جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: کعبتین . [ ک َ ب َ ت َ ] (ع اِ) دو طاس بازی نرد یعنی دو مهره ٔ کوچک شش پهلوی از استخوان و بر هر ضلعی از اضلاع ششگانه ٔ آن دو به ترتیب از عدد یک تا شش نقش کنند، یعنی هر پهلو و جانبی دارای یکی ازین شش عدد است و آن را هوسین نیز گویند. (از ناظم الاطباء). و ترتیب نقشها چنین است که جمع اعداد هر طرف با طرف مقابل آن باید هفت شود : گر شاه سه شش خواست سه یک زخم افتاد تا ظن نبری که کعبتین داد نداد آن زخم که کرد رای شاهنشه یاد در خدمت شاه روی بر خاک نهاد. ازرقی . کعبتین از رخ و از پیل بدانم بصفت نردبازی و شفطرنج بدانم ز ندب . سنائی . نظامی عروضی در مقاله ٔ دوم در سبب سرودن این رباعی (امیر طغانشاه بن الب ارسلان ) آورده است که : مگر روزی امیر با احمد بدیهی نرد می باخت و نرد ده هزاری بپایین کشیده بود و امیر سه مهره در شش گاه داشت و احمد بدیهی سه مهره در یک گاه و ضرب امیررا بود، احتیاط کرد و بینداخت تا سه شش زند سه یک برآمد عظیم طیره شد و از طبع برفت ... ابوبکر ازرقی برخاست و به نزدیک مطربان شد و این دو بیتی (دو بیتی فوق ) باز خواند. (چهارمقاله چ معین ص 70). چرخ آمده کعبتین بی نقش کس نقش وفا ازو ندیده ست . خاقانی . این فلک کعبتین بی نقش است همه بر دستخون قمار کند. خاقانی (دیوان چ سجادی ص 173). هرچه زین روی کعبتین یک و دو [ ظ:سه ]ست بر دگر روی او شش است و چهار. خاقانی . کعبتین راگر سه شش خواهید نقش نام رندان بر زبان یاد آورید. خاقانی . کعبتین بر مثال پروین است که بر او شش نشان کنند همه . خاقانی . نقش مراد بر کعبتین روزگار کژ آمد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ). دست رد بر پیشانی او زد و نقش کعبتین او بازمالید. (سندبادنامه ص 61). بزیر تخته نرد آبنوسی نهان شد کعبتین سندروسی . نظامی . بشب نرد قناعت باختندی به بوسه کعبتین انداختندی . نظامی . تو هم یقین بدان که ترا همچو کعبتین در ششدر فنا فکند چرخ پاک بر. عطار. به عمر خویش ندیدم من این چنین علوی که خمر می خورد و کعبتین می بازد. سعدی (مجالس ). گر کار جهان بزور بودی و نبرد مرد از سر نامرد برآوردی گرد دیدیم که همچو کعبتین است نبرد نامرد ز مرد می برد چتوان کرد. پوریای ولی (از ابدع البدایع). در شاهد زیر به معنی دو استخوان شتالنگ نیز توان گرفت : خواست تا در یارغو با کورگوز سخنی گوید و مجادله ای زند چنان کعبتین او را بازمالید که زفانش در ششدر کلالت و روانش در حجاب دهشت و خجالت ماند. (جهانگشای جوینی ج 2 ص 273). kabatin كاباتين kabatin kabatin kabatin kabatin kabatin
کلمه "کعبتین" که به معنای دو کعبه یا دو مکان مقدس در اسلام است، به صورت جمع در زبان فارسی استفاده میشود. در اینجا نکات و قواعد نگارشی مربوط به این کلمه را بررسی میکنیم:
تلفظ صحیح: این کلمه به صورت /kæʔbætin/ تلفظ میشود که باید به جای حرف "ع" (عین)، از "ک" استفاده کنید.
نوشتار: شکل درست نوشتار آن "کعبتین" است و در متون دینی، تاریخی یا ادبی کاربرد دارد.
کاربرد: معمولاً در متون اسلامی به دو کعبه اشاره دارد: یکی کعبه مکه و دیگری شاید به مسجد الاقصى یا دیگر مکانها که در بعضی متون به دو کعبه تعبیر میشوند. بهتر است در بحثها و متنها بهطور دقیق مشخص کنید که منظور کدام "کعبتین" است.
نحو و دستور زبان: این کلمه جمع است و معمولاً به عنوان اسم به کار میرود. به همین دلیل باید با فعلها و صفتهایی که با اسم جمع سازگارند، هماهنگ شود.
فاصلهگذاری: هیچ فاصلهای بین "کعب" و "تین" نیست و باید بهعنوان یک واژه واحد نوشته شود.
به طور کلی "کعبتین" مانند واژههای دیگر باید در زمینه درست و با توجه به مفهوم و مقصد خاص خود در نوشتارهای فارسی به کار رود.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
زائران هنگام سفر به مکه و مدینه، از کعبتین به عنوان دو مکان مقدس اسلامی یاد میکنند.
کعبتین، نماد وحدت مسلمانان در سراسر جهان است که در حج و عمره به شراکت در عبادت میپردازند.
در طول تاریخ، کعبتین همواره مورد توجه شاعران و نویسندگان بوده و الهامبخش آثار ادبی زیادی شده است.