شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

[gāzor]
launderer  |

گازر

معنی: گازر. [ زُ / زَ ] (ص ، اِ) جامه شوی . سپیدکار . قصار. حواری . (بلعمی ). مقصر، تخته ٔ گازر. (منتهی الارب ) :
رخ تو هست مایه ٔ تو اگر
مایه ٔ گازران بود خورشید.
کسایی مروزی .
خلق را بخدای بخواند (عیسی ) و با وی هیچکس نبود از اول که از زمین بیت المقدس بیرون شد. دوازده تن بودند از گازران و گازر را بتازی قصار خوانند و حواری نیز خوانند. (ترجمه ٔ طبری بلعمی ).
جامه ٔ پر صورت دهر ای جوان
چرک شد و شد بکف گازران
رنگ همه خام و چنان پیچ و تاب
منتظرم تا چه برآید ز آب .
؟
یکی گازر آن خرد صندوق دید
بپوئید وز کارگه برکشید.
فردوسی .
چو بیگاه گازر بیامد ز رود.
بدو گفت جفتش که هست این درود
که بازآمدی جامه ها نیم نم
بدین کارکرد از که یابی درم .
فردوسی .
چون زرّ مزور نگر آن لعل بدخشش
چون چادر گازر نگر آن برد یمانیش .
ناصرخسرو.
چونکه نشویی سلب چرب خویش
گر تو چنین سخت سره گازری .
ناصرخسرو.
پیشه ٔ آفتاب خود این است
چون کسی نیکتر نگاه کند
جامه ٔ شسته را سپید کند
روی گازر همو سیاه کند.
سنایی .
وانگهی فرزند گازر گازری سازد ز تو
شوید و کوبد ترا در زیر کوبین زرنگ .
حکیم غمناک (لغت فرس اسدی چ اقبال ص 387) .
در سه نسخه ٔ خطی سوزنی که دو نسخه ٔ آن کهنه و یکی هم از روی نسخه ٔ کهن نوشته شده در بیت ذیل کلمه ٔ گازر آمده است بفتح زاء معجمه :
بنقش آزرو مانی و روی او بنگر
که تا که آید از ایشان به دلبری گازر.
اگر این نسخه صحیح باشد ظاهراً گازر مجازاً بمعنی ماهر، استاد ونظایر آن باشد. بجای کلمه ٔ گازر در بیت فوق «بر سر»میتوان گذاشت و معنی شعر هم بجا و درست خواهد بود ولی در این سه نسخه گازر است و تبدیل «برسر» به گازر در تصحیف بعید مینماید. واﷲ اعلم :
از غم صدف دو دیده پر در دارم
وز حادثه پوستین به گازر دارم .
و رجوع به پوستین به گازر دادن شود.
جامه ٔ جان هم بدست گازر غم ماند
داغ سیاهش هزار بار برافکند.
خاقانی .
و این گازر بر لب جویی بزرگ جامه شستی . (سندبادنامه ص 115).
گه شده او سبزه و من جوی آب
گه شده من گازر و او آفتاب .
نظامی .
نگه دار اندرین آشفته بازار
کدین گازر از نارنج عطار.
نظامی .
نقل است که یکبار به مکه رفته بود پیش سفیان عیینه تا اخبار سماع کند یک روز نرفت کس فرستاد تا بداند که چرا نیامده است چون برفت احمد جامه به گازر داده بود وبرهنه نشسته بود و نتوانست بیرون آمدن . (تذکرةالاولیاء عطار).
آلایش خون لشکر چین
با فیض سحاب سیل گستر
از چشمه ٔ تیغ بندگانش
هرگز نرود چو داغ گازر.
سیف اسفرنگ .
از زیر دامن تو تا چشمه بربخورشید
دامن کشان رود ابر بر آب چشم گازر.
سیف اسفرنگ .
تو پاک باش و مدار ای برادر از کس باک
زنند جامه ٔ ناپاک گازران بر سنگ .
سعدی .
گازر که به کار خود تمام است
بهرت ز حریرباف خام است .
امیرخسرو.
گازر مباش کز پی تزیین دیگری
جامه سپید کرد و ورا رو مسود است .
ابن یمین .
اتفاقاً برفی عظیم افتاده بود و دشت و صحرا پنبه زار شده و کوه و کنار از خجلت سرما چادر گازری در سر گرفته . (العراضه از امثال و حکم ).
- امثال :
گازر گرو خویش به دکان دارد . (جامعالتمثیل )، نظیر گرو در دست گازر است . رجوع به امثال و حکم دهخدا شود؛
اگر کسی خواهد که اجرت گازر دریغ دارد او در واقع زیان خود میکند چرا که اقمشه ٔ او گویا رهن او است . (آنندراج ).
مثل خانه ٔ گازر .
ما را به گازران ری چکار که جامه را پاک شویند یا ناپاک ، نظیر:
گویی ببلاساغون ترکی دو کمان دارد
گر زین دو یکی گم شد ما را چه زیان دارد.
مولوی .
رجوع به امثال و حکم دهخدا شود.
گرو در دست گازر است :
حق فرامش مکن به دولت نو
ز آنکه در دست گازر است گرو
گازر نکند به مزد تعجیل
زیرا که گرو به مزد دارد.
سنایی .
رجوع به امثال و حکم دهخدا شود.
... ادامه
776 | 0
مترادف: 1- رخت شو، سپيدشو، قصار، لباس شو 2- آبدارك
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم، صفت) [آرامی]
مختصات: (زُ یا زَ) (ص . اِ.)
الگوی تکیه: WS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: gAzor
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 228
شمارگان هجا: 2
دیگر زبان ها
انگلیسی
launderer | laundryman , tubber , gazer
ترکی
gazer
فرانسوی
gazer
آلمانی
gazer
اسپانیایی
mirador
ایتالیایی
gazer
عربی
غاسل
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "گازر" در زبان فارسی به معنای کسی است که گاز را فراهم می‌کند یا می‌فروشد. در نگارش و استفاده صحیح از این کلمه، چندین نکته وجود دارد که باید مد نظر قرار گیرد:

  1. تلفظ و نوشتار: "گازر" باید به همین شکل نوشته و تلفظ شود. توجه به نوشتار صحیح کلمه اهمیت دارد.

  2. کاربرد صحیح: این کلمه به عنوان یک اسم به کار می‌رود و معمولاً در متون مرتبط با صنعت گاز یا مشاغل مرتبط مورد استفاده قرار می‌گیرد.

  3. نقش کلمه در جمله: "گازر" می‌تواند در جملات به عنوان فاعل یا مفعول به کار رود. به عنوان مثال:

    • "گازرها خدمات خود را به مشتریان ارائه می‌دهند." (فاعل)
    • "مشتری از گازر خریداری کرد." (مفعول)
  4. جمع: برای جمع بستن کلمه "گازر" می‌توان از "گازرها" استفاده کرد.

  5. نکات نگارشی: استفاده از کلمات و عبارات مرتبط، مانند "گاز" و "گازرسانی"، در متن می‌تواند مفهوم را بهتر منتقل کند.

در نهایت، توجه به شیوه‌های درست نگارش و گرامر در استفاده از واژه‌ها بسیار مهم است تا از ابهام یا سوءبرداشت جلوگیری شود.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. گازر مشغول تعمیر سیستم گرمایشی خانه بود تا در روزهای سرد زمستان گرم بمانیم.
  2. در شهر ما، گازرها نقش مهمی در راه‌اندازی و نگهداری شبکه گاز دارند.
  3. وقتی گازر به خانه‌مان آمد، به ما یاد داد که چگونه به طور ایمن از دستگاه‌های گازسوز استفاده کنیم.

واژگان مرتبط: لباس شوی، کارگر لباسشوی مرد، تغار ساز، شستشو دهنده

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری