شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

[kuse]
the shark  |

کوسه

معنی: کوسه . [ س َ / س ِ ] (ص ) معروف است یعنی شخصی که او را در چانه و زنخ زیاده بر چند موی نباشد. (برهان ) (آنندراج ). کسی که وی را در چانه موی نباشد و یا چند موی بیش نبود. (ناظم الاطباء). کسی که بعد از وقت برآمدن ریش موی ریش او نروییده باشد. (غیاث ). در کردی کوسِه ، در ترکی و عربی نیز آمده و معرب آن کوسج . (از حاشیه ٔ برهان چ معین ). معرب آن کوسج . تنک ریش . سوک ریش . کم ریش . آنکه ریش سخت تنک دارد. آنکه بر عارضها موی ندارد یا سخت کم دارد. اَثَطّ. ثَطّ. اَزَط. مقابل لحیانی و ریشو و ریش تپه و بلمه . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). سِناط. (دهار). سِناط یا سُناط. سَنوط. (از منتهی الارب ) :
گر کند کوسه سوی گور بسیچ
جده جز نوخطش نخواند هیچ .
سنائی .
کوسه ای کم ریش دلی داشت تنگ
ریش کنان دید دو کس را به جنگ .
نظامی .
چو کوسه همه پیر کودک سرشت
به خوبی روند ارچه هستند زشت .
نظامی .
بلمه ای ، هان تا نگیری ریش کوسه در نبرد
هندویی ، ترکی میاموز آن ملک تمغاج را.
مولوی .
- کوسه و ریش پهن ؛ امور متضاد. دو چیز مخالف . (فرهنگ فارسی معین ). دو امر گردنیامدنی . متناقضین . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
- امثال :
کوسه پی ریش رفت بروت نیز بر سر آن نهاد . (امثال و حکم ج 3 ص 1246).
هرکه به فکر خویش است کوسه به فکر ریش است . (امثال و حکم ج 4 ص 1952).
|| به مجاز، کوچک . کم . اندک :
این حماقت نه عجب باشد از آن ریش بزرگ
هرکه را ریش بزرگ است خرد کوسه بود.
ادیب صابر.
|| شخصی که در دهانش بیست وهشت دندان باشد. (برهان ) (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین ). شخصی که در دهانش بیست وهفت دندان باشد و معرب آن کوسج است . (آنندراج ). و رجوع به کوسج شود. || (اِ) نام شکل پنجم هم هست از اشکال رمل و آن را فرح خوانند. (برهان ) (آنندراج ). شکلی از اشکال رمل که به تازی فرح گویند. (فرهنگ رشیدی ). شکل پنجم از اشکال رمل . (ناظم الاطباء). || معرب آن کوسج است ، یکی از انواع ماهیان خطرناک و درنده است که برخی از گونه های آن در خلیج فارس و شط کارون وجود دارد. (فرهنگ فارسی معین ). گونه ای ماهی عظیم الجثه ٔ غضروفی از راسته ٔ سلاسین ها که بدنی طویل و استوانه ای و فربه و سنگین دارد. حیوانی است چابک و قوی و درنده و منحصراً گوشتخوارو برخی گونه هایش ممکن است تا 13 متر طول پیدا کنند.این جانور در فکین خود و در داخل دهان دارای یک سلسله دندانهای مخروطی نوک تیز و بسیار برنده است . سخت ترین اجسام را به آسانی و سرعت قطع می کند و چون بسیار سبع و خونخوار است به اکثر حیوانات دریایی و همچنین شناگران حمله می کند و به سرعت دست یا پا و یا هر جای دیگر بدن را که مورد حمله قرار دهد می برد. بسیار دیده شده که صیادان و قایقرانانی که در دریای محل زندگی این حیوان بدون توجه یک لحظه دست خود را به طرف آب دریا برده اند، مورد حمله ٔ کوسه قرار گرفته اند دستشان قطع شده است . کوسه ماهی در آب بسیار سریع شنا می کند و ضمناً شنا کردنش آرام است به طوری که با وجود عظمت جثه اش تولید موج و حرکتی غیرعادی در آب دریا نمی کنداز این جهت خطرش بیشتر است چون بغتة شناگران را در دریا غافلگیر می کند. گونه ای از کوسه ماهی در خلیج فارس فراوان است که حداکثر طول افراد آن بین 1/5 تا 2 متر است ، ولی دارای جثه ای سنگین و بسیار درنده است . ماهی کوسه . کوسه ماهی . (فرهنگ فارسی معین ذیل ماهی ). کوسج . نام قسمی زیانکار که آدمی و دیگر حیوانات را باآلت قطاعه ٔ خویش ببرد. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): هرگز در او ماران کشنده و کژدم و شیر و ببر و سباع و حشرات موذیه نباشند چون ماران سجستان و هندوستان و کژدم نصیبین و قاشان ... و رتیلا و کیک اردبیل و سباع عرب و تمساح مصر و کوسه ٔ بصره ... (تاریخ طبرستان ). رجوع به کوسج شود.
... ادامه
1142 | 0
مترادف: 1- بي ريش، كم ريش 2- ماهي، نون
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (صفت)
مختصات: (س ) (ص .)
الگوی تکیه: WS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: kuse
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 91
شمارگان هجا: 2
دیگر زبان ها
انگلیسی
the shark
ترکی
köpek balığı
فرانسوی
requin
آلمانی
hai
اسپانیایی
tiburón
ایتالیایی
squalo
عربی
القرش
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "کوسه" در زبان فارسی به معنای نوعی ماهی دریایی است و قواعد نگارشی و گرامری خاصی دارد. در ادامه چند نکته درباره این کلمه آورده شده است:

  1. نحوه نوشتن: "کوسه" به همین شکل و بدون هیچ گونه تغییری نوشته می‌شود.

  2. جنس کلمه: "کوسه" یک اسم است و به جنس مذکر تعلق دارد.

  3. جمع: جمع "کوسه" در زبان فارسی "کوسه‌ها" است.

  4. نوع کلمه: این کلمه به عنوان اسم خاص یا عام استفاده می‌شود. در مواردی که به نوع خاصی از کوسه اشاره می‌شود (مانند کوسه‌ی سفید یا کوسه‌ی آبی)، به عنوان اسم خاص به کار می‌رود.

  5. ترکیب‌ها: "کوسه" می‌تواند در ترکیب با کلمات دیگر نیز استفاده شود، مثل "کوسه‌ماهی" یا "کوسه‌خوار".

  6. قواعد جمله‌سازی: این کلمه می‌تواند در جملات مختلف به کار برود، مثلاً:
    • "کوسه در دریا زندگی می‌کند."
    • "کوسه‌ها شکارچیان ماهری هستند."

با رعایت این نکات، می‌توان از کلمه "کوسه" به شکل صحیح و مناسب استفاده کرد.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. کوسه‌ها یکی از بزرگ‌ترین شکارچیان دریا هستند و به خاطر قدرت و سرعتشان معروفند.
  2. در سفر به اقیانوس، دیدن کوسه‌ها از نزدیک تجربه‌ای هیجان‌انگیز و ترسناک بود.
  3. فیلم‌های مستند درباره زندگی کوسه‌ها به بررسی نقش آن‌ها در اکوسیستم دریایی می‌پردازند.

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری