شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

[kondāvar]
kandavar  |

کنداور

معنی: کنداور. [ ک ُ وَ ] (ص مرکب ، اِ مرکب ) کندآور. به معنی «کنداگر» است که حکیم و دانا باشد . (برهان ). حکیم و فیلسوف و دانا را گویند. (فرهنگ جهانگیری ). کندا و کنداگر.دانا و حکیم . (فرهنگ رشیدی ) (انجمن آرا) (آنندراج ).حکیم و دانا. (ناظم الاطباء) (از غیاث ) :
سران بزرگ از همه کشوران
پزشکان دانا و کنداوران
همه سوی شاه زمین آمدند
ببستند کشتی به دین آمدند...
ره بت پرستی پراکنده شد
به یزدان پرستی برآکنده شد.
دقیقی (شاهنامه چ دبیرسیاقی ج 3 ص 1319).
|| مبارز وپهلوان . (برهان ). شجاع ودلیر و پهلوان . (فرهنگ جهانگیری ). شجاع و دلیر و پهلوان . (انجمن آرا) (آنندراج ) (از فرهنگ رشیدی ). پهلوان و دلیر و جنگجو دلاور و مبارز. (ناظم الاطباء). مردمردانه باشد. (نسخه ای از اسدی از یادداشت به خط مرحوم دهخدا). مرد سپاهی و مردانه بود. (نسخه ای از اسدی از یادداشت ایضاً) :
چو گرگین و چون زنگه ٔ شاوران
همه نامداران کندآوران .
فردوسی .
که آنسو فراوان مرالشکرند
بسی پهلوانان کندآورند.
فردوسی .
بشد با دلیران و کندآوران
بمهمانی شاه هاماوران .
فردوسی .
نه شمشیر کندآوران کند بود
که کین آوری ز اختر تند بود.
سعدی (کلیات چ فروغی ص 324).
|| سپهسالار . (برهان ) (ناظم الاطباء). این لغت در فرهنگها به صورت گندآور آمده است ، بعضی فضلای معاصر صورت اخیر را صحیح دانسته اند. نولدکه و هرن و هوبشمان آن را با کاف تازی از ریشه ٔ «کند» به معنی شجاع نقل کرده اند. ولف نیز در فهرست شاهنامه «کندآور» و «کندآوری » را با کاف تازی آورده است . بنابراین «کندآور» باید مرکب از کندا (شجاعت ) + ور (پسوند اتصاف ) باشد نه از کند (شجاع ) + آور (آورنده ) چه آور در کلمات مرکب از اسم آید: رزم آور. تناور. دلاور. رجوع کنید به آور و گندآور. (حاشیه ٔ برهان چ معین ). به همه ٔ معانی رجوع به کندا و کنداگر و گندا و گنداور و آور در همین لغت نامه و ماده ٔ بعد شود.
... ادامه
804 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (صفت) ‹گنداور› [قدیمی]
مختصات:
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 281
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
kandavar
عربی
kandavar
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "کنداور" در زبان فارسی به معنای «کسی که چیزها را به آرامی یا به صورت تدریجی انجام می‌دهد» است. این کلمه بر اساس قاعده‌های نگارشی و قواعد زبانی فارسی می‌تواند به شکل‌های مختلفی به کار برود. در ادامه به برخی از قواعد و نکات مربوط به این کلمه و استفاده آن اشاره می‌کنم:

  1. نحوه نگارش:

    • کلمه "کنداور" باید به همین شکل نوشته شود و از کاربرد علامت‌های نگارشی غیرضروری پرهیز شود.
  2. قاعده‌های صرفی:

    • "کنداور" می‌تواند به عنوان اسم به کار رود و موارد مختلفی مانند جمع، نسبی‌سازی، و کاربرد در جملات مختلف را شامل شود.
  3. مثال‌ها:

    • «او یک کنداور حرفه‌ای در کارهای هنری است.»
    • «کنداور بودن در برخی مواقع می‌تواند مفید باشد.»
  4. یادآوری تلفظ:

    • تلفظ صحیح این واژه "کُندَور" است و به یاد داشته باشید که تأکید بر بخش اول یعنی "کُن" است.
  5. توجه به زمینه استفاده:
    • در نوشتارهای رسمی، مانند مقالات علمی یا ادبیات، حتماً به کارکرد دقیق کلمه توجه کنید تا باعث گمراهی نشود.

موارد فوق به شما کمک می‌کند تا کاربرد صحیح و به‌جا از کلمه "کنداور" داشته باشید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. کنداور به عنوان یک حیوان آبی، برای زندگی در دریاها و اقیانوس‌ها بسیار مناسب است.
  2. در سفر به سواحل دریای خزر، ما با کنداورهایی مواجه شدیم که در کنار آبستان‌ها شنا می‌کردند.
  3. کنداورها به خاطر شکل بدن و حرکت آرامشان، یکی از موجودات دوست‌داشتنی در دنیای زیر آب هستند.

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری