جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: گرآب . [ گ َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان بالا از بخش طالقان شهرستان تهران ، واقع در 32هزارگزی خاور شهرک ، سر راه عمومی و مالرو طالقان به شاه پل . کوهستانی و سردسیر و دارای 255 تن سکنه است . رود محلی و چشمه سار دارد. محصول آن غلات ، بنشن و لبنیات است . شغل اهالی زراعت و گله داری است و عده ای برای تأمین معاش به تهران می روند. از صنایع دستی مختصر کرباس ، گلیم و جاجیم بافی معمول است . مزارع عسلک ، داموتی و پای قلعه دختر جزء این ده است . سرچشمه ٔ اصلی شاهرود از ارتفاعات این ده میباشد.راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1). garab جرب
کلمه "گرآب" در فارسی به معنای "آب گرم" یا "آب داغ" است و به صورت ترکیبی از "گر" (به معنای گرم) و "آب" تشکیل شده است. در ادامه چند نکته درباره قواعد نگارشی و فارسی این کلمه آورده شده است:
فاصلهگذاری: در زبان فارسی، کلمات ترکیبی معمولاً به صورت پیوسته نوشته میشوند، بنابراین "گرآب" به همین شکل نوشته میشود و نیازی به فاصله بین دو قسمت ندارد.
اوزان و تصرفات: شما میتوانید با تغییر اوزان و افزودن پسوندها به این کلمه، کلمات جدیدی بسازید، مثلاً "گرآبی" (به معنای دارای آب گرم) یا "گرآبکن" (به معنای وسیلهای برای گرم کردن آب).
نحوه استفاده: در متنها، بسته به بافت جملات، میتوانید از "گرآب" به عنوان اسم استفاده کنید. مثلاً: "من برای شستن ظرفها به گرآب احتیاج دارم."
نکات صرفی و نحوی: بایستی به قواعد صرف و نحو توجه داشت. کلمه "گرآب" به عنوان اسم فاعل یا مفعول در جملات مختلف به کار میرود.
اگر سوال خاصی درباره کاربرد یا نحوه استفاده از این کلمه دارید، خوشحال میشوم که بیشتر کمک کنم.
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر