جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: کنجد. [ ک ُ ج ِ / ج َ ] (اِ) تخمی است معروف که از آن روغن گیرند بهندی آنر تِل گویند. (آنندراج ) (غیاث ). سمسم . (منتهی الارب ). اسم فارسی سمسم است . (تحفه ٔ حکیم مؤمن ) (فهرست مخزن الادویه ). جلجلان . سمسم . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). گیاهی است از رده ٔ دولپه ایهای پیوسته گلبرگ که سردسته ٔ تیره ٔ کنجدها می باشد. این گیاه یک ساله است و ارتفاعش بالغ بر یک متر است . قسمت فوقانی ساقه اش پوشیده از کرک می باشد ولی قسمتهای تحتانی آن عاری از کرک است . برگهایش در قسمت قاعده به طور متناوب و در قسمتهای انتهایی ساقه به طور متقابل قرار گرفته ، پهنک برگها بیضوی و دراز و نوک تیز است و در قسمت قاعده ٔ ساقه پهن تر از قسمت انتهایی است . گلهای آن که به طور منفرد در کناره ٔ برگهای قسمت انتهایی ساقه قرار دارد، شامل قطعات پنج تایی پیوسته به هم می باشد ولی تعداد پرچمها چهار عدد است . میوه اش کپسولی و محتوی دانه های مسطح و بیضوی است . دانه های کنجدبه سبب دارا بودن مواد روغن قابل استخراج ، تنها قسمت مورد استفاده ٔ گیاه است . سمسم . جلجلان . (فرهنگ فارسی معین ). گیاهی است یک ساله و پیوسته گلبرگ که در تمام ادوار کهن برای بدست آوردن روغن از دانه ٔ آن در آسیای استوایی کشت می شده است . (از لاروس ) : کنجدی گر دهد ترا گردون دبه ای بنددت سبک بر کون . سنایی . یک کنجدش نگنجد در سینه گنج توران یک سنجدش نسنجد در دیده ملک بربر. خاقانی . همان کنجد ناشمرده فشاند کزین بیش خواهم سپه بر تو راند. نظامی . فروریخت کنجد به صحن سرای طلب کرد مرغان کنجدربای . نظامی . اگر لشکر از کنجد انگیخت شاه مرا مرغ کنجدخور آمد سپاه . نظامی . روزها باید که تا یک مشت کنجد زیر سنگ ارده در خرما شود یا روغن اندر حلقچی . بسحاق اطعمه . sesame سمسم، السمسم نبات susam sésame sesam sésamo sesamo بوته کنجد، سمسم
کلمه «کنجد» در زبان فارسی به معنای دانهای خوراکی و روغنی است که از گیاه کنجد به دست میآید. برای نگارش و استفاده از این کلمه باید به چند نکته توجه کرد:
نوشتار صحیح: کلمه «کنجد» به صورت درست و بدون هرگونه اشتباهی نوشته شود.
جنس کلمه: «کنجد» یک اسم عام و غیر متحرک است و به دانههای این گیاه اشاره دارد.
جمعسازی: برای جمع بستن این کلمه، میتوان از «کنجدها» استفاده کرد. به عنوان مثال: "کنجدها در تهیه روغن بسیار مهم هستند."
کاربرد در جملات: «کنجد» را میتوان در جملات مختلف به کار برد، مثلاً:
"دانههای کنجد در مراسمهای مختلف استفاده میشوند."
"روغن کنجد خواص زیادی دارد."
نگارش ادبی: در نوشتههای ادبی میتوان از وصفها و تشبیهات در مورد کنجد استفاده کرد، مانند: "طعم دلچسب کنجد در حلوا به آن خوشمزگی خاصی میبخشد."
استفاده از عبارات و ترکیبها: میتوان از عبارات و ترکیبهای مختلفی که شامل کنجد هستند، استفاده کرد، مانند: «نان کنجدی»، «روغن کنجد»، «کنجد بوداده» و غیره.
با رعایت این نکات میتوانید کلمه «کنجد» را به درستی در نوشتههای خود به کار ببرید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
کنجد یکی از دانههای مغذی است که به دلیل خواص فراوانش در صنایع غذایی بسیار مورد استفاده قرار میگیرد.
در تهیه نانهای سنتی ایرانی، معمولاً از دانههای کنجد برای تزیین و افزودن طعم و عطر خاص استفاده میشود.
روغن کنجد به دلیل خاصیتهای مفیدش در پخت و پز و همچنین در تهیه سالادها بسیار محبوب است.