جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
کلمه "گیر افتادن" در زبان فارسی به معنی گرفتار شدن یا به دشواری افتادن است. برای استفاده صحیح از این کلمه در متون، چند نکتهى نگارشى و دستورى وجود دارد:
نحو و ساختار جملات:
"گیر افتادن" یک فعل ترکیبی است که به صورت معکوس (فعل ) و پیشوند (گیر) و فعل اصلی (افتادن) به کار میرود.
مثال: "او در ترافیک گیر افتاد."
زمان فعل:
این فعل میتواند در زمانهای مختلف به کار برود، مانند حال، گذشته، آینده و غیره.
مثال: "اگر در این شرایط بمانید، ممکن است دوباره گیر بیفتید." (آینده)
الفاظ مشابه:
از الفاظ مشابه میتوان به "گرفتار شدن" یا "به دام افتادن" اشاره کرد که هر کدام بار معنایی خاص خود را دارند.
مثال: "او در دام مشکلات مالی گرفتار شد."
جایگاه در جمله:
این ترکیب میتواند در جایگاههای مختلفی در جمله قرار بگیرد، مانند فاعل یا مفعول.
مثال: "ما در باران گیر افتادیم."
تطابق با حروف اضافه:
برای ایجاد جملات صحیح از حروف اضافه مناسب استفاده کنید. به طور معمول "در" و "به" به کار میروند.
مثال: "او در بحث گیر افتاده است."
با رعایت این نکات، میتوانید از کلمه "گیر افتادن" به درستی در جملات فارسی استفاده کنید.
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: متصل کردن، سنجاقزدن به، باسنجاق محکم کردن، متصل کردن به، چسبیدن، چسباندن، بهم پیوستن، فرو بردن، بستن، متروک ماندن، رسیدن، بصخره خوردن، تنها گذاشتن، بهم بافتن و بصورت طناب دراوردن، درهم و برهم کردن، ژولیدن، ژولیده کردن، درهم پیچیدن، گرفتار کردن
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر