد استفاده یا معنای خاصی از این کلمه دارید، بفرمایید تا بهطور دقیقتر پاسخ دهم.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
در باغچه، کرمها به خاک و گیاهان کمک میکنند تا بهتر رشد کنند.
بچهها با علاقه به تماشای کرمهای ابریشم در حال پیلهبافی نشستهاند.
برای درمان سوختگی، از کرمهای خاصی استفاده میشود که به ترمیم پوست کمک میکنند.
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر