شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

[košt]
cultivation  |

کشت

معنی: کشت . [ ک ِ ] (مص مرخم ، اِمص ) زراعت . کشاورزی . زرع . اَکّاری . مؤاکره . حرث :
به کشت ار برد رنج کشورزیان
چنان کن که ناید به کشور زیان .
اسدی .
جهان زمین و سخن شخم و جانت دهقان است
به کشت باید مشغول بود دهقان را.
ناصرخسرو.
- کشت و درود ؛ کاشتن و درودن . کشاورزی . عمل کشاورزی اعم از کشتن و درو کردن و برداشتن . کشت و برداشت :
تا زنده ام مرا نیست جز مدح تو دگر کار
کشت و درودم این است خرمن همین و شدکار.
رودکی .
زمینی که آباد هرگز نبود
برو بر ندیدند کشت و درود.
فردوسی .
از ایران پراکنده شد هرکه بود
نماند اندر آن بوم کشت و درود.
فردوسی .
به کابل دگر سام را هرچه بود
ز باغ و ز کاخ و ز کشت و درود.
فردوسی .
نخوری از رز و از صنعت و از کشت و درود
بر به تابستان تاش آب زمستان ندهی .
ناصرخسرو.
|| (اِ) زراعت . کشته : شهر کش رادو رود است که بر در شهر بگذرد و اندر کشتهای وی به کار شود. (حدود العالم ). ایشان را کشت نیست مگر ارزن و انگور نیست لیکن انگبین سخت بسیار است . (حدود العالم ).
همه باغ پرآب و کشت و خوید
همه کوه پرلاله و شنبلید.
فردوسی .
مر کشت را خود افکن نیرو
رز را بدست خود کن فرخو.
لبیبی .
ملک چون کشت گشت و تو باران
این جهان چون عروس و تو داماد.
فرخی .
کشت خدای نیست مگر اهل علم و دین
جز این دو تن همه خار و خس و گیاست .
ناصرخسرو.
کشتزار ایزد است این خلق و این تردست مرگ
داس این کشت ای برادر همچنین باشد سزا.
ناصرخسرو.
این تاوان مر ادب را بستدیم تا خداوندان اسپ اسپ را نگه دارند تا به کشت کسان اندر نیاید. (نوروزنامه منسوب به خیام ). روزی به شمس الملوک قابوس وشمگیر برداشتند که مردی به درگاه آمده است و اسپی برهنه آورده و می گوید که به کشت خویش اندر گرفته ام . (نوروزنامه ٔ منسوب به خیام ).
کشت امید چون نرویاند
گریه کو فتح باب هر ظفر است .
خاقانی .
برحذرم زآتش اجل که بسوزد
کشت حیاتی که خوشه در دهن آورد.
خاقانی .
این قحط کشی جهان نبردی
گر کشت وفا رسیده بودی .
خاقانی .
تخم کاینجا فکنی کشت تو آنجا دروند
جوی کامروز کنی آب تو فردا بینند.
خاقانی .
دهی بیند آراسته چون بهشت
سوادش پر از سبزه و آب و کشت .
نظامی .
چو ده روز راه بیابان نبشت
عمارت پدید آید و آب و کشت .
نظامی .
اگر بینی در آن ده کار و کشتی
مرا در هر سخن بینی بهشتی .
نظامی .
تو چه کردی جهد کان با تو نگشت
تو چه کاریدی که نامد ریع کشت .
مولوی .
غبار هوا چشم عقلم بدوخت
سموم هوس کشت عمرم بسوخت .
سعدی .
گفت ما خوردیم بر از کشته های رفتگان
هرکه آید گو بری او هم ز کشت ما بخور.
ابن یمین .
کشت ما را میتواند قطره ای سیراب کرد
اینقدر استادگی ای ابر دریادل چرا.
صائب .
حصید، کشت دروده . (دهار). جرد؛ ملخ رسیده شدن کشت . خامه ؛ کشت تازه برآمده بر ساق . خضر؛ سبز شدن کشت . (منتهی الارب ). || کشتزار. محل زراعت . مزرعه . زمین زراعی :
تا سمو سربرآورید ز دشت
گشت زنگار گون همه لب کشت .
رودکی .
گشت پرمنگله همه لب کشت
داد در این جهان نشان بهشت .
ابوشکور بلخی .
بدین مرز دهقانم و کدخدای
خداوند این بوم و کشت و سرای .
فردوسی .
چرا گوش این دشتبان کنده ای
همان اسب در کشت افکنده ای .
فردوسی .
یکی شهر دید از خوشی چون بهشت
در و دشت و کوهش همه باغ و کشت .
فردوسی .
هر چیزی که ملک من است ... یاملک من شود در بازمانده ٔ عمرم از زر یا رزق ... یا کشت ... از ملک من بیرون است . (تاریخ بیهقی ).
بهاری بدی چون نگار بهشت
نمانی کنون جز به پژمرده کشت .
اسدی .
کشت ها و غله بوم از یک گری زمین ، خراج یک درم سیم نقره . (فارسنامه ٔ ابن بلخی ص 92).
کوهها و بحرها و دشتها
بوستانها باغها و کشتها.
مولوی .
رجاد، آنکه خوشه ها از کشت به خرمنگاه برد. (منتهی الارب ). || (اِمص ) در اصطلاح طب جدید پرورش میکرب است برای تحقیقات پزشکی . || (اِ) تخم . بزر. || شخم . || تهیگاه . آن جزء از بدن که مابین سرین و پهلو واقع است . || کش شطرنج . (ناظم الاطباء). در آنندراج آمده : وانکه مصطلح شطرنج بازان است آن را میرخسرو در ترسل الاعجاز در مبحث مصطلحات شطرنج به معنی قسط به قاف و سین و طاء مهملتین که به معنی عدل است اختیار فرموده و شاه را از عدل گزیر نیست و شاه شطرنج از کشت می گریزد وجهش آن است که عدل ندارد و ازین است که درلفظ قسط تغییر داده بکاف استعمال کرده اند تا دلالت بر معنی عدل نکند بلکه از عالم الفاظ مهمله اند :
کرده یحیی ماتم این شطرنج باز روزگار
سبز خواهدداشت یارب تا به کی این کشت را .
میریحیی شیرازی .
در غیاث اللغات آمده به اصطلاح شطرنج بازان بودن شاه در آن خانه که اگر در آنجا سوای شاه مهره ٔ دیگر باشد کشته شود. رجوع به کش شود.
... ادامه
949 | 0
مترادف: 1- حراثت، حرث، زراعت، زرع، كاشت، كشاورزي 2- كاشته 3- كشتن، كاشتن
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم مصدر)
مختصات: (کُ) (مص مر.)
الگوی تکیه: S
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: keSt
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 720
شمارگان هجا: 1
دیگر زبان ها
انگلیسی
cultivation | tillage , tilth , slew , killed
ترکی
öldürüldü
فرانسوی
tué
آلمانی
getötet
اسپانیایی
delicado
ایتالیایی
ucciso
عربی
زراعة | رعاية , حراثة , تهذيب , ثقافة
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "کشت" به معنای عمل کاشتن یا پرورش گیاهان و محصولات زراعی است و از نظر قواعد فارسی و نگارشی نکات زیر در مورد این کلمه و کاربرد آن قابل توجه است:

  1. استفاده در جملات:

    • "کشت crops" می‌تواند به عنوان فعل استفاده شود، مثلاً: "کشاورز در بهار شروع به کشت محصولات جدید کرد."
    • همچنین می‌توان به عنوان اسم استفاده کرد: "کشت گیاهان دارویی در این منطقه رونق یافته است."
  2. صرف فعل:

    • "کشت" از ریشه "کاشت" گرفته شده و به معنای عمل کاشتن است. صرف فعل "کاشت" به شکل‌های مختلف می‌تواند برای زمان‌ها و اشخاص مختلف تغییر کند.
  3. قید و صفت:

    • برای توصیف نوع یا روش کشت، می‌توان از صفات و قیدهای مختلف استفاده کرد، مانند: "کشت مکانیزه"، "کشت دستی"، "کشت زودرس".
  4. توافق در تعداد:

    • در استفاده از "کشت" در جملات، به تطابق فعل و اسم از نظر تعداد (مفرد یا جمع) توجه کنید. مثلاً: "کشت‌های متعدد در سطح کشور انجام می‌شود."
  5. پیشوند و پسوند:
    • با افزودن پیشوندها و پسوندها می‌توان کلمات جدید ساخت، مانند "کشت‌زار" به معنی مزرعه یا "کشتکاری" به معنای حرفه کاشت.

استفاده صحیح از این کلمه و رعایت قواعد نگارشی می‌تواند به درک بهتر مطالب و ارتباط مؤثرتر کمک کند.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. کشاورزان در فصل بهار به کشت محصولات تازه مشغول هستند.
  2. کشت برنج یکی از روش‌های مهم تأمین غذای مردم در بسیاری از کشورهاست.
  3. برای بهبود کیفیت خاک، باید از تکنیک‌های مناسب در کشت استفاده کرد.

واژگان مرتبط: ترویج، تهذیب، تربیت، کشت و زرع، کشاورزی، خیش، زمین مزروعی، زمین کشت شده، کش، کشتن

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری