جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: آهنج . [ هََ ] (نف مرخم ) در کلمات مرکبه چون آب آهنج و جان آهنج و دم آهنج و سکارآهنج و عالم آهنج و کفن آهنج و گوشت آهنج و معده آهنج ، به معنی آهنجنده یعنی برآورنده و برکننده و بیرون کننده و برکشنده است : آفریده مردمان مر رنج را پیشه کرده رنج جان آهنج را. رودکی . آفرین بادا برآن شمشیر جان آهنج تو. قطران . بدست راد تو اندر حسام جان آهنج بدان صفت که بود در میان بحر نهنگ . کمال اسماعیل . که آن ترک در جنگ نر اژدهاست دم آهنج و در کینه ابر بلاست . فردوسی . بدو گفت کای مردم بی بها ببین آن دم آهنج نر اژدها. فردوسی . بدو گفت شنگل که ما را بلاست که بر بوم ما بر یکی اژدهاست بخشکی ّ و دریا همی بگذرد نهنگ دم آهنج را بشکرد. فردوسی . شه عالم آهنج گیتی نورد در آن خاک یک ماه کرد آبخورد. نظامی . گر ز حبس باد قولنجت کند چارمیخ معده آهنجت کند. ؟ الکُلاّب ؛ سکارآهنج . النباش ؛ کفن آهنج . المنشال ؛ گوشت آهنج . (دهار). || (اِ) آهنگ . عزم . اراده . قصد. anj انج anj anj anj anj anj
کلمه "آهنج" در زبان فارسی به معنای "بند آهنین" یا "زنجیر" است و در برخی موارد به طور استعاری برای اشاره به محدودیتها یا مشکلاتی که فردی با آنها مواجه است، به کار میرود. در مورد قواعد نگارشی و گرامری این کلمه، به چند نکته توجه کنید:
جدا نویسی یا وصله نویسی: این کلمه باید به صورت متصل نوشته شود و به شکل "آهنج" بینقطه و بدون فاصله بین حروف.
تلفظ: هنگام تلفظ، توجه کنید که "آ" در ابتدای کلمه، بلند است و "ه" به صورت غیرمقصود بخوانید.
صرف و نحو: این کلمه معمولاً به عنوان یک اسم استفاده میشود و میتواند در جملات به عنوان فاعل، مفعول یا مضافالیه به کار رود.
استفاده در جملات: میتوان از این کلمه در جملات به این شکل استفاده کرد:
"آن آهنج سنگین باعث محدودیت در حرکت او شده بود."
"او نمیتوانست از آهنج دلخستهی زندگی آزاد شود."
نکات نگارشی: از علائم نگارشی مانند ویرگول و نقطهگذاری به درستی استفاده کنید تا جملات واضح و قابل فهم باشند.
با رعایت این نکات، میتوانید به درستی از کلمه "آهنج" در نوشتار خود استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
آهنگ ملایم طبیعت در صبح زود، آرامش خاصی به من میدهد.
او همیشه هنگام خواندن آهنگ مورد علاقهاش لبخند به لب دارد.
این آهنگ به یادآورنده خاطرات شیرین دوران کودکیام است.