جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: کفو. [ ک ُف ْوْ ] (ع اِ) همتا و مانند. (منتهی الارب ) (صراخ اللغة). کفؤ. (از اقرب الموارد). مانند به مرتبه . (دهار). مانند. (ترجمان القرآن ). همتا و مانند. هم زی و هم جنس و هم نسبت و هماویز. (از ناظم الاطباء). هم شأن . هم دوش . هم زانو. هم ترازو. همال . برابر. انبار. همسر. هم سنگ . هم مرتبه . نظیر. (یادداشت مؤلف ) : و لم یکن له کفواً احد. (قرآن 4/112)، و نبود هیچکس او را همتا و نه درخور، نه همتا و نه هم صفت . (کشف الاسرار ج 10 ص 660). از جمله ٔ میران ترا هرگز نبیند کس کفو از جمله ٔ شاهان ترا هرگز نبیند کس قرین . فرخی . کفوی نداشت حضرت صدیقه گر می نبود حیدر کرارش . ناصرخسرو. زهی غلام که سلطان به مهر تو کفو است زهی هلال که خورشیدبا تو در خورد است . خاقانی . از کجا آرم مثال بی شکست کفو او نی آید و نی آمده ست . مولوی (مثنوی ). || در اصطلاح شرع مردی که در اموری با زن برابر باشد. (از کشاف اصطلاحات الفنون ) مرد یا زنی که در اموری که شرع تعیین کرده با جفت خود برابر بود : کفو باید هر دو جفت اندر نکاح ورنه تنگ آید نماند ارتیاح . مولوی (مثنوی ). او را از عبداﷲ حکیم بازستدند زیرا که او کفو او نبود و به همسری او نشایست . (تاریخ قم ص 196). و رجوع به کفؤ و کفأت شود. 1- برابر، تالي، شبيه، مانند، مثل، معادل، نظير، همانند، همتا
2- همسر floor طابق، أرضية، أرض، دور، الحد الأدنى، قعر، حق الكلام، مقاعد الأعضاء في البرلمان، أعضاء مجلس، صرع، هزم، طرح، بلط أرضية، حير، أربك zemin sol boden piso pavimento
طابق|أرضية , أرض , دور , الحد الأدنى , قعر , حق الكلام , مقاعد الأعضاء في البرلمان , أعضاء مجلس , صرع , هزم , طرح , بلط أرضية , حير , أربك
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "کفو" در زبان فارسی به معنای همسطح یا همتراز با کسی به کار میرود. این واژه معمولاً در محاورات و متون ادبی بهشرطی که به مبحث مناسبات اجتماعی یا خانوادگی مربوط باشد، استعمال میشود. در نگارش و استفاده از این کلمه، رعایت برخی نکات نگارشی و قواعد زبانی اهمیت دارد:
هجی و نگارش صحیح: کلمه "کفو" به همین شکل و با همان حروف نوشته میشود. توجه به نگارش صحیح آن در متون رسمی بسیار مهم است.
جنس کلمه: "کفو" معمولاً به عنوان یک اسم به کار میرود و در برخی موارد بهعنوان صفت نیز استفاده میشود.
مفاهیم مرتبط: این واژه در برخی عبارات ممکن است معنا یا مفهوم خاصی داشته باشد. مثلاً وقتی گفته میشود "او برای دخترم کفو نیست"، به این معناست که فرد مورد نظر از لحاظ اجتماعی، فرهنگی یا اقتصادی مناسب رابطه نیست.
تنوع در کاربرد: از این کلمه در محاورات و گفتوگوهای روزمره، بهویژه در مباحث مربوط به ازدواج و روابط اجتماعی، استفاده میشود.
دقت در بافت: هنگام استفاده از "کفو"، باید دقت کنید که بافت علمی، ادبی یا غیررسمی متن شما چگونه است و این کلمه در آن بافت چگونه معنا پیدا میکند.
با رعایت این نکات، میتوانید از کلمه "کفو" بهدرستی و بهطور مؤثر در نوشتار و محاورههای خود استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
او همیشه به دنبال دوستهایی بود که با او کفو باشند و بتوانند در کنار هم رشد کنند.
در تصمیمگیریهای مهم زندگی، به این فکر میکنم که آیا انتخاب من با قابلیتها و اهدافم کفو است یا نه.
هنگام انتخاب همسر، برایم بسیار مهم است که او از نظر فکری و اخلاقی کفو من باشد.