جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: کنگ . [ ک ِ ] (ص ) پسر امرد درشت قوی جثه . (برهان ). امرد قوی جثه . (فرهنگ رشیدی ) (انجمن آرا). پسر امرد بی اندام و بدشکل بزرگ جثه . (ناظم الاطباء). امرد بزرگ و قوی تن . امرد بزرگ وقوی قالب . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : داری کنگی کلندره که شب و روز خواجه ٔ ما را ز کیر دارد خشنود. منجیک (از یادداشت ایضاً). کنگی بلندبینی کنگی بلندپای محکم سطبر ساقی زین گردساعدی . عنصری (از یادداشت ایضاً).
بل نه رجالند که رحال رجالند کنگ نگوید که نه رجال رحالیم . ناصرخسرو. هر یکی با دو کنگ سبزارنگ سر از آن کور چار چون خرچنگ . سنایی (از انجمن آرا). قاضی تو اگر پند برادر بپذیری گیری ز طلب کردن این کنگ کناره . انوری . من سوزنیم کنگ نر و دیوانه بندم در کون هر دو با یک خانه . سوزنی . منم کلوک خرافسار و کنگ خشک سپوز. سوزنی . فارغ است از خشت و از پیکار خشت واز چو تو مادرفروش کنگ زشت . مولوی . کنگ زفتی کودکی را یافت خرد زرد شد کودک ز بیم قصد مرد. مولوی . شمع را هنگام خلوت زود کشت ماند هندو با چنان کنگ درشت . مولوی . گه گریبانم بگیرد قحبه ای گاه کنگی بشکند دندان من . سعدی (از حاشیه ٔ برهان چ معین ). و رجوع به گنگ شود. || مرد پست و عوام . (ناظم الاطباء). || زبان آور. (برهان ) (غیاث ) (فرهنگ رشیدی ) (انجمن آرا) (جهانگیری ). زبان آور و پرگو. (ناظم الاطباء). || تنگ چشم و خسیس . (برهان ). || بی حیا. (برهان ) (غیاث ) (فرهنگ رشیدی ) (انجمن آرا) (جهانگیری ). گستاخ و بی حیا. (ناظم الاطباء) : هر چند که کنگیم و کلوکیم و لکامیم . سوزنی (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || هم نشین و مصاحب . (ناظم الاطباء). kong كونغ kong kong kong kong kong
کلمه "کنگ" در زبان فارسی میتواند معانی و کاربردهای مختلفی داشته باشد. در زیر به برخی از قواعد نگارشی و نکاتی درباره این کلمه میپردازیم:
حروف بزرگ و کوچک: کلمه "کنگ" به عنوان اسم خاص (مثل نام یک مکان یا حیوان) باید با حرف بزرگ آغاز شود. به عنوان مثال: "کنگ استرالیایی".
کاربرد در عبارتها: اگر "کنگ" به عنوان صفت یا در ترکیب استفاده شود، باید به قواعد نحوی زبان فارسی توجه کنیم. به عنوان مثال: "کنگزبان" یا "کنگزده".
فاصلهگذاری: برای استفاده صحیح از کلمه "کنگ" در جملات، فاصلهها و نقطهگذاریها را رعایت کنید. مثلاً: "کنگ در جنگلها زندگی میکند."
نقلقول: اگر بخواهید از این کلمه در نقلقول یا مکالمات استفاده کنید، به شیوههای نگارشی مناسب توجه داشته باشید. مثال: استاد گفت: "کنگ حیوانی جالب است."
استفاده صحیح در متون علمی: اگر کلمه "کنگ" در متون علمی یا پژوهشی استفاده میشود، باید به دقت به معنی و زمینه آن توجه شود و توضیحاتی برای آن ارائه گردد.
بهطور کلی، توجه به ساختار جملات و معانی مختلف کلمه "کنگ" به شما کمک میکند تا آن را به درستی در متنهای خود به کار ببرید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
در جنگلهای انبوه، صدای کنگکنگ خرسها به گوش میرسید.
کنگ رعد و برق در آسمان، نشانهای از طوفان قریبالوقوع بود.
بازیگر معروف در کنسرت خود با حرکات کنگهای جذاب توجه همه را جلب کرد.
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر