جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: گزیر. [ گ ُ ] (اِ) ظ. از وی - چریه . مخفف آن «گزر»، و قیاس شود با گزیردن . (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). چاره و علاج باشد چه ناگزیر ناچار و لاعلاج را گویند و افاده ٔ ضرورت هم میکند. (برهان ) (آنندراج ). محتد. بُد : ز خون جوانی که بد زآن گزیر بخستی دل ما به پیکان تیر. فردوسی . ازچند سال باز تو امروز یافتی آن مرتبت کز آن نبود مر ترا گزیر. فرخی . خدای فایده ٔ مهرش اندر آب نهاد کز آب زنده بود خلق وز آب نیست گزیر. عنصری . از حشمت تو مُلک ملک را گزیر نیست آری درخت را بود از آب ناگزیر. منوچهری (دیوان چ دبیرسیاقی ص 36). ز بن بر گریزندگان ره مگیر مریز از کسی خون که باشد گزیر. اسدی . تا نیست انجم و مه و خورشید را مدام از سیر برج برج گزیر اندر آسمان . سوزنی . آگه شدم که خدمت مخلوق هیچ نیست هست از همه گزیر و زاﷲ ناگزیر. سوزنی . و رعایا را از لقمه و طعمه گزیر نباشد. (سندبادنامه ). مرده گور بوددر نخجیر مرده را کی بود ز گور گزیر. نظامی . زن چو از راستی ندید گزیر گفت کاحوال این سیاه حریر. نظامی . نیاید هیچ چیزی راه گیرش که بود از هرچه پیش آمد گزیرش . عطار (اسرارنامه ). چون کنم کز دل شکیبایم ز دلبر ناشکیب چون کنم کز جان گزیر است و ز جانان ناگزیر. سعدی (طیبات ). بس روان گردد به زندان سعیر که نباشد خار را ز آتش گزیر. مولوی . در عاشقی گزیر نباشد زسوز و ساز استاده ام چو شمع مترسان ز آتشم . حافظ. - ناگزیر : کنون پادشاهی شاه اردشیر بگویم که پیش آمدم ناگزیر. فردوسی . از حشمت تو مُلک ملک را گزیر نیست آری درخت را بود از آب ناگزیر. منوچهری (دیوان چ دبیرسیاقی ص 36). آدمی از چهار چیز ناگزیر است : اول نانی ، دویم خلقانی ، سیم ویرانی ، چهارم جانانی . (قابوسنامه ). آگه شدم که خدمت مخلوق هیچ نیست هست از همه گزیر و ز اﷲ ناگزیر. سوزنی . چون کنم کز دل شکیبایم ز دلبرناشکیب چون کنم کز جان گزیر است و ز جانان ناگزیر. سعدی (طیبات ). ناگزیر جمله کآن حی قدیر لایزال و لم یزل فرد بصیر. مولوی . چاره، علاج ghazir gazi ghazir ghazir ghazir ghazir
کلمه "گزیر" در زبان فارسی به معنی "فرار" یا "دوری" است و در موارد مختلفی مورد استفاده قرار میگیرد. در ادامه به برخی نکات نگارشی و قواعدی که میتواند در استفاده از این کلمه مفید باشد اشاره میکنم:
تحریری و گفتاری: "گزیر" بهطور کلی در متون ادبی و رسمی کاربرد بیشتری دارد. در محاورات روزمره ممکن است از واژههای سادهتری مانند "فرار" استفاده شود.
جملات و عبارات: این کلمه معمولاً در جملاتی به کار میرود که مفهوم فرار یا دوری را میرسانند. بهعنوان مثال:
"او از شرایط سخت زندگی گزیر کرد."
"به دنبال گزیر از مشکلات بود."
قافیه و شعر: "گزیر" میتواند بهعنوان یک واژه قافیه برای اشعار و نوشتههای ادبی مورد استفاده قرار گیرد.
نکات نگارشی:
توجه داشته باشید که این کلمه معمولاً بهصورت مبنایی (بدون تغییر) استفاده میشود و بهندرت با پیشوند یا پسوند تغییر میکند.
در نوشتارهای رسمی، از کاربرد کلمات هممعنی یا مترادف نیز میتوانید بهره ببرید تا تنوع ایجاد کنید، اما دقت کنید که معنای جمله تغییر نکند.
استفاده درست از "گزیر" در جملات و متنها میتواند به شفافیت و غنای نوشتار شما کمک کند.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
در شرایط بحرانی، انسان هیچ گزیری جز اتخاذ تصمیمات سریع و مؤثر ندارد.
او احساس کرد که در برابر چالشهای زندگی، هیچ گزیری برای فرار از مسئولیتهایش ندارد.
در نابهسامانیهای اجتماعی، گاهی باید با واقعیتها روبهرو شویم، زیرا هیچ گزیری از آنها وجود ندارد.