شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

[kefl]
rump  |

کفل

معنی: کفل . [ ک َ ف َ ] (ع اِ) سرین و پس . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). عجز. (از اقرب الموارد). کپل . سرین . سرون . شنج . ردف و امروز گوشت برآمده بالای سرین را گویند. (یادداشت مؤلف ) :
مرکب دین که زاده ٔ عرب است
داغ یونانش بر کفل منهید
خاقانی .
گوی برده ز هم تکان طللش
برده گوی از همه تنش کفلش .
نظامی (هفت پیکر چ وحید ص 72).
قزوینی پای راست بر رکاب نهاد و سوار شد رویش از کفل اسب بود. (منتخب لطائف عبیدزاکانی چ برلین ص 134).
- کفل گردکردن ؛ کنایه از فربه شدن است . (آنندراج ) :
چو کوه از ریاحین کفل گرد کرد
برآمیخت شنگرف با لاجورد.
نظامی .
کفل گرد کردند گوران دشت
مگر شیر از این گورگه درگذشت .
نظامی (شرفنامه چ وحید ص 332).
|| میانه ٔ دو ران . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). میان سرین . (بحر الجواهر). میان سرین مردم . (مهذب الاسماء) میان دو ران چهارپایان . (از اقرب الموارد). ج ، اکفال . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
... ادامه
1575 | 0
مترادف: سرين، كفلگاه
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) [عربی، جمع: اکفال] [قدیمی]
مختصات: (کَ فَ) [ ع . ] (اِ.)
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 130
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
rump | hip , buttock , seat , backside , gluteus , haunch , hunkers , posterior , slat , toby , breech , kefal
عربی
ردف | كفل , عجز كفل , عجز , ورك , قطعة لحم من كفل البقرة , الردف
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "کفل" در زبان فارسی به معنی "دوش" یا "شانه" آمده است و به طور خاص به بخش پشتی بدن اشاره دارد. اما این کلمه همچنین می‌تواند به عنوان یک صفت یا قید به کار رود. برای استفادهٔ صحیح از این کلمه در نوشتار فارسی، می‌توان به نکات زیر توجه کرد:

  1. درج در جملات: کلمه "کفل" معمولاً در جملات توصیفی به کار می‌رود. مثلاً: "او با کفل‌های زاویه‌دارش به نظر می‌رسید".

  2. استفاده از واژه‌های هم‌خانواده: ممکن است در برخی از جملات ترکیبات دیگر نیز کاربرد داشته باشد. به عنوان مثال: "کفل‌ها" (جمع) و "کفل‌دار" (صفت).

  3. نگارش صحیح: رعایت املای صحیح کلمه و استفادهٔ درست از آن در جملات.

  4. پرهیز از تکرار بی‌مورد: در نوشتار، به تکرار بی‌مورد این کلمه در یک متن یا پاراگراف بپرهیزید تا کیفیت نگارش حفظ شود.

  5. استفاده از این کلمه در ادبیات: "کفل" می‌تواند در شعرها و نوشته‌های ادبی به صورت استعاری نیز به کار رود.

معمولاً برای استفاده‌های خاص از کلمه‌ها، توجه به زمینه و مفهومی که می‌خواهید منتقل کنید نیز اهمیت دارد.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. کفل کتابخانه‌ ، مکانی آرام و مناسب برای مطالعه است.
  2. درختان قدیمی کفل، زیبایی خاصی به پارک بخشیده‌اند.
  3. او با افتخار کفل خانواده‌اش را حفظ کرد و همواره به آن‌ها افتخار می‌کند.

واژگان مرتبط: کفل انسان، سرین، دنبه گوسفند، صاغری، مفصل ران، قسمت میان ران و تهیگاه، کپل، صندلی، مقر، جایگاه، مسند، جا، پشت، عقب هر چیزی، ماهیچه سرین، گرده، گوشت ران و گرده، لنبر، سراشیبی یا نمای بام، لوحه سنگ باریک، دنده ها، تخته باریک، توفالی، نشیمن، ته تفنگ، ته توپ

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری