شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

[kamāne]
ricochet  |

کمانه

معنی: کمانه . [ ک َ ن َ / ن ِ ] (اِ) به معنی کمان باشد که به عربی قوس خوانند. (برهان ). کمان .قوس . (فرهنگ فارسی معین ). || چوب کجی را نیز گویند که دوالی بر آن بندند و با آن برماه و مثقب را بگردانند تا چیزها را سوراخ کند. (برهان ) (فرهنگ فارسی معین ). کمانی که از چوب سازند و بدان مثقب را بگردانند. (آنندراج ) (فرهنگ رشیدی ). کمان نجّاران که برمه را بدان بگردش آرند. (غیاث ). چوب کج و خمیده ای که بر آن دوال و یازه بندند و بدان برماه و مثقب و مانند آن را بگردانند. (ناظم الاطباء) :
بر مثقب نطق در فسانه
از قوس قزح کنم کمانه .
خاقانی (از آنندراج ).
|| کمان شکلی که بدان ساز فیخک را نوازند. (برهان ). تیر کمانچه . (فرهنگ رشیدی ) (جهانگیری ) (از آنندراج ) (از انجمن آرا). چوب کج وخمیده ای که بر آن دوال و یازه بندند و ساز کمانچه وچنگ را بنوازند. (ناظم الاطباء). چوب کج و خمیده ای به شکل کمان که بدان کمانچه و رباب و مانند آن نوازند. (فرهنگ فارسی معین ) :
هشیار زمن فسانه ناید
مانند رباب بی کمانه .
مولوی (از فرهنگ رشیدی ).
|| (ص ) کاریزکن باشد و کومش همین بود. (لغت فرس اسدی چ اقبال ص 497). کاریزن کن . (فرهنگ جهانگیری ). در فرهنگ به معنی کاریزکن به کاف تازی ، و بمعنی چاه به ضم کاف فارسی آورده و حق آن است که به هر دو معنی به ضم کاف فارسی است ، چه از معنی گمان این معنی را اخذ کرده اند. و «ها» برای نسبت است و کاریز کن و آن چاه را هر دو نسبت به گمان است . (فرهنگ رشیدی ). چاه جو و کاریز کن و چاخو. (ناظم الاطباء). کاریز کن . چاهجوی . مقنی . (فرهنگ فارسی معین ) :
چنانکه چشمه پدید آورد کمانه ز سنگ
دل تو از کف تو کان زر پدید آرد.
دقیقی (از لغت فرس چ اقبال ص 497).
|| (اِ) چاهی را نیز گویند که چاه کنان به جهت امتحان آب در زمین فروبرند. (برهان )(فرهنگ رشیدی ). چاهی که کاریزکنان ... در زمین کنندبرای امتحان آب . ظن غالب آن است که با کاف فارسی مضموم بوده باشد به گمان بودن آب چند جای را چاه کن کندتا آب پیدا شود. (از آنندراج ) (از انجمن آرا). چاهی که چاخویان و مقنیان جهت امتحان آب در زمین فرو برند. (ناظم الاطباء) :
غور ایام درنیابد چرخ
گر جز از رأی تو کمانه کند.
مسعودسعد (از فرهنگ رشیدی ).
ای بس که دلم در طلب چشمه ٔ نوشَت
در بادیه ٔ فکر فرو برده کمانه .
ابن یمین (از فرهنگ رشیدی ).
و رجوع به گمانه شود.
|| پیاله . (فرهنگ جهانگیری ). پیاله ٔ شراب خوری هم گفته اند. (برهان ). در فرهنگ جهانگیری بمعنی پیاله آورده و شعر مختاری را شاهد آورده ، یحتمل چمانه به معنی پیاله را کمانه خوانده باشد. (آنندراج ). ظاهراً چمانه است که کمانه خوانده اند. (فرهنگ رشیدی ) :
گمان من به شراب سخای تو آن است
که چرخ پر شود از جرعه ٔ کمانه ٔ من .
مختاری (از فرهنگ جهانگیری ).
|| (ص ) مردم راد را کمانه خوانند. (لغت فرس اسدی چ اقبال ص 497).
... ادامه
603 | 0
مترادف: 1- انحنا، قوس، كمان 2- تيرگشت
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم)
مختصات: (کَ نِ) (اِ.)
الگوی تکیه: WWS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: kamAne
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 116
شمارگان هجا: 3
دیگر زبان ها
انگلیسی
ricochet | bounce
ترکی
sıçrama
فرانسوی
rebond
آلمانی
prallen
اسپانیایی
rebotar
ایتالیایی
rimbalzo
عربی
شظية | شظية مرتدة , إرتداد القذيفة , تنبو القذيفة , الإرتداد
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "کمانه" به معنای "خم" یا "قوس" است و به ویژه در زبان فارسی در زمینه‌های مختلفی به کار می‌رود. برای استفاده صحیح از این کلمه و رعایت قواعد نگارشی و زبان فارسی، باید به نکات زیر توجه کنید:

  1. نحوه نوشتن: کلمه "کمانه" باید به صورت کامل و صحیح نوشته شود. در اینجا هیچ شکلی از حروف به هم پیوسته یا اختصاری وجود ندارد.

  2. جایگاه کلمه: بسته به سیاق و زمینه جمله، "کمانه" می‌تواند به عنوان اسم یا صفت به کار رود. باید توجه داشت که محل قرارگیری آن در جمله تأثیر زیادی بر معنای آن دارد.

  3. هم‌نشینی‌ها: هنگام استفاده از "کمانه"، توجه کنید که آیا نیاز به دیگر صفات یا قیدها دارید. مانند: "کمانه زیبا"، "کمانه تند".

  4. وزن و قافیه: در شعر و ادبیات، اگر "کمانه" در وزن مشخصی بیفتد، باید به قافیه و هم‌خوانی آن با دیگر کلمات دقت کرد.

  5. نکات دستوری: بررسی کنید که کمانه باید با چه حروف اضافه‌ای به کار رود. مثلاً: "کمانه در..." یا "کمانه به...".

  6. ریشه‌شناسی و مشتقات: "کمانه" ممکن است مشتقات یا لغات مرتبطی داشته باشد که در نگارش باید به این ارتباط‌ها نیز توجه کرد.

  7. پرهیز از تکرار: وقتی "کمانه" چندین بار در یک متن تکرار می‌شود، می‌توانید از مترادف‌ها یا عبارات جایگزین استفاده کنید تا متن روان‌تر باشد.

با رعایت این نکات می‌توانید از کلمه "کمانه" به درستی در نگارش خود استفاده کنید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. تیرکمان کمانه‌ای که با دقت تنظیم شده بود، به هدف برخورد کرد.
  2. در بازی تیراندازی، حرکات بازیکنان به گونه‌ای بود که کمانه‌ها به زیبایی در هوا می‌چرخیدند.
  3. در لحظه‌ای حساس، کمانه تیر به سمت هدف حرکت کرد و به دقت آن را نشانه گرفت.

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری