جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: گیا. (اِ) مخفف گیاه است که علف باشد. (برهان قاطع) (فرهنگ نظام ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (غیاث اللغات ) (فرهنگ شعوری ج 2 ص 308). علف ستوران . (صحاح الفرس ). علف هرزه و خودرو.سبزه . نبات . رستنی . بررسته . گیاغ . عشب : نهان شاه در خانه ٔ آسیا نشست از بر خشک لختی گیا. فردوسی . که دانست هرگز که سروبلند به باغ از گیا یافت خواهد گزند. فردوسی . خورش گور و پوشش هم از چرم گور گیا خورد گاهی و گاه آب شور. فردوسی . باد را کیمیای سوده که داد که از او زرّ ساو گشت گیا . فرخی . زین هردو زمین هرچه گیا روید تاحشر بیخش همه روین بود و شاخ طبرخون . عنصری (از لغت فرس ). آنجا که حسام تو نماید روی از خون عدو شود گیا روین . عسجدی (از لغت فرس ). زمینی ز راغن بسختی چو سنگ نه آرامگاه و نه آب و گیا. بهرامی (از لغت فرس ). گیا هرچند خود روید به بستان دهندش آب در سایه ٔگلستان . (ویس و رامین ). بدین کوه تنها نشستت چراست چه چیزست خوردت چو پوشش گیاست . اسدی . چو دیدی که گیتی ندارد بها از او بس بود خورد و پوشش گیا. اسدی . همه خاک او نرم چون توتیا برو مردمی رسته همچون گیا. اسدی . و جانور هست که مرا او را خود شیر نیست البته همان ساعت که بزاید گیا خورد. (جامع الحکمتین ص 204). گاو را گرچه گیا نیست چو لوزینه ٔ تر بِه ْ گوارد به همه حال ز لوزینه گیاش . ناصرخسرو. بن این جهان بی گمان چون گیاست جز این مردمان را که دانی خطاست . ناصرخسرو. گیا سوی هشیار پیغمبر است که با خالق و خلق پاک آشنا است . ناصرخسرو. گردون چو مرغزار و مه نو بر او چو داس گفتی و آفتاب همی بدرود گیا. امیرمعزی (از صحاح الفرس ). بر مهان نشوم ور شوم چو خاک مهین غم کیا نخورم ور خورم به کوه گیا. خاقانی . یا کلاهی کز گیا بافد شبان بر سر تاج کیان خواهم فشاند. خاقانی . زهی صدری که خصمت را گیا نفرین همی خواند نگر تا آنکه جان دارد چه نفرین بر زبان راند. خاقانی . کسی کو نهد دل به مشتی گیا نگردد به گرد تو چون آسیا. نظامی . گیا را زیر نعل آهسته میسفت در آن آهستگی آهسته میگفت . نظامی . بیخ تخم گیا طلب میکرد اندک اندک به جای نان میخورد. نظامی . من تشنه جان سپردم آنگه چه سود دارد آب از دو چشم دادن بر خاک من گیا را. سعدی . رجوع به گیاه شود. ترکیب ها: - اجل گیا . اشترگیا. بیدگیا. ترش گیا. خرس گیا. زرگیا. زهرگیا. شترگیا. شیرگیا. گندگیا. گورگیا. مردم گیا. مهرگیاه . موی گیا. نوش گیا. مارگیا. رجوع به ذیل هریک از این ترکیبات شود. || محوطه ٔ ده . (برهان قاطع). بسیاری از نامهای دیه های گیلان و مازندران به «گیا» ختم شود بنام مؤسس و بانی آن دیه . (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). flora, gia نبات، بحث في نباتات إقليم، حياة نباتية، النباتات کلیه گیاهان یک سرزمین، گیاه نامه
کلمه "گیا" در زبان فارسی میتواند به عنوان یک واژه و یا بخشی از ترکیبات مختلف به کار رود. در اینجا به توضیحاتی در مورد قواعد نگارشی و استفادههای مختلف این کلمه میپردازیم:
معنی و کاربرد:
"گیا" به معنای "رفت" و به طور خاص به تصرف فعل "رفتن" در زمان گذشته است.
همچنین در برخی موارد، "گیا" میتواند به عنوان بخشی از ترکیبات دیگر یا در اشعار و ادبیات مورد استفاده قرار گیرد.
قواعد نگارش:
همیشه باید دقت کرد که "گیا" در متن، به درستی و در محل مناسب خود استفاده شود.
همچنین لازم است به همصدایی واژهها و ساختار جملات توجه کنید که با این کلمه همخوانی داشته باشد.
جملات مثال:
"او به پارک گیا."
"دیروز به بازار گیا."
نکات نگارشی:
استفاده از کلمه "گیا" در جملات خبری باید با حفظ ساختار درست جمله باشد.
به کاربرد و معنای جملات و نوع متن توجه داشته باشید تا حتماً «گیا» درست و متناسب با زمان و فعل اصلی استفاده شود.
در نهایت، به یاد داشته باشید که کلمات باید در بافت و زمینه درست خود به کار روند تا معنی مطلوب را به خواننده منتقل کنند.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
در باغچه ما، گلابی و سیب از جمله گیاهایی هستند که همیشه نشاط را به فضا میآورند.
گیاهان آپارتمانی، نه تنها زیبایی را به منزل میبخشند، بلکه به عنوان گیاهایی مفید در تصفیه هوا نیز عمل میکنند.
در کتابهای آموزشی زیستشناسی، به اهمیت گیاهایی مثل درختان و گلها در اکوسیستمها پرداخته شده است.
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر