شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

gešniz
coriander  |

گشنیز

معنی: گشنیز. [ گ ِ ] (اِ) در پهلوی گشنیج = گشنیز کردی کشنیش و کشنش (کریاندر، فرانسوی ) . گشنیز گیاهی است از تیره ٔ چتریان که برگهای تازه ٔ آن خوراکی و دانه های وی تقریباً کروی و جوهر مخصوصی دارد که بسیار تند است . گشنیج . (از حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). رستنیس باشد که آنرا به عربی جلجلان گویند. (از برهان ). اسم فارسی کزبره است . (تحفه ٔ حکیم مؤمن ). نباتی است که تخم آنرا بمجاز گشنیز خوانند و درون آن تخم نیز از مغز تهی است . (آنندراج ) (انجمن آرا). تخم معروف است ازمزیل و در عرف بفتح کاف عربی شهرت دارد. (غیاث ). دانه ٔ کوچک مدوری است که از بوته ٔ معطری تحصیل میشود. این بوته از چین آورده شده حالا بسیار متداول است و تخم آنرا در بهار کاشته و از برای معطر بودنش بسیار مستعمل است . (قاموس کتاب مقدس ). یک نوع گیاهی از طایفه ٔ چتری که برگ آنرا در پرهیزانه ٔ بیماران داخل کنند. (ناظم الاطباء): تَقدَه یا تِقدِه و جُلجُلان ؛ دانه ٔگشنیز و کنجد. کُسبَرَه . (منتهی الارب ) :
این است پند حجت و این است مغز دین
و آرایش سخنش چو گشنیز و کرویاست .
ناصرخسرو (دیوان چ تهران ص 82).
از غایت جود و کرم و برّ ومروت
ناخواسته بخشی به همه خلق همه چیز
آن بخت ندارند که ناخواسته یابند
چیز این دو سه تا شاعر بی مغز چو گشنیز.
سوزنی (دیوان ص 439).
از تف تیغ فتنه باد تهی
دشمنت را دماغ چون گشنیز.
انوری .
گنده از زیره و گشنیز بسر میگردید
نخود آب از عرق و مشک معطر میشد.
بسحاق اطعمه (دیوان چ شیراز ص 56).
- آش گشنیز ؛ آشی که با گشنیز درست کنند.
- گشنیزپلو ؛ پلوی که گشنیز داخل آن کنند.
... ادامه
650 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) [پهلوی: gišnič] ‹گشنیج، کشنیز› (زیست‌شناسی)
مختصات: (گِ) [ په . ] (اِ.)
الگوی تکیه: WS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: geSniz
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 387
شمارگان هجا: 2
دیگر زبان ها
انگلیسی
coriander | cilantro
ترکی
kişniş
فرانسوی
coriandre
آلمانی
koriander
اسپانیایی
cilantro
ایتالیایی
coriandolo
عربی
كزبرة | كزبرة نبات , كسبرة
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

در زبان فارسی، کلمه «گشنیز» به عنوان نام یک گیاه معطر و خوراکی استفاده می‌شود. در اینجا چند نکته در مورد قواعد فارسی و نگارشی مربوط به این کلمه آورده شده است:

  1. املا: کلمه «گشنیز» به این شکل نوشته می‌شود و از نظر املایی صحیح است. اشتباهات معمولی مانند نوشتن آن به شکل‌های «گسنیز» یا «گشنیز» نادرست هستند.

  2. جنس کلمه: «گشنیز» به طور کلی به عنوان اسم مذكر شناخته می‌شود.

  3. جمع‌سازی: برای جمع بستن این کلمه، می‌توان از پسوند جمع «ـ‌ها» استفاده کرد و آن را به صورت «گشنیزها» جمع بندید.

  4. نحوه استفاده: می‌توان از این کلمه در جملات مختلف با معانی متفاوت استفاده کرد. به عنوان مثال:

    • «من برای سالاد، گشنیز تازه خریدم».
    • «گشنیز عطر و طعم خاصی به غذا می‌بخشد».
  5. نکات نگارشی: در متن‌ها، به‌خصوص در نوشته‌های علمی یا رسمی، بهتر است برای گیاهان و مواد خوراکی نام کامل آن‌ها ذکر شود و گاه در کنار آن، فواید یا خواص آن نیز بیان شود.

  6. مفاهیم مرتبط: ممکن است هنگام بحث درباره گشنیز، از واژه‌های دیگری مانند «ادویه‌جات»، «سبزیجات» یا «معطر» نیز استفاده شود.

با رعایت این نکات، می‌توان به درستی از کلمه «گشنیز» استفاده کرد و نگارش مناسبی در متن‌های فارسی داشت.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. گشنیز یکی از سبزی‌های خوش‌عطر و طعم است که در تهیه سالادها و غذاهای مختلف مورد استفاده قرار می‌گیرد.
  2. من در آشپزی‌ام همیشه از گشنیز تازه استفاده می‌کنم تا طعم غذاها را بهتر کنم.
  3. در بازار محلی، گشنیز به‌عنوان یکی از سبزی‌های محبوب در بین مشتریان به فروش می‌رسد.

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری