جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: گه گه . [ گ َه ْ گ َه ْ ] (ق مرکب ) مخفف گاه گاه . گه گاه : همه دوستدار و برادر شویم بود نیز گه گه که برتر شویم . فردوسی . حق تن شهری به علف چند گزاری گه گه به سخن نیز حق مهمان بگزار. ناصرخسرو. گرچه گه گه پشه ، دل مشغول دارد پیل را پیل دارد گاه جنگ از انتقام پشه عار. عبدالواسع جبلی . مدار باز رهی را اگر کند گه گه ز روی مهر بدان روی همچو مهر نگاه . سوزنی . رفتمی گه گهی به دریابار سودها دیدمی در آن بسیار. نظامی . گه گه خیال در سرم آید که این منم ملک عجم گرفته به تیغ سخنوری . سعدی . عروسی بس خوشی ای دختر رز ولی گه گه سزاوار طلاقی . حافظ. gah gah جاه جاه
کلمه "گه گه" در زبان فارسی به معنای "گاهی" یا "هر از چند گاهی" به کار میرود و به طور غیررسمی در محاورهها و مکالمات روزمره استفاده میشود. در زیر به چند نکته درباره قواعد نگارشی و استفاده از این کلمه اشاره میشود:
نوشته و املای صحیح: املای صحیح این کلمه "گه گه" است و باید با فاصله بین دو واژه نوشته شود.
موقعیت جملات: "گه گه" معمولاً در جملات زمانی به کار میرود و معنایی موقت و مقطعی را القا میکند. برای مثال: "گاهگاه باران میبارد."
شکل نوشتاری: در نوشتار رسمی، توصیه میشود که از کلمه "گاهگاه" به جای "گه گه" استفاده شود. "گاهگاه" شکل استاندارد و ادبیتری است که در متون رسمی بیشتر مورد استفاده قرار میگیرد.
پارسایی در استفاده: توجه کنید که این کلمه بیشتر در زبان محاورهای و غیررسمی به کار میرود و در موقعیتهای رسمی و نوشتاری جدیتر میتوان به واژههای جایگزین رسمیت بیشتری بدهید.
به طور کلی "گه گه" کلمهای غیررسمی است که در مکالمات روزمره به کار میرود، اما در متون رسمیتر به "گاهگاه" تغییر داده میشود.
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر