شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

[kasr]
fraction  |

کسر

معنی: کسر. [ ک َ ] (ع اِمص ) شکست . || شکستگی . رخنه . شکاف . (ناظم الاطباء) :
ز کسری که در طاق کسری فتاد
جهان پایه ای در درستی نهاد.
نورالدین ظهوری (از آنندراج ).
|| هزیمت . || حزن . اندوه . || (اِ) حرکت زیر. کسره . (ناظم الاطباء). رجوع به کسره شود. || چیز اندک و بی مزه . || جزء غیر تامی از اجزای واحد مانند نصف و ثلث و عشر و خمس و تسع و مانند آنها. ج ، کسور. (ناظم الاطباء).
- کسر حساب ؛ آنچه به حصه ٔ تمام نرسد.
|| (اِمص ) کمی . قلت . نقصان . کمبود.کسری .
- کسرانبار ؛ کمبود غله ٔ انبار. کمبود از میزان معهود. آن مایه غله ٔ انبار که از میزان مطلوب و مرقوم به عللی از قبیل کیفیت توزین یا افت و غیره کمی نشان دهد.
- کسر شأن ؛کاستگی مقام و حیثیت و اعتبار :
همچو مستان کز شکست نرخ من خوشدل شوند
دوستان را مطلب افتاده ست کسر شأن ما.
معز فطرت (از آنندراج ).
- کسر شأن کسی بودن یا شدن ؛ به اعتبار و اهمیت او لطمه وارد آمدن . حیثیت وآبروی او خلل یافتن : کسر شأن من است (یا می شود) که از فلان یاری بخواهم .
- کسر صندوق ؛ کم آمدگی موجودی صندوق بسبب اشتباه در شمارش پول و جز آن .
- کسر گداز ؛ آنچه از وزن زر و سیم پس از سکه کردن کم آید. (یادداشت مؤلف ). کمبود و نقصانی که زر و سیم یا فلز دیگری که از آن سکه خواهند کرد در سکه زدن بیابد.
- کم و کسر؛ کمبود. کمی . نقصان .
- کم و کسر داشتن ؛ نقصان و کمبود داشتن .
|| (اِ) در اصطلاح حساب یک جزء از چند جزء واحد. (ناظم الاطباء). چون واحدی را به عددی از اجزای متساوی تقسیم کنیم و یکی از این اجزاء یا چند جزء آن را اختیار نماییم حاصل را کسر گویند. عددی ناقص که بین دو عدد صحیح قرار گیرد. در اصطلاح کسر را به معنی عدد کسری و مقابل عدد صحیح بکار برند و بین کسر و عدد کسری تفاوتی نگذارند. کسر را بدین طریق می نویسند که عددی را که باید تقسیم شود در زیر خطی بنام خط کسری می نویسند و آن را مخرج گویند و عددی را که باید از آن برداشته شود در بالای خط می نویسند و آن را صورت نامند مانند56
ج ، کسور. جج ، کسورات .
- کسر اعشاری ؛ اگر واحدی را به ده یا صدیا هزار جزء مساوی تقسیم کنیم و چند قسمت آن را برداریم این کسر را اعشاری گویند. مثلا چوبی را به ده قسمت کنیم و سه قسمت آن را برداریم گویند سه قسمت از ده قسمت را برداشته ایم و آن را چنین نویسند: 0/3 و تلفظ کنند سه دهم . برخه ٔ دهدهی . (فرهنگ فارسی معین ).
- کسر متعارفی ؛ اگر واحدی را به چند جزء مساوی (غیر اعشاری ) قسمت کنیم و یک یا چند جزو آن را برداریم گوییم کسری از واحد برداشته ایم و این کسر را متعارفی نامند. برای نمایش دادن کسر متعارفی خطی افقی کشندو واحدی را که به چند قسمت تقسیم خواهند کرد زیر خطمزبور نویسند و چند قسمت از واحد را که برداشته اند بالای خط مذکور نویسند. مثلاً سیبی را به 4 قسمت نمایند و سه قسمت آن را بردارند کسر را این طور نویسند34 و خوانده می شود سه چهارم . (فرهنگ فارسی معین ).
- کسر و انکسار ؛ فعل و انفعال . فعل و ان ینفعل . (فرهنگ فارسی معین ).
... ادامه
414 | 0
مترادف: 1- برخه، خرده 2- تقليل، كاهش، نقصان 3- تفريق، كم، منها 4- خرد كردن، شكست، شكستن
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم مصدر) [عربی]
مختصات: (کَ) [ ع . ]
الگوی تکیه: S
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: kasr
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 280
شمارگان هجا: 1
دیگر زبان ها
انگلیسی
fraction | deduction , deficit , deficiency , diminution , detraction , leakage , under
ترکی
kesinti
فرانسوی
déduction
آلمانی
abzug
اسپانیایی
deducción
ایتالیایی
deduzione
عربی
جزء | كسر , كسرة , قطعة , التافه
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "کسر" در زبان فارسی به معنای یک جزء از کل یا بخشی از عدد است و در ریاضیات به کار می‌رود. اگر می‌خواهید در مورد قواعد نگارشی و نحوه‌ی استفاده از این کلمه در زبان فارسی اطلاعات بیشتری داشته باشید، نکات زیر می‌تواند مفید باشد:

  1. نحوه‌ی نگارش: کسر به صورت "کسر" نوشته می‌شود و از نظر املایی صحیح است.

  2. آوای کسر: معمولاً در متن‌های علمی و ریاضی، به این کلمه به صورت صحیح و واضح اشاره می‌شود.

  3. سازگاری با کلمات دیگر: هنگامی که می‌خواهید کلمه "کسر" را در جملات به کار ببرید، توجه داشته باشید که باید با سایر کلمات هماهنگی معنایی داشته باشد. به عنوان مثال:

    • "کسر 1/2 نشان‌دهنده‌ی نصف یک واحد است."
  4. قید مکان و زمان: کسر می‌تواند در جملات به عنوان یک کلمه توصیفی هم استفاده شود:

    • "در این کسر، صورت 3 و مقام 4 است."
  5. استفاده در موارد مختلف: در متون ادبی و غیرادبی، می‌توان از کسر به صورت‌های مختلف استفاده کرد:

    • در ریاضی: "کسرهای معین و نامعین."
    • در علوم اجتماعی: "کسر از جامعه."
  6. توجه به جمع و مفرد: کلمه "کسر" در حالت مفرد است و برای جمع آن باید از "کسور" استفاده کنید.

در نهایت، توجه به مخاطب و زمینه‌ی نگارش نیز مهم است. کلمه "کسر" در مکالمات غیررسمی کمتر به کار می‌رود و بیشتر در متون تخصصی و علمی به کار می‌رود.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. در ریاضیات، کسرها به ما کمک می‌کنند تا قسمت‌های کوچکتر از یک کل را نمایش دهیم.
  2. معلم از دانش‌آموزان خواست تا کسرهای مشابه را با هم جمع کنند و نتیجه را محاسبه کنند.
  3. در یک مسابقه، نمره‌ی هر شرکت‌کننده به صورت کسر نمایش داده شد تا دقت نتایج بیشتر شود.

واژگان مرتبط: شکستگی، ذره، شکاف، استنتاج، استنباط، قیاس، وضع، نتیجهگیری، کمبود، کسر عمل، کسر درامد، نقص، کاستی، عدم، عیب، کاهش، تقلیل، تحقیر، کمشدگی، کسر شان، افترا، بد گویی، نشت، تراوش، ترشح، چکه

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری