جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: گیو. [ وْ ] (اِخ ) دهی است از دهستان عربخانه بخش شوسف شهرستان بیرجند. واقع در 131هزارگزی شمال باختری شوسف و سر راه مالرو عمومی شوسف . محلی جلگه و هوای آن گرمسیر و سکنه ٔ آن 500 تن است . آب آن از قنات تأمین میشود. محصول آن غلات و پنبه و شغل اهالی زراعت است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9). give منح، أعطى، دفع، وهب، خصص، كشف نفسه، يعطي
کلمه "گیو" در زبان فارسی میتواند به چند معنا و به کار برده شود. این کلمه در برخی متون به عنوان نام خاص (نظیر شخصیتهای اسطورهای یا ادبیات) آمده است. در زبان فارسی از نظر دینی و ادبی هم به کار میرود.
قواعد نوشتاری و نگارشی:
نقطهگذاری: اگر "گیو" در وسط جمله باشد، باید طبق قواعد نقطهگذاری سایر کلمات، از علامتهای نگارشی مناسب استفاده شود.
حروف بزرگ و کوچک: اگر گیو به عنوان نام خاص به کار رود (مانند نام فرد، شخصیت یا مکان)، معمولاً با حرف بزرگ آغاز میشود.
جدا کردن: اگر "گیو" بخشی از یک ترکیب باشد، باید طبق قواعد نحوی و نگارشی فارسی آن را با سایر کلمات صحیح ترکیب کرد.
مثالهای کاربردی:
به عنوان نام: "گیو در داستانهای شاهنامه به عنوان یکی از قهرمانان شناخته میشود."
به عنوان صفت یا صدا: "گیو" به صداهای خاصی که از سوی یک شخصیت تولید میشود نیز میتواند اشاره کند.
به طور کلی، در استفاده از "گیو" باید به ساختار جمله، معنا و تشخیص آن به عنوان نام خاص یا واژه کلی توجه شود.
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر