جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: کشتی . [ ک ُ ] (اِ) زورآزمائی دو تن با یکدیگر بدون به کار بردن آلات و اسباب به قصد بر زمین افکندن همنبرد. مصارعت . به هم چسبیدن دو پهلوان به یکدیگر و کوفتن و افکندن یکدیگر را بر زمین . (ناظم الاطباء). عمل دو کس که بر هم چسبند و خواهند یکدیگر را برزمین زنند. (از برهان ). زورورزی دو تن با یکدیگر تاکدام یک از پای درآید و آن را کستی با سین نیز گویند. مرد و مرد. مصارعة. (یادداشت مؤلف ) : بدو گفت پولاد جنگی نبرد به کشتی پدید آید از مرد مرد. فردوسی . گرت رأی بیند چو شیر ژیان به کشتی ببندیم هر دو میان . فردوسی . نه من کودکم گر تو هستی جوان به کشتی کمر بسته دارم میان . فردوسی . چو شیران به کشتی برآویختند ز تنها خوی و خون همی ریختند. فردوسی . به کشتی و نخجیر و آماج و گوی دلاور شود مرد پرخاشجوی . فردوسی . دیگر به تماشای کشتی راغب بودی . (جهانگشای جوینی ). گفت ای پادشاه ...بزورآوری بر من دست نیافت بلکه مرا از علم کشتی دقیقه ای مانده بود. (گلستان سعدی ). - کشتی پاک شدن ؛ کنایه از تمام شدن کشتی . (آنندراج ) : چه بهشت است که آن شوخ غضبناک شود از نگاهی کشد و کشتی ما پاک شود. میرنجات . - کشتی پاک کردن ؛ کنایه از تمام کردن کشتی . (آنندراج ) : با خلق جهان پاک کنم کشتی همت گر مشعل دولت کندم کهنه سواری . محسن تأثیر (از آنندراج ). - کشتی خصمانه ؛ کشتی که از روی خصومت گرفته شود. کشتی بخصومت و عداوت . (از آنندراج ) : یاد ایامی که از جوش می سرشار عشق کشتی خصمانه با خم بود مینای مرا. محسن تأثیر (از آنندراج ). در میان ما و گردون کشتی خصمانه است سالها در عاشقی زورآزمایی کرده ایم . نادم گیلانی (از آنندراج ). - کشتی قدر بودن ؛ برابر بودن در کشتی و زور. (آنندراج ). || (اِ) زنار و آن ریسمانی است که ترسایان و کافران بر میان بندند و گاهی بر گردن هم اندازند. (برهان ). بندی که زرتشتیان بر میان بندند. (یسنا). کستی . زنار بزبان پهلوی . (صحاح الفرس ). ریسمانی که فارسیان و هندوان بر میان بندند. کستیج . (یادداشت مؤلف ) : همه سوی شاه زمین آمدند ببستند کشتی بدین آمدند. دقیقی . که گشتاسب خوانند ایرانیان ببستش یکی کشتی او بر میان . دقیقی . ببستیم کشتی و بگرفت باژ کنونت نشاید ز ما خواست باژ. دقیقی . بر کمرگاه تو از کشتی جورست بتا چه کشی بیهده کشتی و چه بندی کمرا. خسروی . گسسته بند کشتی برمیانش چو شلوارش دریده بر دو رانش . (ویس ورامین ). از میان کشتی گسستی وز سر افکندی کلاه از مغی گشتی بری اسلام کردی اختیار. سوزنی . زورآزمايي، گلاويزشدن، مصارعت ship, ark, vessel, wrestle, hulk, bottom, prow, collier سفينة، زورق بخاري، قارب، فلك سفينة، نوتية المركب، نقل في السفينة، إمتطى متن المركب، سافر على متن المركب، نقل بالبحر، صعد في السفينة gemi bateau schiff barco nave سفینه، ناو، کشتی هوایی، جهاز، هواپیما، صندوقچه، قایق، رگ، ظرف، اوند، بشقاب، هر نوع مجرا یا لوله، تقلا، کشمکش، کشتی سنگین و کندرو، بدنه کشتی، لاشه کشتی، تنه کشتی، پایین، زیر، ته، کف، پا، عرشه کشتی، دماغه کشتی، ذغال سنگ، ذغال گیری، کشت، کشتن
سفينة|زورق بخاري , قارب , فلك سفينة , نوتية المركب , نقل في السفينة , إمتطى متن المركب , سافر على متن المركب , نقل بالبحر , صعد في السفينة
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "کشتی" در زبان فارسی به معنای وسیلهای است که برای حمل و نقل در آبها استفاده میشود. این کلمه میتواند در جملات و متون مختلف به کار رود. در زیر به برخی نکات نگارشی و قواعد مربوط به استفاده از این کلمه اشاره میشود:
نوشتار صحیح: کلمه "کشتی" باید به همین شکل و بدون تغییر نوشته شود. از نوشتن آن با حروف بزرگ مگر در ابتدای جمله خودداری کنید.
تلفظ: کلمه "کشتی" به صورت "کَشتی" تلفظ میشود و باید به این شکل خوانده شود.
جنس و تعداد: "کشتی" یک کلمه مذکر است و در صورت جمع، به "کشتیها" تغییر میکند. مانند: "کشتیهای بزرگ در بندر لنگر انداختهاند."
استفاده در جملات:
"کشتی در دریا به پریشانی میرقصد."
"او به سفر دریایی با کشتی رفت."
مفاهیم ملموس و غیرملموس: "کشتی" به معنای فیزیکی آن به عنوان وسیله نقلیه دریایی است، اما در ادبیات و شعر ممکن است به عنوان نماد نیز به کار رود.
عبارات و اصطلاحات:
"سرنشینان کشتی" به افرادی که در کشتی حضور دارند اشاره دارد.
"کشتیسازی" به صنعت ساخت کشتی اشاره دارد.
با رعایت این نکات نگارشی میتوان استفاده صحیح و موثری از کلمه "کشتی" داشته باشید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
کشتی بزرگ در بندر منتظر مسافران است تا سفر خود را آغاز کند.
بچهها در ساحل به تماشای کشتیهایی که در افق دیده میشوند، مشغولاند.
روز شنبه به همراه دوستانم به یک سفر دریایی با کشتی خواهیم رفت.