جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: کوپال .(اِ) لخت آهنین بود، تازیش عمود است . (لغت فرس اسدی ). عمود و گرز آهنین را گویند. (برهان ). به معنی گرزو عمود باشد و به بای عربی معنی آن روشن تر شود یعنی کوبنده ٔ بال و بازو و به قانونی که در فارسی رسم است یک با را حذف کرده کوب بال را کوبال گویند . (آنندراج ). گوپال . کردی ، کوپال (عصا، چوب دست چوپان )، کوپال (چوب دست شبان ). ولف در شاهنامه گوپال (با کاف پارسی ) آورده است . (حاشیه ٔ برهان چ معین ) : به پای آورد زخم کوپال من نراند کسی نیزه بربال من . فردوسی (از لغت فرس ). از او باد بر سام نیرم درود خداوند شمشیر و کوپال و خود. فردوسی . اگر داد مردی بخواهیم داد ز کوپال و شمشیر گیریم یاد. فردوسی . بر و بر منوچهر کرد آفرین که بی تو مباد اسب و کوپال و زین . فردوسی . ای به کوپال گران کوفته پیلان را پشت چون کرنجی که فروکوفته باشد به جواز. فرخی . این ز کوپال گران خوردن مغفر همه پست وآن ز خون دل و از خون جگر جوشن تر. فرخی . من نه مسلمانم و نه مرد جوانمرد تا سرتان نگسلم ز دوش به کوپال . منوچهری . از دل گردان برآرزهره به پیکان در سر مردم بکوب مغز به کوپال . منوچهری . یکی تیغ پولاد گرز گران همان درع و کوپال و برگستوان . اسدی . زبر مغز کوبنده کوپال بود به زیر از یلان بر سر و یال بود. اسدی . ز گردان خاور سواری چو ببر برون تاخت با گرز و کوپال و گبر. اسدی (از آنندراج ). ز نیزه نیستان شده روی خاک زکوپالها کوه گشته مغاک . نظامی . ز بس زخم کوپال خاراستیز زمین را شده استخوان ریزریز. نظامی . بر آن بود رایم که عزم آورم به کوپال با پیل رزم آورم . نظامی . نمایم به گیتی یکی دستبرد که گردد ز کوپال من کوه خرد. نظامی . نه در خشت و کوپال و گرز گران که آن شیوه ختم است بر دیگران . سعدی . || گردن سطبر و گنده را نیز گفته اند. (برهان ).گردن سطبر و قوی . (آنندراج ) : جوانی و کوپال و نیرو نماند ز من هیچ جزنام نیکو نماند. فردوسی (از فرهنگ رشیدی ). من از دور دیدم بر و یال اوی چنان برز بالا و کوپال اوی . فردوسی . عمود، گرز mace, copal صولجان، توابل، قضيب، قشرة جوزة الطيب، حامل الصولجان kopal copal copal copal copale چماق، گل جوز، پوست جوز، راف
کلمه "کوپال" در زبان فارسی معمولاً به عنوان یک اسم یا اصطلاح مورد استفاده قرار میگیرد، اما در زمینهای خاص. در زیر چند نکته نگارشی و زبانی درباره این کلمه آورده شده است:
نحو و صرف: "کوپال" به عنوان یک اسم خاص معمولاً تغییر شکل نمیدهد. به همین دلیل در جملات به صورت ثابت باقی میماند.
نوشتار صحیح: حتماً به هجی صحیح کلمه توجه داشته باشید. "کوپال" به این شکل صحیح و معتبر است.
استفاده در جملات: این کلمه میتواند در جملات به عنوان فاعل، مفعول یا اصطلاحی خاص به کار رود. مثلاً: "کوپال یک نوع چوب است."
نشانهگذاری: در نوشتار رسمی، در صورتی که "کوپال" در ابتدای جمله قرار گیرد، باید با حرف بزرگ نوشته شود: "کوپال در معماری سنتی ایرانی استفاده میشود."
جدا نویسی و ترکیب نویسی: در حالت عادی، این کلمه به صورت یکپارچه نوشته میشود و نیازی به جدا نویسی ندارد.
اگر اطلاعات بیشتری درباره کاربرد یا مفهوم خاص این کلمه دارید، خوشحال میشوم بیشتر راهنمایی کنم.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
کوپال یک نوع سنگ قیمتی است که به خاطر رنگ و شفافیتش در جواهرسازی بسیار مورد استفاده قرار میگیرد.
در منطقه شمال کشور، روستای زیبایی به نام کوپال وجود دارد که به خاطر طبیعت بکرش گردشگران زیادی را جذب میکند.
برنامه ریزی برای برگزاری جشنواره کوپال در این فصل، موجب شادی و نشاط مردم محلی شده است.